فایل کامل رمان تژگاه PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان تژگاه PDF دارای ۴۷۸۵ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان تژگاه PDF :
این داستان روایت زندگی دختری مستقل، مغرور و جسور است که برای انتقام مرگ مادرش قدم به شرکت تیموری میگذارد؛ جایی که قصد دارد اسکندر تیموری را، مردی که گمان میکند باعث تمام رنجهایش بوده، از پا درآورد. اما برخلاف تصورش، رئیس شرکت نه یک مرد میانسال و سرد، بلکه مردی جوان، جذاب و درعینحال مغرور است. معراج تیموری؛ همان کسی که ناخواسته در دل تمام اتفاقات گذشته نقش دارد. پسر اسکندر تیموری; پسر قاتل مادر آرام.
خلاصه فایل کامل رمان تژگاه PDF
معراج پر از حیرت و پریشانی به فکور زل میزند: ـ اون یارو چی؟ اون الان کجاست؟ شاید اون دقیقتر دیده باشه; _تهران نیست; خطشو عوض کرده، تو هیچ شرکت دولتی هم استخدام نشده; این بابایی که عکس انداخته، میگه تا حالا از ترسش حرفی نزده; اما من میگم چندین سال دورادور از بابات باج گرفته; احتمالا دیگه تهدیداش اثری نداشته که تحویل من دادشون; همهچیز کمکم باورپذیرتر میشد; و آن روزها معراج کجا بود؟ اگر خسروی گناهی نداشت، پس این قتل کثیف برای چه بود؟ _چرا; چرا دست پلیس ندادشون؟ _چون بعد از چند سال، خودش هم شریک جرم محسوب میشد; معراج گیج بود; در سرش هنوز هم صدای تبل موج میزد; و کی زندگیشان به یک فیلمنامهی جنایی تبدیل شد و خبر نداشت؟ _از کجا پیداش کردی؟ چطور فهمیدی همچین مدرکی دستش داره؟
فکور به چشمان معراج خیره ماند: ـ بهت گفته بودم شایان خسروی مدارکی علیه پدرت جمع کرده; اون به این کارگر مشکوک بوده و من با چند روز تعقیب و پیشنهاد یه پول درشت، راضیش کردم اطلاعاتی که داره در اختیارم بزاره; اونم عکسا رو بهم داد; معراج هنوز هم منگ بود; یکی بیاید و او را از این کابوس بیدار کند! این دیگر ورای یک کابوس بود; این حس مضخرف، خودِ خودِ جهنم بود; با کلهای داغ و پرنبض از جایش بلند شد و قدمهای ناستوارش را به سمت در برداشت. فکور با چهرهای درهم، رفتنش را نگاه کرد و در این لحظه کمکی از او برنمیآمد; «خراب» برای حالش وصف کمی بود; او در حال از هم گسستن بود; ویران و متلاشی بود; نگاهش روی پنجرهای که چراغش خاموش شده بود، گیر کرده بود; و این همه شوک، این همه بدبیاری حقش بود؟ سرش را روی فرمان گذاشت و بیچارگی همین بود; مگر نه؟
«داغان» یک کلمه از وصف حالش بود و ندامت، بزرگترین حسی که به سینهاش چنگ میانداخت; ماشین را با همان حال خراب راه انداخت و احتمالاً شبی دیگر را پر از سیگارهای به فیلتر رسیده و جامهای خالی میگذراند; امشب هم خواب بر او حرام بود; و کاش در آن لحظه عطر عروسکش را داشت; آرام: ظهر بود و در کمال حیرت، هنوز تماسی از معراج نداشتم. نمیدانستم چگونه موضوعی را که دیشب پدرم در موردش بحث داشت، به او بازگو کنم و منتظر پیامک یا تماسی از طرف خودش بودم. چگونه به او میگفتم هفتهی آینده، با پدرم و آریا همراه خانوادهی عمه شبنم به شیراز میرویم؟ حضور سپهر در این مسافرت را چگونه برایش تشریح میکردم؟ چطور میشد روی حرف پدرم حرف بزنم و یا معراجی را که در حد مرگ روی سپهر حساس بود، قانع کنم؟ حتی عصر هم خبری از او نشد و من کمکم میفهمیدم
بعد از هر غیب شدنش، یک طوفان در پیش داریم; ساعت شش عصر بود و قبل از اینکه از شرکت بیرون بزنم، تصمیم گرفتم شمارهاش را بگیرم. بعد از سه بوق، گوشی را برداشت و باز هیجان تزریق کرد: ـ عروسکم؟ آهسته گفته بود و من هم متقابلاً آهسته جوابش را دادم: ـ معراج؟ _جون دلم؟ نمیدانست اخیراً چقدر قلبم را به لرزشهای دیوانهوار وادار میکرد; _منتظر بودم بهم بگی بیا پایین. _الان بگم حله؟ بگم بالا تو اتاقم منتظرتم؟ اتاقش؟ اوه; داشت دیروز را به من یادآوری میکرد و شاید به آبقند احتیاج داشتم. ـ میرسونی منو یا خودم برم؟ مکثی کرد و من صدای نفس سنگینش را شنیدم: ـ شما تنها هیچجا نمیری خانم کوچولو; ده دقیقه دیگه پایین باش. تبسمی روی لبهایم نقش بست و تلفن را خاموش کردم; با او راه و رسم دیوانگی را از بر میشدم; قطعاً; ده دقیقه بعد، من جلوی شرکت بودم و برای دیده نشدن;
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
