فایل کامل رمان شوهر شایسته PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
4 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان شوهر شایسته PDF دارای ۲۶۴۰ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان شوهر شایسته PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

رُز دختری از یه خانواده سنتی و مبادی آدابه، که بنا به دلایلی پدرش کمر همت می‌بنده به شوهر دادنش. رز که خونواده‌ش رو خیلی دوست داره، تصمیمی می‌گیره که نه سیخ بسوزه، نه کباب; یعنی نه عزیزانش رو ناراحت کنه و نه خودش تو چاه ازدواج بیفته! با خودش میگه حالا که شوهر اجباریه خودم پیداش می‌کنم و می‌افته دنبال کاندیدای همسری؛ یعنی هرچی جوون قدبلند و جذاب و پولدار می‌بینه انتخاب می‌کنه و نقشه می‌کشه تا تورشون کنه بیان خواستگاریش; اما از بازی روزگار غافله، وقتی اتفاقاتی دور از انتظاراتش می‌افته;

قسمتی از داستان شوهر شایسته :

وارد بازارچه میشم و بعد از گذروندن چند مغازه وارد کوچه خودمون میشم مزدای محسن با در باز وسط کوچه‌ست و با دیدنش قلبم کوبشی سریع تر رو شروع می‌کنه کاش آقاجون خونه باغ رو می‌فروخت و از اینجا می‌رفتیم به تندی و بدون نگاه کردن به سمت خونشون ازش می‌گذرم. با کلید در حیاط

رو باز می‌کنم و فوری وارد میشم با دیدن درخت های بلند و سرسبزی باغچه ها نظرم عوض میشه و حاضر نیستم اینجا رو با هیچ کجای دنیا عوض کنم. حیاط آب پاشی شده ست مشخصه برادران حکمت هنوز تو خونه هستن و مشغول ناز خریدن از خانم های محترمشون با یه لبخند کشدار قد حیاط

رو طی می‌کنم و با دیدن حوض زیرآب زده و تمیز کلی کیف می‌کنم. در ساختمونمون بازه، با این حال بلند صدا می‌زنم: صابخونه; مهمون نمی‌خوای؟ و وارد میشم. هنوز دو قدم نرفتم که مامان با عجله سمتم میاد و بازوم رو می‌گیره. -چرا اینقدر دیر مادر من تو باید بیشتر از من دلت جوش بزنه.

با شگفتی نگاهش می‌کنم: سلام چیشده باز؟ تو رو خدا منو وارد بازیاتون نکنید. من رو می‌کشونه نزدیک سرویس و تند مقنعه رو از سرم برمی‌داره با اینکارش گردنم کشیده میشه و درد تو گردن و شونه هام می‌پیچه. -آخ; -تو رو خدا رزی; بازی در نیار بدو دوش بگیر بیا الاناست که پیداشون بشه ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.