فایل کامل رمان ژن برتر PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان ژن برتر PDF دارای ۲۰۸۳ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان ژن برتر PDF :
آمدی و قلبم، عاشقانه خودش را بر دیوارههای تنم کوبید; چشمهایت آرام و قرارم را ربود، مرد من! تکیهگاهِ مطمئنم! دلِ من به بودنت قرص است، آرامِ جانم; چشمانم پیشکش چشمانت؛ تا همیشه، تا ذرهای از قلب مهربانت آسیب نبیند. تمام تار و پودم را تقدیم میکنم به تو، هستیبخشِ بیهمتای من; بهراستی که نامت برازندهی روح خلاق و والاى توست، اهورا.
خلاصه فایل کامل رمان ژن برتر PDF
دست هایش را روی صورتش کشید و دم عمیقی، میان شش هایش راه گرفت. پاهایش را پایین آورد و دمر شد. کلافه بود; کلافه از آن همه بلا تکیلفی; از آن همه سکوتی که نمی دانست برای شکستنش چه تاوان هایی باید پس دهد; از لجبازی های اهورایی که علاوه بر خودش، او را هم می سوزاند. به فرصتی که در یک چشم بهم زدن تمام میشد و این اهورایی که او شناخته بود، محال بود به آن زودی ها تن به جراحی بدهد. لااقل نه تا زمانی که دلیلی برای نفس کشیدن های بی اختیارش، پیدا کند… او انتخابش را کرده بود; انتخابی که تاریکی بود و بس; انتخابی که در آن، نه کیمیایی راه داشت و نه هیچکس دیگری; خودش بود و دنیای بی رحمانه ای که در برش گرفته بود; از وقتی آمده بود، هیچ صدایی از اهورا نشنیده بود. حال روحی اش آنقدر وخیم بود که حتی خواب هم به چشم هایش نمی آمد. قلبش از آن همه آشفتگی اش گرفت.
نباید آن همه تند می رفت. نباید از کوره در می رفت و عصبانیتش را از آن نادیده گرفته شدن، بر سر او می کوبید; باید کمی صبر می کرد؛ کمی صبوری! بعد از دقایقی از جا برخاست و به هال رفت اما اهورا را ندید. نگا ِه آشفته اش را در خانه چرخاند و چیزی ندید. ترسی مبهم به قلبش چنگ انداخت و قدم هایش را به سمت حیاط کج کرد. اهورا لبه ی حوض، زانو زده بود و سرش را در آب فرو برده بود. چند ثانیه ای، مات و مبهوت، به آن تصویر نگاه کرد و وقتی احساس کرد بالا آمدنش، بیش تر از حالت عادی، طول کشید، پا برهنه دوید و پله ها را سراسیمه پایین رفت. دست روی شانه های اهورا گذاشت و تنش را عقب کشید اما اهورا خیال تکان خوردن نداشت. رفته رفته بغض، راه گلویش را می گرفت که بالاخره تن سست شده اش را عقب کشید. دستش را زیر گردن آویزان اهورا بی جانش را صاف کرد و تن برد و با احتیاط روی زمین گذاشت.
بی آنکه اختیاری روی اشک هایش داشته باشد، هق زد: « دیوونه; دیوونه روانی; چه کاری بود؟ مگه تو آدم با اعتقادی نیستی؟ وای; خدایا; » به صورتش سیلی زد و رنگ پریده اش، دلهره اش را بیشتر از قبل کرد: « وای خدا; چیکارش کنم; اهورا؟ » کف دست هایش را روی سینه اش گذاشت و خواست بفشار که تردید کرد. فورا تلفنش را از جیبش خارج کرد و به رضا زنگ زد. صدای رضا در تلفن پیچید و بدون آنکه مهلت دهد، با تمام اضطرابی که در صدایش احساس می شد، لب زد: « تنفس دهان به دهان چجوریه؟ » رضا پر از بهت و تعجب بود: « چی؟ کجایی؟ » سایه کلافه شد و هق زد: « حرف نزن فقط چیزی که خواستمو بگو; » نفس هایش در تلفن انعکاس پیدا کرده بود و تمام ترس و دلهره اش را منتقل می کرد. رضا هول شده بود: « خیلی خب; ببین; یکم چونشو بده بالا; با یه دستت چونشو بگیر; با یه دست; »
-صبر کن;صبر کن; تلفن را روی اسپیکر گذاشت و روی موزاییک های حیاط قرارش داد: « بگو میشنوم; » -با یه دستتم بینیشو محکم بگیر که کلا مسدود بشه; لباتو بذار رو لباش و آروم بدم; طوری دهنتو بذار که هوایی به بیرون نشت نکنه» سایه تماما گوش شده بود و مو به مو، کارهایی که می گفت را انجام میداد. -تا وقتی قفسه سینه ش بالا نیومده همونطور ادامه بده; آروم بدم; محکم نباشه; کمی مکث کرد و لب زد: « اگه اومد بالا، چند ثانیه دست نگه دار تا قفسه سینه ش بره پایین; یه بار دیگه هم همین کارو انجام بده اگه چیزی نشد; سایه بار دیگر همان کارهای را انجام داد; ناگهان اهورا به سرفه افتاد و تمام آبی را که خورده بود، برگرداند. سایه، روی زمین افتاد و نفس های عمیق کشید. به اندازه چندین سال، احساس پیری می کرد. مسبب تمام آن اتفاقات خودش بود و خودش.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
