فایل کامل رمان الهه بانو PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان الهه بانو PDF دارای ۷۸۲ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان الهه بانو PDF :
ژانر رمان : عاشقانه
خلاصه رمان:
داستان در مورد دختری به نام آناهید، دختر زیبا و آرامی است که برای نجات پدرش از دست طلبکار ها مجبور به ازدواج با مردی میشود که آوازه ی غرور و تکبرش را همه جا شنیده است و هیچ چیز از او نمیداند ; آناهید عشق چند ساله اش را زیر پا میگذارد و وارد زندگی مشترک با مردی میشود که در تمام گذشته او حضور داشته اما او نمیدانسته است ;
قسمتی از داستان الهه بانو :
فرمان را چرخاندم و روبروی دانشگاه پارک کردم عینک دودی و کیفم را برداشتم و با مرتب کردم مقنعه ام از ماشین پیاده شدم! به ماشین رادوین که دربین ماشینهای دیگر زیادی توی چشم بود نگاه کردم و در دل دعا کردم تا برمیگردم اتفاقی برایش نیفتد! از نگهبانی گذشتم و برای پیرمرد نگهبان که در
طی این سال ها دیگر مرا شناخته بود سری به نشانهی سلام تکان دادم ! پیرمرد سریع از جایش بلند شد و با صدای بلندی گفت:سلام خانوم بزرگمهر.. تبریک میگم! شوک زده به او نگاه کردم و گفتم: ببخشید؟ _ازدواجت رو دخترم.. مبارکت باشه! آب دهانم را قورت دادم و در حالیکه بهت زده بودم او از کجا
میداند من ازدواج کردهام، جواب دادم: متشکرم! و به سمت ساختمان دانشگاه حرکت کردم کیفم را در دستم فشردم و به حلقه ام نگاه کردم، شاید از روی حلقه ای که به دست داشتم فهمیده بود ازدواج کردهام! پا به ساختمان دانشگاه که گذاشتم نگاه های زیادی را روی خودم حس کردم. انگار که از
یک دنیای ناشناخته آمده باشم همه توجه ها به سمت من بود! باتعجب و سری که پایین انداخته بودم بسمت آموزش رفتم وارد دفتر آموزش شدم و آرام سلام کردم. دو نفر از کارکنان که مرا میشناختند از جایشان بلند شدند و سلام کردند و آن ها هم ازدواجم را تبریک گفتند! با لبخندی مصنوعی تشکر کردم ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
