فایل کامل رمان قو PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان قو PDF دارای ۳۰۹ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان قو PDF :

 صدای نگار بود که مچگیرانه سوالش را پرسیده بود -چطوری قصد مطالعه داری؟ -نه از پزشکی متنفرم، پر از خون و زخم و ناله -در عوض به خاک بازی علاقه داری؟ نگار پوزخندی زد. -جالبه بابام هم شبیه همین رو گفت وقتی گفتم میخوام زمین شناسی بخونم بهم گفت میخوای بری خاک بازی میخواست دانیال را جری کند روی دنده لج بندازد که بیخیالش شود ولی دانیال خوشحال از اینکه توانسته بود ذهنش را از کتابی که حتی اسمش را هم نخوانده بود منحرف کند گفت -فکر نکنم خیلی با پدرت تفاوت سنی داشته باشم پس حق دارم حرفام شبیه شون باشه لیندا از بهم خوردن بازی نگار لبخند محوی زد اما همچنان خودش را مشغول گوشی نشان داد.

خلاصه‌ فایل کامل رمان قو PDF

چند روز پیش دوباره میخواست خودش رو بکشه. -چون پرونده هنوز بسته نشده و مهاجم ها دستگیر نشدن ، میتونیم این جریان رو پیگیری کنیم، به شرطی که خودشون هم اجازه بدن -خودشون هم بخوان کار زیادی ازتون برنمیاد، البته بی تاثیر نیست ولی احتمالش کمه -چطور؟ -از این جریان حدودا دوماه گذشته آثار بیرونی قطعا از بین رفته فقط میمونه آثار داخلی که; دلش نمیخواست جلوی این مرد غریبه واضح صحبت کند ناخودآگاه احساس میکرد نباید تصوری در ذهن مرد ایجاد کند ولی چاری هم نبود ادامه داد. -درصورتی که آمیزش کامل صورت گرفته باشه باز هم در دوره ای ماهانه آثارش از بین میره و با احتمال خیلی پایین ممکنه اثر از اون مونده باشه که با توجه به حال روحی ایشون همون بهتر که اصلا پیگیری نشه ، معلوم نیست دفعه بعد زنده بمونن -ولی اگر اینطوری باشه ممکنه کلا روند تحقیقات تغییر کنه -شک دارم براش مهم باشه

-ولی باز من پیگیر میشم ببینم اون موقع چیزی ثبت شده یا نه. -لطفا این کار رو نکنید ، من با زحمت زیاد تونستم قانعش کنم بیاد پیش روانپزشک ، اگر الان اقدامی کنید ممکنه حتی به جلسه بعد هم نرسه ، اگر حالش انقدر خوب شد که بتونه حرف بزنه فکر نمیکنم برای پیدا کردنش احتیاج به دی ان ای داشته باشید. نادری فکری کرد و گفت -با توجه به شرایطی که شما پیداش کردید فکر کنم حق با شما باشه و متجاوز رو بشناسه -البته در شرایطی که از قبل افسرده نبوده باشه و واقعا تعرضی صورت گرفته باشه چاره ی نبود باید سعی میکرد ذهنش را منحرف کند به خودش لعنت فرستاد و ادامه داد -چون تا جایی که فهمیدم از خانواده طرد شده و مشکلات زیادی باهاشون داره با توجه به سنش این احتمال هم وجود داره که برای جلب توجه اونا دست به خودکشی زده نادری متفکر سری تکان داد ، بعد که دید دانیال ظاهرا حرف دیگری ندارد خداحافظی کرد

و از مطب بیرون رفت صدای پیام گوشی فرصت نداد تحلیلی از گفتگو داشته باشد. -مقاومت نکرد داریم میریم مطب دکتر ، شما هم تشریف میارید به موبایلش نگاه کرد ، چه جواب میداد ، میرفت یا نه ، قطعا رفتنش صحیح نبود -نه ، مراقبش باشید. -نگران نباشید به پیام نگاه کرد و فکرش را بلند گفت. -چرا باید نگران باشم، از سر ادب گفتم، چی پیش خودش فکر کرده این دختر،چه نسبتی با من داره این بچه که نگرانش باشم. اما بود، نگرانش بود، ذهنش مدام در گیر و دارکارها پرواز میکرد به مطب طاها، نکند باز بترسد، نکند احساس کند بی دفاع مانده، نکند موقع برگشت اذیت شود نکند; ساعتی بعد جلوی مطب طاها پارک کرده بود و داشت قدم به ساختمان میگذاشت. -سلام -سلام آقای دکتر -هنوز داخله -بله امروز بیشتر طول کشید. -داشتم میرفتم خونه گفتم بیام طاها رو ببینم فکر کردم رفتید امروز این دومین دروغش بود خدا ببخشدش

طاها در جواب پیامش گفته بود تا او برسد طولش میدهد، وقتی رسید بود هم به طاها خبر داده بود تا زودتر جمعش کند ، خسته بود و باید سری هم به پدر میزد، نگار با چشمان اشکی و لبانی برچیده از اتاق بیرون آمد سر که بلند کرد قامت بلند دانیال را مقابل خود دید، حرفی نزد و منتظر دانیال شد اما دانیال به جای او لیندا را مخاطب قرارداد و گفت -ماشین جلوی در پارک شده تا شما برسید پایین من امانتم رو از طاها میگیرم و میام و بعد ریموت را به سمت لیندا گرفت ، برای لیندا سخت نبود که بفهمد دانیال بخاطر نگار آمده اما به روی خود نیاورد و با تشکر ریموت را گرفت، نگار هم حوصله ی حرف زدن نداشت و بیخیال چانه زنی شد وارد اتاق که شد طاها را دست به سینه و تکیه داده به میزش دید سری به معنای چیه تکان داد و طاها هم سری با تاسف در جوابش تکان داد -برای چی اومدی دانیال. -نظر خودت چیه -نظرم اینه وقتشه بجای این دختر نگران تو باشم.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.