فایل کامل رمان آو PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان آو PDF دارای ۱۰۷۹ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان آو PDF :
کینهای قدیمی و نگاههای سرد و غیردوستانهی مردم شهر ساحلی نورود نسبت به خاندان اخوان، دل کیارا، نوهی این خاندان را برای بازگشت به آنجا مردد کرده است. اما مأموریتی کاری که ناگزیر باید به انجام برساند، اختلافات پنهان خانوادگی و جستوجوی عزیزی که سالهاست از او بیخبر مانده، در نهایت او را وادار میکند قدم به نورود بگذارد. شهری مرموز که در پس آرامش دریا، رازهایی ناگفته و اتفاقاتی پیشبینینشده در انتظارش نهفته است.
خلاصه فایل کامل رمان آو PDFاز کاکایی ها
گاز بزرگی به ساندویچش زد. صدای پونه از شدت عصبانیت نازک و جیغ مانند شد. ای کارد به اون شکمت بخوره به همین راحتی گذاشتی برات تصمیم بگیرند؟ بغضش را با تکه ای از ساندویچش قورت داد. چاره ی دیگه ای هم داشتم وقتی جلو همه بهش حالا که قراره از کار معلق شم حق خودم رو از شرکت میخوام منو کشوند تو اتاقش و یه سند منگوله دار قدیمی انداخت جلوم و گفت این همه ی سهمته. پونه ناامید پرسید. تو هم به این آسونی قبول کردی؟! میگی چیکار میکردم باهاش دست به یقه میشدم؟ تو که باید عمو رفیع رو خیلی خوب بشناسی. حالا اوضاع اونجا چطوره؟ صدایش را کمی پایین آورد و با احتیاط زمزمه کرد. بودیا پیش پای تو اومد شرکت و داد و بیداد راه انداخت. هرچند از این کبریت بی خطر آتیشی روشن نمیشه رفیع خان هم رگ خواب پسر کوچیکش رو خوب بلده
بهش گفته تورو واسه بررسی به سری زمین با امتیاز تجاری فرستاده ماموریت تا دهن باقی سهام داره ها رو ببنده. ظاهرا پر بیراه هم نگفته بود بعد از آنکه سند را جلوی دست او انداخت پیشنهاد یک معامله را هم داد. توی دفتر عمو رفیع مقابل میز بزرگش ایستاده و منتظر مجازات او بود کسی هم اگر نمی گفت خود کیارا خیلی خوب میدانست که زیاده روی کرده است. این را نگاه بیش از حد آرام و نفوذناپذیر عمو هر آن توی صورتش می کوبید. تو نوه ی پریرخی و بی برو برگرد اون حس حسابگرانه و تیز مادربزرگت رو داری اگه هنوز اینجایی و دور ننداختمت فقط بابت همون چیزیه که از اون زن به ارث بردی حتی به زبان آوردن اسم پریرخ هم به محتویات معده اش چنگ می انداخت و باعث میشد حس کند دلش می خواهد هرچه هست و نیست را بالا بیاورد.
صدای پر از تحکم و ترس آور مادربزرگ در آشپزخانه روی سر خاطراتی که از کیارای ده ساله داشت آوار شد. _فیروزه داری با این بچه چه غلطی می کنی؟ هربار که دیدمش داره یه چیزی میلمبونه. می خوای تا چند سال دیگه از تنها وارثم به خرس گنده تحویل بدی؟ کیارا نمی دانست با یاد آوری کدام بخش از آن خاطرات دقیقا درد میکشد. اینکه پریرخ او را فقط وارث خودش میدید و نه یکی یک دانه ی پسرش؟ یا آن درد محروم شدن از دستپخت خوشمزه ی مامان. نفس گرفت و چشمانش را صاف به عمو رفیع دوخت. این ارادت مسخره ای که به زن سوم پدرتون دارید اصلا برام مهم نیست اینکه پریرخ مادر بزرگ من بود و من کدوم اخلاق مزخرفم بهش رفته هم اهمیتی نداره به عنوان کیارا اخوان و وارث برادر کوچیکترتون بهنام من از این دارایی و ثروت اخوان ها سهمی دارم که داده نشده.
می خواین از شرکت بندازینم بیرون؟ باشه مشکلی نیست سهم منو تموم و کمال بدید تا برم و گورمو گم کنم. در نگاه عمو خنده ی تحقیر آمیزی بود که روی لب هایش نشانی از آن دید نمی شد. _پس سهمت رو میخوای؟ بیا بگیر این همه ی سهمت از دارایی اخوان هاست. سندی کهنه و قدیمی را روی میز و مقابلش انداخت. کیارا با ناامیدی چشم بست حتى اگر عمو هم گفت او خود از ظاهر آشنای آن می فهمید که این سند خانه ای اربابی در دور افتاده ترین نقطه ی این زمین بود البته برای کیارا. با این حال دست پیش برد تا آن را بردارد نه به خاطر آن را بردارد نه به خ اینکه چنین حق ناچیزی را به عنوان سهمش از دارایی اخوان ها قبول کند آن را به خاطر وصیت بابا بهنام بر می داشت که چند روز قبل از مرگش همین سند را;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
