فایل کامل رمان درد عمیق من PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان درد عمیق من PDF دارای ۱۳۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان درد عمیق من PDF :

ژانر رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : ۱۳۸

خلاصه رمان : 

با درد عمیق دل من تو دیدی که مردم چه کردن تو پیش غرورم نشستی تو زخمای قلبم رو بستی تو زخمای قلبم رو بستی شکل رفتن این روزگار منو تو گریه تنها نزار منو از ادما پس بگیر منو دست خودم نسپار منو دست خودم نسپار جز تو هیشکی مهربون نبود با هجوم این درد زندگی منو از عشق من راحت جدا کرد من هنوز همون درد دیروزم آدم همیشه هیشکی مثل من عاشقت نبود عاشقت نمیشه..

قسمتی از داستان درد عمیق من:

گاهش کردم و گفتم: جانم؟ سرش رو انداخت پایین و گفت: راستش یه مسئله ای پیش اومده بود می‌خواستم باهات در میون بزارم. همینطور که فرمون رو می چرخوندم گفتم: چه مسئله ای عزیزم؟ نگاهش رو به شیشه دوخت و گفت: ولش کن اصلا چیز مهمی نیست. نگاهش کردم که گفت: باشه میگم

اما الان نه، باز هم آمادگیش رو ندارم. سرم رو تکون دادم و با رسیدن به کافه ترمز کردم و از ماشین پیاده شدیم. یلدا نامزدم هست، نامزد رسمی هم که نه اما قراره با هم ازدواج کنیم. به چهرش نگاه انداختم، چشمای طوسی رنگ و موهای قهوه‌ ای. جثه ریزه میزه ای هم داشت. اولین  آشناییمون توی

دانشگاه بود، شیطنتای دخترونش جذبم کرد. با صدای زنگ گوشیم نگاهی به صفحش انداختم و با دیدن اسم مامان نفسی بیرون دادم و از جام بلند شدم که یلدا گفت: چیزی شده ادرین؟ سرم رو به نشونه نه تکون دادم و گفتم: تو بشین الان میام. از در بیرون رفتم و تماس رو برقرار کردم. –جانم

مامان؟ –کجایی پسر؟ -با یلدا بیرونم –باز با اون دختره‌، استغفرالله! با حرص گفتم: آخه مادر من مگه یلدا چه هیزم تری به شما فروخته؟ مامان که معلوم بود داره حرص می‌ خوره گفت: آخرشم این دختر صیرت خودش رو معلوم می کنه، از من به تو نصیحت پسرم رابطت رو با این دختر تموم کن ;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.