فایل کامل رمان وسوسه های شورانگیز PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان وسوسه های شورانگیز PDF دارای ۶۴۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان وسوسه های شورانگیز PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

خلاصه رمان:

مایا دختریست که با وجود داشتن پدر مادری بیخیال و بی مسئولیت، خودساخته بار میاد اما پر از عقده و کمبود، در بیست و دو سالگی به اجبار پدر و مادرش مجبور به عقد پسری پولدار با جرایم پوشیده در میاد، دوماه بعد عقد پس از ملاقات با منصور دوست پدرش و وکیلی زبده، تصمیم میگیرد از کسری، همسرش جدا بشه و در این طی عشقی شورانگیز سر تاسر لحظه هایی پر از هیجان و احساس پیش میاد اما این عشق یک جا در فرازو نشیبی غیر قابل پیش بینی قرار میگیره، اتفاقی که نمیشد حتی بهش فکر کرد ;

قسمتی از داستان وسوسه های شورانگیز :

بالاخره آخر هفته رسید ماندانا مجبور بود بره فرودگاه دنبال مسیح، منم از صبح با گروه تمرین داشتیم تا ساعت شش و نیم اجرای کنسرت زنده یکی از خواننده های به نام و همکاری داشته باشیم. من چون تنها ویلن زن گروه بودم و دختر بودم و جثه زیاد درشتی هـم نداشـتـم یـه جورایی نزدیک خواننده

بودم. برعکس همیشه اون روز چون منصور قرار بود بیاد انقدر هیجان و استرس داشتم که انگار قراره کنکور بدم. بین آنتراک تمرین رفتم با تلفن دفتر به منصور زنگ زدم بعد چهار پنج تا بوق به ساعت نگاه کردم، یعنی سر کلاس؟ جواب داد و سریع گفت: سلام من سرکلاسم، نیم ساعت دیگه;

-منصور، مایام. منصور یه مکث کوتاه کرد و گفت: یه لحظه گوشی.. دوستان ببخشید.. «انگار از کلاس بیرون رفت صدای در رو شنیدم» جانم؟ -سلام ببخشید سر کلاس بودی; -نه نه عزیزم خوبی؟ حالت خوبه؟ «با شور گفتم»: آره آره خوبم زنگ زدم یادت نره امروز. منصور خندید و گفت: مگه میشه

یادم بره بیست دقیقه دیگه کلاسم تموم میشه راه میفتم. با ذوق لبمو گزیدم گفتم: منصور! منصور: جانم؟ -مرسی که میای. منصور: سوگلی دیگه تازه باعث افتخارمه هنرمند کوچولوی من. خندیدم؛ نمیدونم خنده ام از چه جنسی بود ذوق؟ هیجان خجالت؟.. نمی‌دونم ولی حالمو اون اومدن ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.