فایل کامل رمان زئوس PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان زئوس PDF دارای ۴۷۸۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان زئوس PDF :
ژانر رمان : عاشقانه، هیجانی، معمایی، اکشن
تعداد صفحات : ۴۷۸۶
خلاصه رمان :
سلیم; مردی که یه دنیا ازش وحشت دارن و اسلحه جز لاینفک وسایل شخصیش محسوب میشه; اون از دروغ و خیانت بیزاره و گناهکارها رو به روش خودش مجازات میکنه ; کی میدونه اون چند نفر رو کُشته;؟ به اون میگن زئوس، چون این نام برازنده ایزد آسمان رخشان و الهه یونانیان هست; حالا چی میشه اگر یک زن; یه دختر با چشم های شیطانیش، با هدف قبلی وارد زندگی این مرد فوق ترسناک بشه;؟ خیانتش قابل بخششه;؟ و یا مجازاتی جز مرگ در انتظارش نیست;؟
قسمتی از داستان زئوس :
“نفس” عینک دودی ام را بالا میزنم و با کفش های پاشنه بلند مشکی و شلوار کوتاهم، به طرف درب ریلی رستوران قدم بر میدارم. یک نفس جدید و متمایز; لباس های رسمی و نگاه جدی ام از من دقیق ساخته بود; زنی که خودش یک تنه کارهایش را راه می ا نیازی به حمایت کسی نداشت; میثم با
آن بیسیم گوشی مشکیاش پشت سرم قدم برمیدارد و هر لحظه چشم و گوشش برای پاییدن اطرافش باز است; محافظ من; در واقع ترسی از کسی نداشتم اما، او به نوعی پرستیژ کاری من محسوب میشد; به تازگی از جلسهی مهمی برمیگشتم و امیر در از دور که میبینمش، چشمک میزند و
من بدون کوچکترین تغییری در حالت صورتم ، راهم را به آن طرف میکشم; از جا بلند میشود و جنتلمن وار، صندلی را برایم عقب میکشد: سلام خانم جذاب; بدون اینکه جوابش را بدهم، روی صندلی جای میگیرم و او با لبخند همیشگی سر جایش میرود; همان لبخندی که او را شبیه به عوضیها
میکرد. _با این فنوتیپ جدید چقدر جذاب تر شدی! گارسون سفارشهایی که امیر از قبل داده بود را همان همیشگیهایی که من ترجیح میدادم بنوشم. _چیز دیگه ای احتیاج ندارین قربان;؟ امیر بدون اینکه نگاه از صورت من بر دارد لب می زند: میتونی بری;! لیوان آب را به جای آن نوشیدنی های ;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
