فایل کامل رمان خان PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان خان PDF دارای ۱۵۲ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان خان PDF :

ژانر رمان : عاشقانه، اربابی، درام

خلاصه رمان:

این رمان روایت زندگی پسر خان یک روستا به اسم علیرضا است که به شدت عاشق یک دختر رعیت به اسم سحر است علیرغم مخالف های شدید خانواده با سحر ازدواج می‌کند و بعد از سال یک روز زودتر از همیشه به خونه میاد و متوجه خیانت زنش با چوپان خونشون هادی میشه درجا همسرشو می‌کشه و به دنبال هادی که فرار کرده بود میره اونو هم به قتل می‌رسونه، اما هادی یک زن صیغه ایی به اسم پریماه داشته که اونو به خونش میاره تا انتقام خیانت اون دو تا رو از پریماه بگیره تا ;

قسمتی از داستان خان :

از جا بلند شدم و فانوس رو از لب پنجره برداشتم؛ ابتدا نورش رو زیاد کردم تا توی تاریکی خونه به جایی نخورم که سروصدا ایجاد شه و کسی متوجه‌ی فرارم نشه. در اتاق رو اروم اروم باز کردم تا صداش کسی رو بیدار نکنه از اتاق بیرون رفتم و در رو مجدد بستم فضای خونه برام ناشناخته

بود توی اون تاریکی هم نمیشد چیزی رو تشخیص داد. فانوس رو دور تا دورم می‌چرخوندم دنبال در خروجی اون خونه بودم از سالن بلند و بالایی گذشتم و بالاخره به در چوبی ای رسیدم در رو باز کردم. با دیدن بالکن و باغ بزرگ خان نفسم رو از سر آسودگی بیرون دادم. پا به بالکن گذاشتم

نور مهتاب و ستاره ها کمی فضا رو روشن کرده بود ولی با هم نیازمند اون فانوس بودم. از پله های بالکن پایین رفتم؛ نسیم خنک شبانگاهی می‌پیچید و باعث شده بود لرز کنم. توجهی نشون ندادم توی اون موقعیت تنها چیزی که برام مهم بود این بود که خودم رو به به جاده‌ی اصلی برسونم و از

کشاورزهایی که توی جاده با تراکتورهاشون تردد دارن بخوام من رو به ده بالا برسونن. توی روستا ماشین خیلی خیلی کم تردد داشت. بیشتر همه با اسب و قاطر رفت و آمد می‌کردن. کشاورزهایی که وضع مالیشون به نسبت خوب بودهم تراکتور داشتن. از باغ بزرگ بیرون رفتم و سعی کردم تا حد امکان;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.