فایل کامل رمان گناهه بوسه PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان گناهه بوسه PDF دارای ۴۷۰۴ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان گناهه بوسه PDF :
ماجرا از یک بازی ساده شروع شد؛ جرئت یا حقیقت. دو دختر همکلاسی، در آن لحظهی بیپروایی، طعم بوسهای را چشیدند که قرار نبود باشد. همان بوسهی کوچک، نهالی را در دلشان نشاند که ریشهاش در خاک ممنوعهی این عشق گناهآلود فرو رفت. حالا باید دید این نهال سرکش، آیا میتواند در گرمترین و خشکترین کویر تردید و قضاوت، قد بکشد و به بار بنشیند، یا پیش از آنکه ثمر بدهد، از بیخ و بن بریده خواهد شد؟
خلاصه فایل کامل رمان گناهه بوسه PDF
واسه اینکه بیام، اگه قبول نکنی، نمیام و جلوی در و همسایه باید جواب پس بدی. مخصوصاً که الان فهمیدن شوهرم دادی، البته زوری! احتمالاً کلی سؤال دارن. دیگه خودت میدونی. میتونستم قیافهی عصبانیاش رو تصور کنم. یا اینکه الان هر چی جلو دستشه داره چنگ میزنه و دندون قروچه میکنه. اگه جلوی دستش بودم، قطعاً موهامو میکشید تا حرصش خالی شه. بعد از یه دقیقه سکوت، پوفی کشید و گفت: «غذام رو گازه، بگو شرطتو!» «باید خاله مینو و کیان هم باشن تا بیام.» چشمای کیان جوری گرد شد که گفتم الان از کاسه بیرون میزنه. دستمو جلوی دهنم گذاشته و بیصدا خندیدم. داشت با ایما و اشاره میگفت این چی بود گفتی؟ «مامان; چییی؟؟؟» صدای دادش بلند بود و باعث شد توجه چند رهگذر به سمت ما جلب بشه. «مامان، مینو رو دعوت کردم ولی کیان چرا؟ شفق میفهمی داری چی میگی؟»
«آره میفهمم. بخاطر حرف زشتی که اون روز زدی، باید دعوتش کنی. اگه میخوای نذرت قبول باشه و خدا مولودی رو قبول کنه، باید کیان هم بیاد. وگرنه منم نمیام.» میدونستم هر لحظه ممکنه مامان از حرص منفجر شه، اما نمیذاشت ذرهای از موضعم پایین بیام. مامان بهم گفته بود تو و کیان باعث شدید خیر و برکت از زندگی من بره; قلبمو تیکهتیکه کرده بود. قطعاً نمیتونستم همینطوری پاشم برم اونجا. «مامان، به حرمت امروز هیچی بهت نمیگم. باشه، بهش بگو بیاد. ولی میدونم بعداً باهات چیکار کنم.» صداش بغض داشت و کینه، اما ذرهای برام مهم نبود. پوزخندی زدم و گفتم: «تو خیلی کارا با من کردی. خدافظ.» قطع کردم و بشکنی تو هوا زدم. «پاشو که میخوام ببرمت مولودی!» کیان که هاج و واج زل زده بود بهم، با دهن باز گفت: «این چه کاری بود کردی شفق؟» «پاشو کیانجان. تا آماده شم طول میکشه ها;
تازه حمومم باید برم، عرق کردم. همین که زنگ زد بهم استرسی شدم، تنم عرق سرد کرد.» گیج و منگ از جاش بلند شد و قدمزنان تا ماشین رفتیم. سوار شدیم و آهنگ شادی از ضبط ماشین پلی کردم. تمام مدت کیان با تعجب منو نگاه میکرد. کمی صدای آهنگ رو آورد پایین و گفت: «شفق; داستان نشه؟» «نه بابا دیوونه. من فقط میخوام ببرمت تا مامان بابت حرفی که اون روز زد، از خودش خجالت بکشه.» پوفی کشید و دیگه تا رسیدن به خونه حرفی نزد. رفتیم بالا، خونه خالی بود و کسی نبود. با دیدن آشپزخونه و هال که از تمیزی برق میزد، متعجب ابرو بالا انداختم: «نه، مثل اینکه اونقدرام بیشعور نیستن. نت نوشتم گذاشتم رو اوپن که تمیز کنن اینجارو، تمیز کردن.» کیان: «وظیفشون بود.» بدون فوت وقت رفتم حموم و کیان تو اتاق رو تختم نشسته بود. حموم کوتاهی کردم تا دیرمون نشه و با حولهتنپوش دور تنم از حموم زدم بیرون.
کیان بلافاصله با نگاه هیزی زل زد به بدنم. پاشد تا بیاد سمتم که سریع گفتم: «کیان وقت نداریم، بشین همونجا.» چشمغرهای بارم کرد و دوباره نشست رو تخت. همون لحظه صدای باز و بسته شدن در خونه اومد. هِینی کشیدم و از ترس اینکه نکنه آریا بیاد، در اتاق رو بستم. کیان: «آریاعه؟» «آره; بیا برو دَکش کن.» از کنارم رد شد و رفت بیرون. صدای صحبتشون رو شنیدم که کیان خیلی سرد بهش گفت: «سلام; من میرسونمش، تو میتونی بری.» آریا: «باشه.» کیان اومد داخل و نگاهم کرد: «الان میره، نترس. انگار رفت اتاقش یه چیزی برداره.» و طبق گفتهاش، کمی بعد مجدداً صدای باز و بسته شدن در اومد که یعنی رفت! خیالم راحت شد و نفس حبسشدهم رو رها کردم. جلوی کمد ایستاده بودم، فکر میکردم الان باید چی بپوشم. لباس درستودرمان نداشتم و همهی لباسام تکراری بود. چون خیلی وقت بود لباس جدید نخریده بودم.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
