فایل کامل رمان آموروفیلیا PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
9 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان آموروفیلیا PDF دارای ۷۲۶ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان آموروفیلیا PDF :

در مورد دختریه که برای کار وارد خونه‌ی یه مولتی‌میلیونر خوش‌گذران میشه. بین امیلی و ادوارد یه سوءتفاهم پیش میاد که باعث میشه پای هر دوشون به دنیای هم باز بشه. دنیایی پر از رازها، فانتزی‌ها و ترس‌های پنهان. ادوارد با فِتیش‌های عجیبش و امیلی با فوبیاهاش، درگیر رابطه‌ای میشن که مرز بین بازی، وسوسه و انتقام رو محو می‌کنه; سوءتفاهمی که ادوارد قصد داره ازش برای ضربه زدن به رقیبش استفاده کنه، اما خودش هم کم‌کم درگیر احساسی میشه که انتظارش رو نداشت.

خلاصه‌ فایل کامل رمان آموروفیلیا PDF

سرمو بلند کردم. این چی بود؟ قرارداد کاری یا قرارداد بندگی؟ با نگاه اجمالی کل قرارداد رو نگاه کردم. «خسارت عملی نشدن انتظارات» نوشته بود. «شرایط فسخ قرارداد»، «جریمه‌ها»، «تشویق‌ها»، «مدت قرارداد آزمایشی: یک الی سه ماه، در صورت رضایت تمدید». پوفی کردمو سر بلند کردم. ادوارد دقیق خیره به من بود. برگه‌ها رو بهش دادمو گفتم: راستش; ام; خیلی; نفهمیدم چی نوشته. اخمی کرد و گفت: پس دو ساعته چی رو خوندی؟ داغ شدم و گفتم: از متن‌های اینجوری سر در نمیارم. ادوارد برگه‌ها رو گرفت و گفت: به زبون ساده; تو توی عمارت من زندگی می‌کنی، کارهایی که ازت می‌خوام انجام میدی و در عوض ماهی دلار می‌گیری. به همین سادگی; موافقی؟ اینی که ادوارد گفته بود خیلی ساده و روشن بود. برای منی که نه جایی برای رفتن داشتم و نه زندگی خارج از این عمارت، پیشنهاد بدی نبود.

می‌دونستم این شرایط عادی نیست، اما من هیچ‌وقت معمولی نبودم. با تردید سری تکون دادمو گفتم: باشه; موافقم. لبخندی زد و گفت: خوبه; پس بیا امضاش کن. خودکار و برگه‌ها رو به سمتم گرفت. پایین همه برگه‌ها رو امضا کردمو بهش دادم. نگاهی به امضای من کرد و پرسیدم: حالا باید چیکار کنم؟ با لبخند نگاهم کرد و گفت: حالا برو اتاقم، امیلی. فقط نگاهش کردم که ادوارد گفت: چرا نشستی؟ کارت از الان شروع شده. وسایلمم; ام; بیارم؟ یه ابرو بالا انداخت و گفت: اون وسایلت تو اتاق من به دردت نمی‌خوره، بذار همون‌جا بمونه. بازم فقط نگاهش کردم که کمی عصبانی گفت: طبقه سوم، در فندقی رنگ. با تردید بلند شدم و گفتم: قفله؟ نه، برای تو نه. ادوارد اینو گفت و تکیه داد به صندلیش. سری تکون دادمو رفتم سمت در. همه چی تحقیرکننده بود. کل حرف زدن با ادوارد تحقیرکننده بود. اما چرا باهاش قرارداد بستم پس؟

چرا از اینکه کنترل موقعیت دست اون بود حس خاصی داشتم؟ من هیچ‌وقت با هیچ‌کسی این‌طوری نبودم؛ انقدر مطیع; و از اون بدتر، راضی. منطق می‌گفت نباید این کار رو بکنم، اما قلبم انگار نظر دیگه‌ای داشت. خودمو پشت در اتاق ادوارد پیدا کردم. با تردید و آرام دستگیره رو پایین دادم و در رو باز کردم. قفل نبود; رفتم داخل و در رو پشت سرم بستم. برق اتاقو روشن کردم. یه تخت بزرگ و مجلل وسط اتاق بود، با رو‌تختی قهوه‌ای تیره و دکور چوبی قدیمی. دو تا کمد بزرگ در دو طرف اتاق بود و سه تا آینه‌ی قدی در سه سمت تخت. به سمت کمد اول رفتم. درشو که باز کردم، پر از لباس مردونه بود. به سمت کمد دوم رفتم و درشو باز کردم. شوکه شدم؛ پر بود از لباس، کیف، کفش و وسایل شخصی زنونه. یه لحظه حالم بد شد. اینا مال کی بود؟! قبل از اینکه احساسی بشم، یه لباس ساده برداشتم و رفتم سمت سرویس.

با خودم گفتم: مهم نیست مال کیه; مهم اینه که الان بیکار نیستم و حساب بانکیم پر میشه. در سرویسو باز کردم. یه فضای بزرگ و مدرن بود با آینه‌ها و وان بزرگ. با تردید رفتم تو. آب گرم رو باز کردم و چند لحظه فقط به بخار خیره شدم. خواستم ذهنم رو خالی کنم. خودمو مرتب کردم، نفسی عمیق کشیدم و سعی کردم آرامش پیدا کنم. تو آینه به صورتم نگاه کردم. برای اولین بار بعد از مدت‌ها احساس کردم دارم دوباره خودم رو می‌بینم. لباس تمیزی پوشیدم و موهامو مرتب کردم. نگاهم به آینه افتاد؛ حس غریبی بود، نه ترس، نه آرامش; چیزی بین هر دو. در همین حال در سرویس با شدت باز شد. ادوارد عصبانی جلوی در ایستاد. اخمش تموم لبخندم رو پاک کرد. با دیدنش میخکوب شدم.  ادوارد گفت: حرفم واضح نبود؟ گفتم منتظرم باشی. سکوت کردم. چیزی نگفتم، فقط نگاهش کردم.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.