فایل کامل رمان تاوان خیانت PDF
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن فایل کامل رمان تاوان خیانت PDF :
رزا، دختری پرشور و سرزنده از شیراز، در سفر نوروزیاش به کوهمره سرخی بهطور اتفاقی با کیان، پسر مغرور و مرموزِ مدیر یکی از شرکتهای بزرگ، آشنا میشود. اما این دیدار ساده، آغاز ماجرایی است پر از رازهای پنهان، گذشتهای تاریک و عشقی که سرنوشت هر دو را دگرگون میکند. حالا رزا در دوراهی دشواری قرار گرفته؛ باید میان عشق و حقیقت یکی را انتخاب کند. انتخابی که ممکن است بهای سنگینی برایش داشته باشد، چون تاوان خیانت گاهی بسیار بیشتر از آن چیزی است که تصور میکند…
خلاصه فایل کامل رمان تاوان خیانت PDF
بعد از اون جنگ گلبهگلی حسابی، همه داشتیم توی حیاط پدربزرگ جمع میشدیم تا ناهار بخوریم. مهسا و امیر تصمیم گرفتن خودشون دستبهکار بشن و برای ما غذا درست کنن. خب، فکر کردی یه آشپز معمولیان عزیز؟! آشپزی خانوادهی ما یعنی یه اجرای زندهی پر از اتفاقات غیرمنتظره! مهسا، با همون انرژی همیشگیش، داشت با هیجان همهچیز رو به قابلمه میریخت. امیر، که همیشه یه جور شیطنت تو نگاهش هست، یواشکی یه بسته فلفل خیلی تند برداشت و به قابلمه اضافه کرد. من که حواسم به همهجا بود، لبخندم نمیتونست پنهون بمونه. وقتی غذا حاضر شد، همه دور میز نشستیم و شروع کردیم به خوردن. دقیقهی اول همه لبخند زدن، ولی دقیقهی دوم; یهو همه شرشر عرق میریختن و آبمیخوردن! فلفلِ فلفلِ دِیر اَثَر کرده بود و حالا ما داشتیم از سوزش اون قرمزتر میشدیم!
پدربزرگ که با تعجب ما رو نگاه میکرد، گفت: — این آشپزیه یا آتشفشون؟! من که داشتم از خنده غش میکردم، گفتم: — مامانبزرگ، حواست باشه، امیر الان سلطان آتش نشه! و همه زدیم زیر خنده، حتی امیر که کمی شرمنده شده بود. اون روز فهمیدم توی خانوادهی ما، حتی یه ناهار ساده هم میتونه به یه ماجرای خندهدار تبدیل بشه که یادش همیشه بمونه. سلام! من مهسام، دخترعمو و همخونوادهی رزا. راستش یه راز کوچیک دارم که تا حالا به کسی نگفتم; من عاشقم! ولی خب، امیر هیچوقت نفهمیده. اون همیشه با اون شیطنتهای همیشگیش و خندههای مسخرهش، انگار که اصلاً منو نمیبینه. هر وقت امیر یه کار خندهدار انجام میده، من بیاختیار میخندم و دلم میره بالا. اما وقتی نگاش میکنم، انگار اون فقط یه دوست معمولی برام هست. یه روز که داشتیم با هم آشپزی میکردیم
تصمیم گرفتم یه کاری کنم که توجهش رو جلب کنم. وقتی داشت فلفل تند به غذا اضافه میکرد، من یواشکی یه دستکش مشکی پوشیدم و سعی کردم بهش نزدیک بشم و یه شوخی کوچیک بکنم. ولی امیر اونقدر تو کار خودش بود که اصلاً متوجه نشد. تازه وقتی همه شروع کردن به سرفه و خنده، من هم خندیدم، اما توی دلم یه کم ناراحت بودم. گاهی فکر میکنم اگه یه روز جرأت کنم و بهش بگم که چقدر دوستش دارم، شاید همهچیز عوض بشه. ولی تا اون موقع، باید همینجوری این حس رو توی قلبم نگه دارم و سعی کنم باهاش دوست بمونم. امیدوارم یه روز امیر بفهمه که من فقط دخترعموی اون نیستم، بلکه کسیام که همیشه دوستش داره; حتی وقتی اون ندونه. سلام! من امیرم، پسرعمو و کسی که همیشه وسط ماجراها یه کم خرابکاری میکنه. راستش، مهسا رو خیلی دوست دارم، اما نه به همون شکلی که خودش فکر میکنه!
برای من، مهسا یه آدم فوقالعادهست که همیشه باهاش میخندم و دنیای اطرافم رو فراموش میکنم. یه روز که داشتیم تو آشپزخونه آشپزی میکردیم، واقعاً نمیدونستم اون چقدر داره تلاش میکنه که توجه منو جلب کنه. من فقط فکر میکردم داریم یه مسابقهی آشپزی میکنیم و یه جورایی هم میخواستم با اون فلفل تند یه شوخی بکنم. نمیدونستم قراره همهی خانواده با اون تندیش به دردسر بیفتن! گاهی اوقات وقتی مهسا بهم نگاه میکنه، حس میکنم یه چیزی پشت نگاهش هست، اما نمیتونم درست بفهممش. شاید منم باید یه روزی جرأت کنم و بپرسم ببینم واقعاً چی تو دلشه. ولی تا اون موقع، همین که با هم بخندیم و کنار هم باشیم، برام کافیه. چون به قول خودم: «دوستیای که تهِ خنده ساخته شده، همیشه پابرجاست.»
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
