فایل کامل رمان غمگسار PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
6 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان غمگسار PDF دارای ۹۰۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان غمگسار PDF :

روناک، دخترکی روستایی، به اجبار به عقد سیوان، پسر خان، درمی‌آید؛ مردی غیرتی و پرجذبه که شب‌هایش در حصار دختران رنگارنگ و پرزرق‌وبرق شهری می‌گذرد و نگاهش هرگز روناک را نمی‌بیند. اما امان از روزی که سیوان پس از سال‌ها از شهر بازمی‌گردد و با روناکی روبه‌رو می‌شود که دیگر آن دختر بچه‌ی ساده و مظلوم نیست;

خلاصه‌ فایل کامل رمان غمگسار PDF

یک شبه و یک روزه نمی‌توانستم با این همه پوسیدگی بجنگم، ولی کم‌کم باید روش کار می‌کردم. فکرشان را خاتمه می‌دادم. اجازه نمی‌دادم روناک‌های دیگری قربانی این رسوم مسخره و زواردررفته بشوند. دلم هزار راه می‌رفت; خبری ازش نشد. وقتی دید حالم واقعاً خوب نیست، کلافه چشم چرخاند و با بی‌میلی گفت: «باشه پسرم، این یک بار هم کوتاه بیا; سارا و شوهرش رو می‌فرستم برن خونه‌ی قربان. چند روزی هم به اون پیرمرد برسن، هم تو دلت آروم بشه. خوبه؟» خوب;؟! من خودم رو گم کرده بودم. همین که حال جسمی روناک خوب باشه و راحت باشه، کافی بود. یعنی قرار نبود مصیبت تازه‌ای دامن این خانواده رو بگیره; همین برای من کافی بود. «خان؟ رحمت خان؟!» ترس عجیبی در صدا بود. با صدای هول‌زده برگشتم. کریم با دو به سمت ما می‌آمد، سعی داشت زودتر برسد. قلبم فرو ریخت;

مادرم گفت: «چی شده مرد حسابی؟ چرا خونه رو روی سرت گذاشتی؟» کریم نفس‌نفس‌زنان دست‌هاشو به زانو گرفت. دل من گواهی می‌داد که خبری بد در راه است. چه آشوبی شده بود که کریم خودش را این‌طور به ما رسانده؟ – «این; بالا ده; با شاهو خان; رحمت خان; میان اینجا!» شاهو و بقیه خان‌ها؟ اینجا؟ صدای «یاالله» گفتن مادرم ثابت کرد گوش‌هام درست شنیده‌اند. مادرم گفت: «خب بیان، خوش اومدن. تو چرا دست و پاتو گم کردی مرد حسابی؟» ولی من می‌دانستم خبر از این بدتر هم نمی‌توانست باشد. – «حرف بزن کریم! چی می‌خوای بگی که زبونت بند اومده؟» تشر مادرم او را به خودش آورد. نالید: – «روم سیاه خانوم; ولی محمود خان هم باهاشونه.» محمود خان؟! عمو;؟ کسی که هر صد سال یک بار سر از برف‌های کولاکش بیرون نمی‌کشید؟! چه اتفاق مبارکی افتاده بود که محمود خان، برادر ارشد، بلند شده

و به عمارت پدری آمده بود؟ مادرم مثل برق از جا پرید، دوید سمت پدرم. من همان‌جا روی ایوان ایستاده بودم و به کریم ترسیده نگاه می‌کردم. فکرم پر از حرف‌هایی بود که میان مردم می‌چرخید: «با خلعت.» ما که مجردی نداشتیم که بخوان مبارکی بیارن! مبهوت، به کریم نگاه کردم. با لکنت گفت: – «نزدیکن خانزاده; نمی‌خواین لباس عوض کنین؟» تازه به خودم آمدم. به لباس‌هایم نگاه کردم. تنها شلوار کردی و یک تیشرت ساده تنم بود. این‌طور که نمی‌شد! بی‌سر و صدا راهی اتاق شدم. لباس کردی جدیدی پوشیدم و دستاری مثل کلاه روی سرم بستم. روناک غرق خواب بود. خداخدا می‌کردم بیدار نشود. آرام بیرون آمدم. صدای خوش‌وبش و همهمه می‌آمد. مادرم وحشت‌زده روی ایوان ایستاده بود. وقتی نگاهم کرد، اشک توی چشم‌هایش حلقه زده بود. «چرا گریه می‌کنی مادر؟ طوری شده؟» چشمان پر از اشکش را رها کرد

و با بهت گفت: «چی می‌خواستی بشه؟ محمود خان اومده، پسرم; می‌فهمی؟» می‌فهمیدم، اما برایم اهمیتی نداشت. این مرد اگر اجاقش کور مانده و اولادی نداشت، پس هیچ حقی نداشت برای خانزاده‌های ده تصمیم بگیرد. هیچ‌کدامشان حق نداشتند. مادرم را همان‌جا با سوال‌هایش تنها گذاشتم و از پله‌ها پایین رفتم. سنگینی نگاه همه روی من بود. تصمیم گرفتم بهشان خیره شوم. چشم در چشم مردهایی که در هال نشسته بودند، پوزخندی روی لب کاشتم. آن‌ها هم حسابی دست و دلبازی کرده بودند; پدرم با سرفه‌ای نگاه‌ها را به سمت خودش کشاند. با نگاه باریک و جدی گفت: «بیا اینجا بشین پسره.» با مکثی طولانی صندلی مقابلش را کشیدم. نشستم و سرد و کوتاه گفتم: «سلام.» به جز جواب‌های کوتاه چیزی از دهانم بیرون نیامد. محمود خان با آن سبیل‌های سفیدش پوزخندی زد، رو به من خم شد و گفت: «علیک سلام; شاه‌داماد!»

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.