فایل کامل رمان رزهای وحشی PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
57 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان رزهای وحشی PDF دارای ۱۴۵۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان رزهای وحشی PDF :

هر چند خود شوهرش با خنده ای حالت تهوع انگیز اجازه ی این دیدار را داده بود! دیداری برای خداحافظی.. همراز با لباس نباتیش، آرایش بی نقصش، موهای بلوند شده اش شاید واقعا زیبا ترین عروس شهر شده بود! درست مثل آرزو هایش… و پاهای میکائیل جانی برای حرکت نداشت اما سمتش قدم برداشت و عروس زیبا وقتی برگشت چشمانش اشکی بود و با دیدن میکائیل چانه اش لرزید و بی جان لب زد: – میکائ… پر آرامش و آرام پرید وسط کلمه اش: – اسم‌ منو آوردی نیاوردیا…‌

خلاصه‌ فایل کامل رمان رزهای وحشی PDF

هیچی نگفت ولی چشمانش کمی بیشتر باز شد و رز لبش رو بین دندون هایش گرفت و ادامه داد: – یادته قرار بود یه بازی بکنیم؟ بازی که اگه من بردم برای همیشه از پیشت برم… آب دهانش را قورت داد و با خنده ی تلخی ادامه داد: – ولی اگه تو ببری هر کار دوست داشته باشی باهام بکنی… یادته؟! میکائیل باز هم در سکوت خیره ی رز بود و رز خیره به تاریکی بیرون ادامه داد: – بیا بازیو شروع کنیم… اگه با من تا جایی که میگم بیای بازی رو بردی ولی اگه نیای… با بغض ادامه داد: – بازی رو من بردم و برای همیشه میرم! و دنیا دنیایی عجیبیست! یک روز می‌خواهی با تقلا و زور ضرب بازی ها را ببری اما یک شب از بردت هم می‌ترسی… دوستت تبدیل به دشمنت می شود. دشمنت برمی خیزد و تبدیل به دوستت می‌شود. دنیای غریبیست! ترس را کنار زده بود…

در تاریکی از ماشین پیاده شده بود با ضرب و زور میکائیل نیمه بیهوش را از ماشین بیرون کشیده بود و با دستانش گوشی میکائیل را محکم چسبیده بود… و نور چراغ قوه ی گوشی بی هدف در تاریکی می‌چرخید و باران شدت گرفته بود! میکائیل تن سنگینش لش شده بود رز با دو دستش سعی بر این داشت که میکائیل روی زمین نیفتد و در گوشش لب می‌زد: – فقط تا برنج شالی زارا میکائیل منظورش این بود فقط ده قدم بردار تا بین شالیزار های بلند برنج پنهان شویم بعد دیگر هیچی ازت نمی‌خواهم… ده قدم تا برنده شدن فاصله داری… رز خودش هم باور نمی‌کرد برای برنده شدن میکائیل این قدر تلاش کند و اولین قدم را باهم برداشتند صدای ناله ی میکائیل بلند شد و دستش روی دنده هایش نشست و بیشترین درد را از آن قسمت دریافت می‌کرد و نالید: – نمی‌تونم باران نیمه هوشیارش کرده بود و با این حال رز غرید

– می‌تونی… میکائیل می‌تونی و سر انجام میکائیل را با هر زحمتی که بود سمت شالیزار برنج کشید و صدای ناله هایش دیگر قطع نمی‌شد و آخر شد! وسط شالیزار های برنج روی زمین گلی جا پیدا کردند..‌. رز روی زمین نشسته بود و سر میکائیل و بالا تنه ی مردانش روی پاهایش بود! دستان رز روی موهای میکائیل نوازش وار نشست و میکائیل کلمه ای که ده بار تا الان لب زده بود را تکرار کرد: – همراز…؟ چرا این قدر صدایش می‌کرد؟ این بار رز نیشخندی زد و جواب داد: – جانم!؟ – نباید… نفس نفس می‌زد: – می‌رفتی! در گوشش آهسته به جای خودش این بار نه همراز خیالی میکائیل لب زد: – من نمیرم میکائیل چشمانش بسته بود و نیشخند کوچکی روی لب هایش نقش بست: – من؟! رز فقط می‌خواست تاییدش کند حتی معنی دیالوگ هایی که می‌گفتند رو هم زیاد نمی‌فهمید!

فقط می‌خواست میکائیل حرف بزند تا حواسش از امشب و اتفاقاتش پرت شود! – آره تو… و میکائیل با سختی تمام و نفس نفس زنان دیالوگ های بلند را پشت هم چید: – من… من تنهایی تو کوچه های تنگ و ترش تهران قد کشیدم! من… تنهایی کار کردم، تنهایی دعوا کردم، تنهایی مست کردم، تنهایی زخمامو بستمو تنهایی دردامو داد زدم رز موهای میکائیل را نوازش می‌کرد و میکائیل ادامه داد: – همراز… فکر می‌کردم از یه جایی به بعد میتونم تنها نباشم اما اشتباه فکر می‌کردم؛ همراز به خاطرت تا لجنزار اومدم اما تو… چند بار سرفه کرد و رز فقط گوش شنوا بود: – تو منو توی اون لجنزار تنها گذاشتی… حالا حالا من غرق شدم تو این لجنزار حرف می‌زد و کم کم لرز گرفته بودتش و همان لحظه صدای ویبره ی گوشی میکائیل بلند شد! عروسی، در هوای بارانی ته باغ ایستاده بود‌ و پایان مجلس بود و حالا از دید داماد غیب شده بود!

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.