فایل کامل رمان عمارت سیاه PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان عمارت سیاه PDF دارای ۱۵۰۰ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان عمارت سیاه PDF :
داستان دربارهی دو دوست صمیمی به نام تمنا و شیدا است؛ دو دختری که هیچکدام از گذشتهی دیگری خبر ندارند، اما با این حال بهترین دوستان یکدیگرند. تا اینکه یک روز، مردی ناشناس با تمنا تماس میگیرد و از او میخواهد به دنبال شیدا برود. تماسی که پای تمنا را به عمارتی پر رمز و راز باز میکند؛ عمارتی خوفانگیز که در آن مردی مقتدر، مرموز و در عین حال جذاب و دلفریب زندگی میکند. رمانی پر از معما، کشمکش، رازهای پنهان و احساسات سرکش؛ داستان دختری جسور و زیبا در برابر مردی که به هیچ عنوان تحمل سرکشیهای او را ندارد;
خلاصه فایل کامل رمان عمارت سیاه PDF
دستش را بند میلهها کرد تا از افتادنش جلوگیری کند. مردی قدبلند با هیکلی غیرعادی بزرگ بالای پلهها ایستاده بود و با چشمهای سیاه و سردش به او نگاه میکرد. چیزی که بیشتر از همه موجب تعجب تمنا میشد، موهای بیش از حد بلند و بافته شدهی مرد بود. صبرش دیگر ته کشیده بود. اخمهایش را درهم کشید و به سمت مرد رفت. درک کارهای شیدا روز به روز برایش سختتر میشد; نمیفهمید دخترک در چنین جای ترسناکی چه غلطی میکند. خودش را به خاطر حس حمایتی که نسبت به شیدا داشت، لعنت کرد. بارها به خاطر او به دردسر افتاده بود و هربار با خودش قرار میگذاشت او را به حال خودش بگذارد، اما باز هم وقتی کمک میخواست، نمیتوانست به مظلومیتش نه بگوید. مرد بی هیچ حرفی چرخید و داخل رفت. اخمهای تمنا از بیادبی مرد بیشتر درهم رفت.
پشت سر مرد راه افتاد و وارد عمارت شد. نگاهش به طرح گرگ سیاهی که روی کت چرم مرد هک شده بود افتاد. همهی چیزهای این عمارت سیاه بود؛ درست برعکس او و حسهای رنگارنگش. وقتی داخل شد، مات شد؛ باورش نمیشد چی میبیند. داخل عمارت بیشتر از آنچه که باید بزرگ بود. اطرافش پر بود از اشیا و مبلمان سلطنتی. از طرح و رنگهایشان معلوم بود قدیمی و تاریخیاند، اما انقدر نو و تمیز بودند که انگار تازه ساخته شده بودند. مرد در را باز کرد و کنار ایستاد تا تمنا داخل برود. تمنا با جرأتی که دیگر همانند اول راه نبود، از کنار مرد گذشت و وارد شد. مرد در را بست و از کنارش رد شد. احساس میکرد داخل یک کتاب تاریخ است. پیش رویش راهرویی بلند پر از تابلوهای بزرگ بود؛ عکس افرادی خاص با لباسهای سلطنتی در جایجای دیوارها به چشم میخورد.
تمنا ناخودآگاه کمی در خودش جمع شد. احساس میکرد تابلوها با آگاهی به او نگاه میکنند و زندهاند. نگاهش به یکی از تابلوها افتاد؛ احساس خاصی نسبت به آن تابلو داشت. عکس زن و مردی زیبا اما غمگین. ناخودآگاه کمی نزدیکتر رفت و به زن خیره شد. صورت زن برایش آشنا بود، اما به یاد نمیآورد او را کجا دیده باشد. زن به زیبایی آراسته شده بود؛ لباسی پفدار قرمز به تن داشت و گردنبندی زیبا و چشمگیر، مخلوطی از رنگهای قرمز و سیاه، به گردن داشت. او بدون هیچ حسی به دوردستها خیره شده بود؛ انگار فقط جسمش در آنجا بود، اما روحش در دوردستها، کنار شخص دیگری بود. مرد کنارش با عشق دستهایش را دور کمر زن حلقه کرده و به او خیره شده بود. تمنا نمیدانست چقدر محو تابلو شده بود که با صدای مرد به خودش آمد و به سمت او چرخید.
مرد راه افتاد و سرش را به سمت دیوار سیاهی که انتهای راهرو بود، تکان داد. تمنا متعجب به سمت دیوار رفت. این همه سیاهی را درک نمیکرد. اگر به او بود، تمام دیوارهای این کاخ را قرمز و نارنجی میکرد؛ باغ بزرگی که در حیاط بود را پر از گلهای مریم و نرگس و میخک میکرد و درخت آلبالو و گیلاس میکاشت. جلوی دیوار ایستاد و کلافه به آن نگاه کرد. دلیل آنجا ایستادنشان را نمیفهمید. مرد جلو آمد و دستش را روی قسمتی از دیوار گذاشت. صدای تیکی آمد و پشت بندش دیوار آرام کنار رفت. تمنا با چشمهایی گرد شده، به روبهرویش خیره شد. هضم اتفاق که افتاده بود برایش سخت بود دلش نمیخواست اینجا باشد. از درو دیوار این عمارت راز و رمز میبارید، کاش میتوانست بیخیال شیدا شود و برود. اما نمیتوانست کس که با او تماس گرفته بود گفت حال شیدا خوب نیست.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
