فایل کامل رمان یک تو PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان یک تو PDF دارای ۱۱۵۵ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان یک تو PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان:
سروصدایی که به یکمرتبه از پشت سرش به هوا خاست، نگاهش را که دقایقی میشد به میز میخ شده بود، کند و با رخوت گرداند. پشت سرش، چند متری آن طرفتر دوستانش سرخوشانه سرگرم بازیای بودند که هر شب او پای میزش بساط کرده بودو امشب برخلاف تمام شبهایی که او خودش دوستانش را آنجا جمع میکرد، نه حوصلهی بازی محبوبش را داشت و نه دوستانی که نگفته هم حالِ ناخوشِ امشب او را درک کرده بودند و او را با خودش و بزمی که روی میز برای خود برپا کرده بود تنها گذاشتند;
قسمتی از داستان یک تو :
یاس نیم قدمی برداشت و نزدیک او ایستاد. در آن لحظه تمام توجه اش مردی بود که میدانست ترسی فراتر از آنچه که تصورش را میکرد از او دارد. ترسی که تا قبل از آمدنش به این خانه تصور میکرد بخشی از آن مربوط به اتفاقات گذشته است و اینک با آمدنش به این خانه و این اتاق آن را
جور دیگری دیده بود. آن هم میان نگاه نافذ و پرقدرت مردی که جرئت زیاد خیره شدن به آن را در خودش نمیدید.
حقیقت از آنچه که برخلاف باورش شنیده بود خوشحال بود و از طرفی هم نمیدانست حسام دقیقاً در مورد چه چیزی حرف زده بود که حال برای گرفتن جوابی اینگونه به او چشم
دوخته بود.لب که باز کرد، گیج بود و درست نمیدانست چه بگوید که هم او را راضی کند، هم خودش را از گرفتاری جدیدی که میرفت نصیبش شود خلاص کند. -الان، یعنی منظورتون اینه که منم منم باید به شمااطمینان کنم؟ یعنی; میتونی نکنی. -نه منظورم این نیست که نمیخوام. یعنی من
نمیدونم که نمیخوام یعنی من نمیدونم دقیقاً چی میخواین که;. -تو قرار بود با پدر من ازدواج کنی که از کنار اون به یه نون و نوایی برسی، مگه نه؟ یاس که دهان باز کرد حسام بلافاصله یکی از دست ها را از جیب بیرون آورد و آن را بالا گرفت -نمیخواد. چیزی نگو حوصله شنیدن اون قصه تکراری رو ندارم;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
