فایل کامل رمان مارگاریتا PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان مارگاریتا PDF دارای ۲۶۲۳ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان مارگاریتا PDF :
سه روز مانده به عروسیم، درست در شب تولد چهل سالگیاش با او آشنا شدم. داریوش؛ دوستپسر صاحبکارم، که در آنتالیا ظاهرش را پشت مدیریت خیریهی پدرخواندهاش پنهان کرده بود. اما حقیقت چیز دیگری بود: او یکی از خطرناکترین گنگسترهای استانبول به شمار میرفت؛ مردی که همه او را با نام «مارگاریتا» میشناختند. مارگاریتا مرا زیر نظر گرفته بود؛ من باید به بخشی از آن امپراتوری سیاهش بدل میشدم. همین من; که در روز عروسیم، ناگهان داماد با همسر عقدیاش سر رسید و همه چیز فرو ریختو;
خلاصه فایل کامل رمان مارگاریتا PDF
افعی دوسری که درست از گودی کمر، تا پشت گردنش بود. بزاق دهانش را قورت داد. شکلات همچنان زیر زبانش بود و همین شیرینیاش باعث میشد که قندش نیفتد و به زمین نخورد. فقط همین مانده بود تا پیشش رسوای عالم شود. – واسه بوی فرند بودنت خیلی پیرم، ولی میتونم واست بابای خوبی باشم دخترم! ( فلش بک به پنج روز قبل ) همانطور که بدنش را آرام و با ریتم آهنگ تکان میداد؛ تخم مرغها را در ظرفی بزرگ شکاند و یک گوشه روی میز گذاشت. به سمت دیگر آشپزخانه رفت. در عین حال زبان روی لبهای قلوهایش کشید. طعم تینت شکلاتیاش، به زبانش آمد و چشم سمت راستش چین خورد. دقیقا چیزی که عاشقش بود و طعم شکلات کیندر را میداد. محبوبش در بین تمامی شکلات ها که اگر ترس چاقی و زبانزد خانوادهاش نبود؛ روزی یه پاکت کامل میخورد و از طعمش خسته هم نمیشد.
حتی آوردن اسم شکلات هم باعث شد هوسی عجیب به جانش بیفتد و دلش ضعف کند. نگاه ریزی به ساعت که هفت صبح را نشان میداد انداخت و به سمت یخچال رفت. میل و هوسش به شیرینی بیش از حد بود و اگر الان نمیخورد؛ قطعا باد میکرد. زیر زیرکی، از در یخچال کیندر سایز کوچکی برداشت و هول هولکی مشغول خوردنش شد. در همان حال به جای قبلیاش برگشت و مشغول خوردن کردن فلفل کاپی و گوجه، در ریزترین سایز ممکن شد. – دوهفته مونده به عروسیت میخوای مثل گاو بترکی؟ دوست داری لباس عروس سایزت نشه؟ مگه من نگفتم بهت یه مدت سمت این لامصب نرو؟ با شنیدن صدای خسته و گرفتهی نعیما از پشت سرش، دستش از حرکت ایستاد و شوکه ماند. امروز زود بیدار نشده بود؟ جدی جدی تنها خلاف او که خوردن شکلات بود را بو میکشید؟ یا این شانس بدش بود که امروز زود بیدار شد؟
شکلات آب شده داخل دهانش را همراه با بزاقش قورت داد و با تردید به عقب چرخید. – صبح شما هم بخیر نعیما جان! ابروهایش در هم فرو رفته بود و دست به سینه، شاکی نگاهش میکرد. با همان نفرت پنهانی که سالها بود در چشمانش لانه کرده و هربار با دیدن او، مورد اصابت قرارش میداد. از او ناراحت نبود. حتی در مقابل حرف هایش، تمام بدخلقی هایش، عصبی هم نمیشد. چون این زن از سر تا پا حق داشت. همین که به رویش نگاه میکرد و گاهی زیر زیرکی هوایش را داشت هم کافی بود. – فرشته؟ نزدیکش آمد و برای لحظهای نتوانست چشم از ربدوشامبر زرشکی بلندش که فیت تنش بود بگیرد. با آن که پا به پنجاه و شش سالگی گذاشته بود؛ ولی بدنش از اویی که بیست و سه سال سن داشت فیت تر بود. شکلات نصفهای که کناری روی میز بود را برداشت و داخل سطل آشغال انداخت. – شوهر تو مثل مردای اینجا نیست
که زن شکم و پهلو بیاره بگه بیخیال مهم نیست. چند ساله داره اون ور زندگی میکنه، با اونوری ها خو گرفته. مقابلش ایستاد. – کاری نکن یه ماه از عروسی نگذشته پیله کنه طلاق میخوام. حواست به خورد و خوراکت باشه! مادر نداری بالاسرت اینارو بهت بگه، منم دل خوشی ندارم ولی بزرگترتم…. سیب گلویش محکم بالا و پایین شد. حرفی تا نوک زبانش آمد تا بگوید؛ ولی نگفت و تنها سر پایین انداخت. – چشم. کاش میشد که چیزی بگوید؛ ولی او نیز به نوبهی خودش حق داشت. حق داشت که اینطور سختگیر باشد وقتی دختری در سن او تا یک سال پیش قرص قند مصرف میکرد. – کله صبحی چی داری واسه خودت بلغور میکنی نعیما؟ با شنیدن صدای شاد و پرانرژی زنعمویش، ناخواسته او نیز لبخند زد و چشم به او دوخت. – زن که میگی باید دو پاره گوشت تو تنش باشه. چهل گرم استخون به چه درد میخوره؟ موهای شرابیاش را پشت گوشش داد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
