فایل کامل رمان آموت PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان آموت PDF دارای ۱۱۱۰ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان آموت PDF :
آریس، جوان خودساختهای که برای گریز از گذشتهای تاریک، ده سال از عمرش را در پناهگاه کلیسای شیطان گذرانده است. سالهایی که امید در کامش تلخ شده و ایمان در جانش مرده بود; تا اینکه پیامی مرموز از مردی به نام تایگون، تمام معادلات زندگیاش را دگرگون کرد. این بار، در دل تاریکترین گناهان، جوانههای عشق سر برآوردند. عهدش با شیطان بسته شده بود، اما قلبش تسلیم تایگون شد;
خلاصه فایل کامل رمان آموت PDF
عماد با سری سنگین شده نگاهش می کرد. انگار هم می فهمید و هم نمی فهمید چه می گوید این زن! فلوریا دست دور گردن عماد انداخت و اگر امشب به چنگش نمی آورد، دیگر مهار شدنش ناممکن بود این تایگون رام نشدنی! دست های سوزان و داغش را به گلوی عماد چسباند و به عقب پرت شد. باورش نمی شد این طور، با این شدت پس زده شده باشد! عماد دستی به گردنش کشید و با خشمی لامنتهی غرّید: -یک بار دیگه این غلط رو بکنی تیکه تیکه ات می کنم فلور. دخترک از رو نرفت. باز نزدیکش شد و دست هایش را ملتمسانه گرفت: – عماد خواهش می کنم; یکم منو ببین! من دوست دارم. فقط باهام باش هیچ کسی قرار نیست بفهمه بین من و تو چی گذشته!! زنگی توی سر عماد صدا داد. « هیچ کسی!! » وای که اگر آریسش می فهمید! از دستش می داد;
برایش عین روز روشن بود که آریسِ سپر انداخته ی این روز هایش که دل می داد به دل عمادِ حسرت به دل مانده، را با کوچک ترین خطایش از دست می داد. دخترکِ حال خرابِ رو به رویش که با دستان جهنمیش رد آتش به تنش می زد را به عقب راند و با سرعت از اتاق گریخت! در تمنای بهشت آغوش معشوقه اش از وسوسه ی شیطان گریخت! فلوریا ناکام روی زمین فرو ریخت و به شدت گریست. حق با نصرت خان بود. تا وقتی آریس را از سر راه بر ندارد، آش همین آش است و کاسه همین کاسه! باید دست به کار می شد. دم ظهری توی حیاط یک دود و دمی راه انداخته بودیم تماشایی! بعد مدت ها دلم کباب روی زغال خواست! -خب آنجل فراری! هنوز امیر حرکتی نزده روت بعد ۶ماه؟! چاروز نیشخندی زد و سیخ کباب برشته شده رو پشت و رو کرد. – هر وقت راجب کبودی های تابلوی تنت توضیح دادی بهم بعد بیا آمار منو بگیر آریس جان!
با خجالت خندیدم و دستی روی لبم کشیدم. خدا لعنتت کنه عماد! ناخونکی به کباب داغ زدم و با پرویی ظاهری گفتم: -حداقلش اینه که من مثل تو رابطه م رو انکار نمی کنم که بعدش یکی پشت درختا مچم رو بگیره گونه هاش در جا سرخ شد و نگاه دزدید ازم! تو این مدت چاروز تبدیل به یک دوست صمیمی شده برام و به جون کندن تونستم از اون حالت رسمی درش بیارم تا باهام راحت باشه! سیخ داغ روی میز گذاشت و کنارم روی صندلی که دور آتیش چیده بودیم، نشست. مشغول سرو کله زدن و خوردن کباب داغ بودیم که فلوریا هم بهمون اضافه شد. دوست دیروز و آشنای امروز! نمیدونم مقصر کم رنگ شدن رابطمون منم یا فلور; هرچی که هست خیلی وقته گرمای سابق رو نداره رفاقتمون! فلور از چاروز خواست تا تنهامون بزاره و اونم با احترام ترکمون کرد. کنارم نشست. تکه ای گوشت از سیخ جدا کرد و به دهن گذاشت.
من هم لیوان دوغم رو مزه مزه کردم و منتظر شدم تا خودش سر صحبت رو باز کنه! بعد از لختی سکوت آهسته شروع به حرف زدن کرد: -من می خوام برم -بری؟؟ کجا بری؟! نگاهم کرد و شونه بالا انداخت. – نمیدونم کجا اما حالا که دومینگ هم سر به نیست شده، دیگه خطری تهدیمون نمی کنه! میخوام برم یه جایی که کسی نشناستم! یه زندگی آروم و عادی مثل بقیه ی آدم ها داشته باشم! نفسم و با آه بیرون دادم و پر حسرت نجوا کردم: – کاش می شد!! – میشه; مطمئن باش! کارلوس قراره من وفلورا رو ببره جایی که هیچ کسی ردی از ما نزنه! با ابرو هایی بالا پریده نگاهش کردم و لب زدم: -کارلوس؟! بابات دیگه؟ سر تکون داد: -آره; همین روزها قراره بی خبر برم! نمیخوام حتی عماد هم چیزی از رفتنم بفهمه. -چرا؟ مگه دوسش نداری؟؟ غم توی صورتش دوید و با ناراحتی جواب داد: -خسته شدم.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
