فایل کامل رمان صخره سرد PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
7 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان صخره سرد PDF دارای ۲۴۰۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان صخره سرد PDF :

نبات، دختری نازپرورده که زندگی آرامش در شهر ناگهان رها میکند تا برای کنکور به روستای مادربزرگش برود. اما آرامش روستا دیری نمیپاید. با آمدن او، انگار بوی خون در فضا میپیچد. جانش در خطر است و تنها یک راه نجات دارد: کاوانخان، بزرگ طایفه و شهر. حالا نجات نبات برای او نه فقط یک اجبار که شیرین ترین ضرورت زندگی اش میشود.

خلاصه‌ فایل کامل رمان صخره سرد PDF

دایی سیوان نیز سعی داشت در کنترل ماشین کمکش کند; نفس بریده به پدر و مادرم چشم دوختم. همه ترسیده بودیم; از ترس نزدیک به قبض روح بودیم! اما فقط چند ثانیه تا بیحرکت شدن ماشین زمان برد دستم به روی دستگیره ماشین نشست تا سریعتر پیاده شوم که دایی سیوان پچ زد. +هیچکس پیاده نشه; _بریم ببینیم شاید یه لاستیک ترکیده باشه، سریع جابجا کنیم. دیرمون میشه. دایی چرخی زده و با پدرم چشم در چشم شد +من بهتون گفتم خطرناکه; گفتم نمیتونیم به فرودگاه برسیم; بیا; اینم نشونه اش. پدرم تک خندی زده و گفت _یه لاستیک ترکیده و اینجوری; +داداش; اونا کیان؟ نگاه کن. سمت چپ هی دایی رامین گفته و به سیا مان اشاره میکرد چند نفر از دل بیابان به ما نزدیک میشدند. +لعنت بهت حسین; بهت گفتیم این کار نشدنیه;حالا سه تا مرد دست خالی چجوری جلوشون وایسیم؟

گفت و از ماشین به سرعت پیاده شد یعنی باز هم آمده بودند؟ این بار مرا نیز با خود میبردند; چه بود این کینه که نمیتوانستند بیخیال من شوند؟ مگر فقط من دختر این فامیل بودم؟ اصلا چرا من؟ مادرم دست دور شانه ی من انداخته و رو به دایی رامین جیغ زد +یه کاری کن; همینجوری نشستی؟ بابا نیز از ماشین پیاده شد! نگاه ترسیدهی من سمت مردهایی رفت که حالا واضحتر دیده میشدند ده نفری بودند; هرکدام چیزی در دست داشتند! اما هنوز فاصله ی زیادی با یکدیگر داشتیم. دستی به گردنم کشیدم تا شاید راه تنفسی باز شود وزنهای روی سینه ام سنگینی میکرد بغض آلود زمزمه کردم +منو میبرن; میخوان منو بکشن; _مگه از جنازهی من رد بشن! مادرم میگفت تا دل مرا قرص کند اما خوب میفهمیدم در دل خودش چه غوغایی بر پا شده; دستان عرق کرده اش این را میگفت صدای ترمز ماشینی درست کنارمان

قلبم را وادار به ایستادن کرد کارم تمام شده بود!! _نبات خانم و مادرش با ما میان; در کورسوی نور ماشین، چهره ی اردلان را شناختم. از کجا رسیده بودند؟ درب ماشین را باز کرد که دایی رامین دست مادرم را گرفت. +باهاش برید;کاوان خان فرستاده حتما; اونجا جاتون امنه! ثانیه ی بعد، من و مادرم میان دو ماشین ایستاده بودیم دست پدرم را چنگ زدم +بیا بابا; مات برده نگاهم کرد که نفر اول روی صندلی عقب ماشین نشستم صدای بلند سیروان به گوشم رسید. _چی میخواین اینجا؟ با نشستن مادرم در کنارم، از دیدن صحنهی مقابلم محروم شدم. اردلان پشت فرمان نشست که تازه پدرم را خارج از ماشین دیدم. +وایسا; بابام هنوز سوار نشده _میمونه اینجا تا کمک برسه; چهارتا مرد بهتر از سه تاس; پا روی پدال فشرده و با یک دور فرمان، ماشین مسیر را برگشت لحظاتی بعد دو نیسان از کنارمان عبور کردند

خوب افراد داخلش را میشناختم، از اهالی روستا بودند پس کمکی هم رسیده بود مانند مادرم به پشت سر چشم دوختم. کاش برگردی;یکی دو نفرو سوار کنی;اگه بیان سراغمون چی؟ _نه کسی دیگه نمیاد. سکوت برقرار شد و من به پشتی صندلی تکیه دادم مادرم موبایل به دست مشغول صحبت با پدرم شد. +الو;خوبی؟; بلیط رو چکار کنیم؟; حتما میریم خونه مامان; _میریم عمارت متعجب ابتدا به مادرم و بعد نیم رخ اردلان چشم دوختم که مامان گفت +چی؟ عمارت کجاست دیگه؟ ما باید برگردیم تهران. اردلان، انگار که باید حرفی را برای بچهای خوب جا بندازد، شمرده شمرده گفت _همین الان اگه ما نبودیم، دخترتون میبردن;میدونین قرار بود کجا ببرن و چه بلایی سرش بیاد دیگه؟ صبر کرد تا حرفش خوب به عمق جانمان بنشیند; خوب هم در ترساندن ما موفق بود. _میریم عمارت، پیش خان;

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.