فایل کامل رمان فتان PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان فتان PDF دارای ۱۴۰۵ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان فتان PDF :
هر قصهای میتواند درست از دل خیابان سر برآورد؛ از خیابانهایی که سالهای رفته را به خاطر دارند، عبور فصلها را دیدهاند، و با همهی قدمهای آدمها، هنوز نتوانستهاند چیزی را در ذاتشان تغییر دهند. در دل این خیابانها، خانوادههایی زیستهاند که کودکی سالم پروردهاند، اما جوانی یاغی از جامعه بازپس گرفتهاند. ارزشها در گذر زمان رنگ باختهاند، و تربیتهای درون خانه، در هیاهوی بیرون گم شدهاند. چه کسی را باید سرزنش کرد؟ خیابان؟ زمانه؟ یا خودِ ما که سکوت کردهایم؟
خلاصه فایل کامل رمان فتان PDF
از پنجره فاصله گرفتم و گوشی خاموششدهی موبایلم را در کیف دستیام انداختم. ذهنم درگیر بود و پرتلاطم; مامان منتظر بود و نگران؛ جوابی برایش نداشتم آن لحظه و اصلاً زبانم نمیچرخید از بابت توضیح دادن. بابا را چه میکردم؟ وصف میکردم این حس خفهکنندهی جانم را؟ نمیگفت: «تو خودت این کارهای نگار; با شک و حدس و حسهای زنانه که نمیشود حکم داد!»؟ کاش گوشیام خاموش نشده بود؛ میتوانستم آن لحظه از صفحهی روشن موبایلش عکس بگیرم. سند خوبی بود; سند تنها گذاشتن نامزدش در شب تولدی که برایش در خانه گرفته بودند، به بهای منتکشی دختری که فهمیدم; صدای مشتهای کوبندهای که ناگهانی به در خورد، ابتدا شانهام را با هول پراند و بعد آب دهانم را با اندکی ترس به پایین سوق داد. آنقدر ضربهها تند و پشت سر هم شدت گرفت که آن ترس ناگهانی را پس زدم و سمت در دویدم.
شاید یکی از همسایهها نرفته بود و اینک نیاز به کمک داشت. دستگیره را کشیدم و دهانم از بهت باز ماند. یک پسر جوان، خمیده و زخمی، دست به دیوار گرفته بود و نفسنفس میزد. ـ میشه; بذارید; بیا;م; داخل؟ موهای بلند تا روی شانهاش و دانههای درشت عرق، اولین مشخصهای بود که بدجور در چشم میزد. در راهپله صدای دویدن میآمد و جملاتی تند و گنگ که نشان از عصبی بودن گویندهاش داشت. ـ دنبالمن; خواهش میکنم; شغلم ایجاب میکرد احتیاط کنم. اما وضع رقتانگیز پسر و شلوار خونیاش، پایی که از ساق خم شده بود و رنگی که هر لحظه میزان زردیاش بیشتر میشد، دست عقل و منطق را پس زد و در را تا انتها باز کردم. ـ بیا از این طرف. اینجا یک اتاق استراحت داشتم! از زمان بابا برای چرت نیمروزش استفاده شده بود و چیدمانش درست مطابق سلیقهام بود و هر وقت جلسهی دادرسی مطابق میل و خواستهام سپری نشده بود
شبیه یک مکان امن به آن پناه میبردم. در را بستم و دست دراز کردم که بیاید؛ چند باری زمین خورد. حتی دیگر همان کلمات بریده هم از زبانش بیرون نمیآمد. چند تا از این مدلها الان در خیابان پایین دفتر دنبال یک جای امن میگشتند؟ کشانکشان خودش را انداخت روی تخت. آن لحظه تنها چیزی که فکر نکردم، خونین شدن تخت محبوبم بود. ـ خوبی الان؟ میتونی حرف بزنی؟ رو به سقف درازکش شده بود و نالهاش بیشتر; درد میکشید و ابروهای پرپشت و بههمپیوستهاش مدام در هم گره میخورد. برای لحظهای وضع خطرناکش ته قلبم را خالی کرد. به خودم نهیب زدم: اگر این گوشه از دفترت بمیرد، چه خاکی بر سرت میکنی نگار؟ نفسم روی دهانم نشست و چشمهای درشتشدهام تمام بدنش را از نظر گذراند. پلکهایش بسته شده بودند؛ معلوم بود تا خودش را به اینجا برساند، توان زیادی خرج کرده و حالا رمقش کشیده شده;
شبنمهای عرق پیشانیاش هر لحظه بیشتر میشد که صدای زنگ در، شبیه شیپورِ سورِ اسرافیل، مرگ به جانم انداخت. بعید نبود همانهایی باشند که پلهها را به دنبالش دویدند. برای ثانیهای پلک گشود و با زجر لبهایش را تکان داد. اینکه شنیده بود صدای زنگ را و هنوز بیهوش نشده بود، جای شکر داشت. ولی گویی آن «تو رو خدا گفتنش» تازه چشمهای من را به ابعاد قضیه باز کرده بود. مجرم فراری محکوم به چه جرمی بود؟ من پناهش داده بودم و حالا درست و غلط افتاده بودم وسط این ماجرای یکهو سر برآورده; اعصابی که از من بهخاطر سهراب تحلیل رفته بود، باعث میشد فکرم خوب کار نکند. انگشتهای بیحسم را به کف دستم فشردم. نفس عمیقی که برای فراری دادن استرس کشیدم، سینهام را به گزگز انداخت. چند بار پلک زدم و بعد گوشهی مقنعهام را راست و ریس کردم. باید اول مطمئن میشدم از گناهکار بودنش.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
