فایل کامل رمان بی سر و صدا گریختن PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان بی سر و صدا گریختن PDF دارای ۷۴۱ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان بی سر و صدا گریختن PDF :

یک مأموریت از ابتدا اشتباه بود; یک همسر که مرگش را بخش نکردند; و تقدیری که خونِ دریا را به پای زیباترین زنِ خاندان احتشام ریخت. اما قصه به همین جا ختم نشد. عامر، شکنجه‌گری که قرار بود خود عذاب باشد، قرار بود مرگ باشد، ناگهان در میان دود و آهن، در میان فریادهای زیرزمین، وسواسی شد بیمارگونه. او که برای نابودی آمده بود، حالا اسیرِ عشقی ممنوعه بود؛ عشقی که جز ویرانی، ثمری نداشت.

خلاصه‌ فایل کامل رمان بی سر و صدا گریختن PDF

نگاهت رویِ من! دنیایِ بیرون میتونه بمیره، اما تو فقط اجازه داری توی مردمکِ چشم هایِ من دنبالِ راهِ نجات بگردی سپس با یک چرخشِ کوتاه و بیرحمانه به سمتِ مرد، جمله ای گفت که از نهایتِ بیتفاوتی و خونسردیِ او نسبت به همسرش پرده برداشت؛ جمله ای که برایِ دریا، نشان از یک جنونِ مطلق داشت. -رعنا؟ فقط در صورتی میام که مُرده باشه. اگر یه خراشِ ساده برداشته، باید خودش رو جمع و جور کنه رنگ از چهره یِ مرد رفت. او به خوبی معنایِ این جمله را میفهمید؛ اینکه اگر خبری جز مرگ می آورد، مجازات میشد -آقا; تیر خوردن! وضعیتشون وخیمه. باید فوراً منتقل بشن; دریا فهمید که فرصتِ طلاییِ فرار فرا رسیده است. با سرعتِ تمام، سایهیِ خود را از دیوار جدا کرد و به سمتِ خیابانِ اصلی دوید تا به یارانش بپیوندد؛ جایی که صدایِ تیراندازی حکمِ اعلانِ جنگ را داده بود.

اما صحنه ای که در مقابلِ چشمش در آن خیابانِ شلوغِ کیش نقش بست، شوکِ دیگری بود؛ تابلویی بیرحمانه از یک شکستِ هولناک. زنِ رادمهر غرق در خون و با گلولهای کاری، بر رویِ زمینِ داغِ جزیره افتاده بود. و در چند قدمیِ آن جسمِ بیجان; ساواشِ وفادار، با خشمی فروخورده و در نهایتِ درماندگی، توسطِ افرادِ سیاهپوشِ رادمهر، بر رویِ زانوهایش زمینگیر شده بود و دستانش از پشت، محکم بسته شده بود. ماحی بیمحابا به سمتِ ساواش قدم برداشت؛ گویی نیرویی نامرئی او را به سمتِ یارش میکشاند. صدایِ او با ترکیبی از خشم در فضایِ آشفتهیِ خیابان پیچید: -ولش کنین… اون کاری نکرده مردم پچ پچ کنان دور این دایره خونین ایستاده بودند و افراد احتشام در حال سرکوبشان بودند. یکی از افرادِ سنگدلِ احتشام، با لحنی که از اطمینانِ محض لبریز بود، چنگالهایِ حقیقتِ تلخ را به سویِ ماحی پرتاب کرد: -کاری نکرده؟

جلویِ چشممون به خانمِ طبانی گلوله زد با شنیدنِ این کلمات دنیا در برابرِ چشمانِ ماحی فروریخت. او تازه درک کرد که چرا ساواش اصرار به جدایی داشت اما تراژدی، ابعادِ وسیعتری داشت. ماحی در میانِ آن همه شوک، نگاهی هراسان به اطرافش انداخت و با دیدنِ آنچه رخ داده بود، تمامِ وجودش یخ زد. رامین، سونیا و جونگکوک در حالی که چهره هایشان از ضرب و شتم کوفته شده بود، بر زمین افتاده و تحتِ سلطه یِ افرادِ اسلحه به دستِ احتشام بودند سازمان، نه یک دولت، که یک سایه یِ جهانیِ مقتدر بود. قانونِ نانوشته یِ آن، که حفظِ پایداریِ عملیاتیاش را تضمین میکرد، یک اصلِ واحد بود: هر مأموریتی که به فرمانِ سازمان انجام میشد، فارغ از بزرگیِ آن (حتی اگر در آن رئیسجمهوری نیز به قتل میرسید)، هیچ نهادی در جهان حقِ پیگیری، انتقام یا تعقیبِ شخصیِ مأمورانِ اجراکننده را نداشت.

این مأموران، به دلیلِ کار کردن برایِ منافعِ متعالی و در سایه یِ تمامِ دنیا، مصونیتی مطلق داشتند؛ سپری نامرئی که آنها را در برابرِ خشمِ جهانی محافظت میکرد. اما اکنون، با خونِ ریخته شدهیِ طبانی، آن معاهده یِ مقدسِ سازمانی، باطل شده بود. قتلِ او یک اتفاقِ خارج از قوانینِ سردِ سازمان و یک اقدامِ کاملاً شخصی و تدافعی در برابرِ شکارِ رادمهر محسوب میشد؛ اقدامی که هیچ مهرِ تأییدی از مرجعِ جهانی نداشت. در این لحظه یِ اسارت، آن سپرِ نامرئیِ مصونیت در هم شکسته بود. دیگر ماحی و یارانش، سربازانِ جهانی نبودند؛ بلکه قاتلانِ یک جنایتِ شخصی بودند که تمامِ قوانینِ حمایتیِ سازمان را از دست داده بودند. اکنون، آنها مجبور بودند بهایِ شکستنِ این قانونِ بنیادی را بپردازند و در برابرِ خشمِ شخصی و قدرتِ بیرحمانه یِ رادمهر احتشام، که هیچکس حقِ دخالت در انتقامِ او را نداشت، کاملاً بیدفاع باقی بمانند و تقاصِ این خون را پس بدهند.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.