فایل کامل رمان عشقی که تبخیر شد PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان عشقی که تبخیر شد PDF دارای ۷۴۰ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان عشقی که تبخیر شد PDF :
مهتا، دختریست که با قدرت بینهایت پدرش در عمارتی عظیم، بزرگ میشود. امیر، پسریست که در دست سالارخان سخت زندگیکردن را میآموزد و عشقی که این میان ناگفته میماند و نابود میشود اما ;.
تکه ای از فایل کامل رمان عشقی که تبخیر شد PDF
اینبار پوزخند صداداری برای این حرفهای بچگانه حواله مان کرد و زیرلب گفت «بگذریم» که یعنی «بسه دیگه» و رو به رادین ادامه داد: – میخوام با ضیایی خودت مستقیماً کار کنی. – چرا؟ چی شد که یهو این تصمیمو گرفتی؟ – من دلیلی نمیبینم بخوام برای کارام به تو جواب پس بدم! اینجا منم که تصمیم میگیرم، بنابراین اگه قبول کردی که باشی یعنی که باید اعتماد کنی بهم. رادین مِهتریِ کسی مثل امیر را نتوانست تاب بیاورد، پس اول خودش و بعد تن صدایش بلند شد.
– کی گفته من تو رو قبول کردم؟ هنوز یادم نرفته چه کارایی با داییم کردین، الان انتظار داری دوباره با همون طناب پوسیدهت برم تو یه چاه دیگه؟ مگه از جونم سیر شدم؟ بعد هم تو اگه از آدمایی مثل سالارخان عبرت نگرفتی، من گرفتم. امیر که انگارنه انگار یکنفر با آن وضع و حال دارد حرف های درشت بارش میکند همانطور خونسرد و البته با کمی جدیت دست به بـ*ـغـل بسته و به چشمان درشت شدهی رادین مینگریست.
من هم که تا اینجا احساس هویج بودن به وجودم سرازیر شده بود، دیگر تأمل را جایز ندانستم و با عصبانیت از جایم بلند شدم: – چه خبره؟ چرا همه چی رو قروقاطی میکنین؟ اصلاً برای چی باهم دعوا دارین شماها؟ رادین نگاه خشمناکش را که تا آن لحظه به امیر دوخته بود به روی من پرتاب کرد و با همان لحن عتاب آمیز گفت: – وقتی از هیچی خبر نداری، دخالت نکن. همین ندانستن داشت بیش از حد برایم سنگین تمام میشد، پس کم نیاوردم و جلوتر رفتم و در یکوجبی صورتش داد زدم: – تو که از همهچی خبر داری چرا اینقدر حقبه جانبی؟!
مگه شماها نبودین که; – کافیـــه! صدای فریاد امیر دهن باز شدهی من را برای ادامه ی حرفم طوری بست که حتی برای لحظه ای نفس هم نتوانستم بکشم. با تمام وجود سعی کردم کاری کنم یا حتی به چهره ی امیر که آنطور بر سرمان داد کشیده بود نگاهی بیندازم؛ ولی انگار خشک شده بودم. رادین که دید تکان نمیخورم با کمی مکث که احتمالاً از شوک آن فریاد بود، قیافه ی غضبناک قبل را به خود گرفت و با کنار زدن من و شوت کوسنی که روی زمین جلوی پایش افتاده بود عصبانیتش را نشان داد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
