فایل کامل رمان زن قراردادی PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان زن قراردادی PDF دارای ۲۵۹ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان زن قراردادی PDF :
شبها برای او مثل پناهگاه بودند؛ جایی میان سکوت و نور کمرنگ ماه، جایی برای پرسه در خیال و آرزو. اما یک تلفن همهچیز را تغییر داد؛ صدایی از آنسوی خط که در جستوجوی «فوقالعاده» بود، اما در پشت بغضش چیزی جز دروغ و دلتنگی شنیده نمیشد. آن مکالمه مثل تلنگری بود؛ او را روبهروی واقعیتی گذاشت که مدام انکارش میکرد: زندگی، فقط انتظار کشیدن برای لحظهایست که شاید هرگز نیاید;
تکه ای از فایل کامل رمان زن قراردادی PDF
یه زندگی حسابشده و با برنامهریزی دقیق، با این هدف که از تمام لحظههاش بهره ببریم. ایلیا بهآرامی بلند شد و نشست: ـ در توانم هست این کارو بکنم؟ ـ البته پسرم; اگه خودتو به دست بیماری نسپری. احساس ضعف میکرد. ـ فکر میکنی من خستهام مادر، اما اگه تو کمکم کنی، با تو میام; فقط به خاطر دل توئه. گرمای اشک در تمام تنش پیچید، در حالیکه جلوی فوران چشمهایش را گرفته بود. ـ نمیدونم کجا; فقط میدونم که میریم; زندگی کنیم. همین. ایلیا در دلش به دلِ مادر فکر میکرد؛ دلِ آزرده. او میدانست که خودش خواهد رفت و دیگر چیزی نخواهد فهمید، اما مادر میماند و عمرِ باقی را با آن خاطرات، درد خواهد کشید. پس بهتر است بگذارد هر خدمتی که دوست دارد برای او انجام دهد، تا بعد از پسرش خوشحال باشد که هرچه از دستش برآمده، کرده است. ـ ولی مادر، رفتن خرج داره; اندوختهی کافی داری؟
ـ بله، پول به اندازهی کافی هست، نگران نباش. فقط سعی کن به خودت کمک کنی تا بیماریت مغلوب بشه. ـ من سعی خودمو میکنم. ـ فقط کافیه راه بیفتیم. جاده خودش ما رو میبره; از همین دور و برها شروع میکنیم، از همین شهرکهای حومه؛ هم هواشون خوبه، هم ساکت و آرومن. هر وقت خسته شدیم، راه میافتیم میریم یه جای دیگه. هر جا که تو دوست داشته باشی. وسایل شخصی و موردنیازش را یادداشت کرده بود؛ فکر کرد فقط وسایل خیلی سبک و قابل حمل بردارد. ایلیا هم آرامآرام وسایل خود را جمعآوری کرده و ضروریها را انتخاب میکرد. باید بار سفر را طوری بست که در چمدانی کوچک جا بگیرد. دفترچهی پساندازش را باز کرد؛ مبلغ قابل توجهی نداشت. حقوق خودش هم که به علت مرخصی حذف شده بود. تنها درآمد ثابت، حقوق همسر درگذشتهاش بود که میتوانست روی آن حساب کند.
با توجه به مخارج معالجه، نیاز به درآمد بیشتری داشت. به فکرش رسید که وسایل خصوصی خود را در یکی از اتاقها بگذارد و بقیهی آپارتمان را مبله اجاره دهد. باید دنبال کسی میگشت که بهمحض نیاز، خانه را تخلیه کند یا حداقل آنقدر آشنا باشد که اگر برگشتند، بتوانند مدتی در همان اتاق وسایل خود زندگی کنند. بههرحال، مشکل قابل حلی بود و کاری بود که باید انجام میشد. ایلیا وقتی در جریان تصمیم مادر قرار گرفت، ابتدا مخالفت کرد. میترسید آواره شوند، و اگر حالش بد شد و توان سفر را نداشت، جایی برای بازگشت نداشته باشند. اما مادر به او اطمینان داد که چنین مشکلی پیش نخواهد آمد؛ چون یکی از دوستانش که در خارج از کشور به سر میبرد، کلید خانهی ویلاییاش را در قشم به او سپرده و از او صمیمانه خواسته بود هر وقت که مایل بود، میتواند مدتی را در آنجا به سر ببرد. در درون همهی این گفتوگوها، مادر و پسر به این نتیجه رسیدند
که اولین مقصد، همان ویلای دوستشان باشد؛ چون بهتر بود از شهر زیاد دور نشوند تا بتوانند خود را برای سفرهای بعدی بیازمایند. فکرِ سفر برای ایلیا سخت بود؛ دلش میخواست گوشهای آرام بگیرد و مرگ را بپذیرد; اما مادر نمیتوانست در انتظار مرگ او بنشیند. اتومبیل کوچکی، سربالاییها را پشت سر میگذاشت. انگار این اتومبیل، که فضای درونش از شوقِ رفتن پُر بود، هرچه پیشتر میرفت، هوا را برای آنها مطبوعتر میکرد. مثل هوای خنک کوهستان در مردادماهِ گرم، به ریههای منتظرشان سرازیر میشد. گویی به سویی میرفتند که همهچیز انتظارشان را میکشید. و چه احساس مطبوعیست برای یک مسافر، وقتی بداند کسی، چیزی، واقعهای در انتظار آمدن اوست. زیباییها و طراوت جاده، تمام حواس ایلیا را به خود کشانده بود. او بارها از این مسیر گذشته بود، ولی هرگز در اینهمه زیبایی غرق نشده بود.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
