فایل کامل رمان PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان PDF دارای ۷۶۴ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان PDF :
گیرم که باختهام; امّا هیچکس جرات ندارد به من دست بزند یا مرا از صفحهی بازی بیرون اندازد! این شوخی نیست؛ من شاهِ شطرنجم; آنچه را نتوانم مطابق میل خود بسازم، ویران میکنم. من آرزو طلب نمیکنم؛ آرزو میسازم. لزومی ندارد همان باشم که تو در ذهنات میپنداری; من همانم که حتی فکرش را هم نمیتوانی بکنی! لبخند میزنم و او خیال میکند بازی را برده است، بیآنکه بداند من با کسی رقابت نمیکنم. زانو نمیزنم; حتی اگر سقف آسمان از قامت من کوتاهتر باشد. زانو نمیزنم; حتی اگر تمام مردم بر زانوهایشان راه بروند; من زانو نمیزنم.
خلاصه فایل کامل رمان PDF از جنس اقلیما
شروع کرد سرجاش بپربپر کردن. با خنده گفتم بیا بشین. لاکو برداشتم و نشستم پیشش. وایییییییی چقدر وول میخورد! تا میخواستم لاکو بچسبونم به ناخنش دستشو میکشید بقیه ی ناخوناشو فوت میکرد! کلافه چنگ زدم تو موهام وگفتم واییییی یه دقیقه دستتو تکون نده لب برچید و زل زد بهم. چهرمو نرم تر کردم و گفتم: اخه آسی شدم زندایی یدقیقه دستتو نگهدار تموم شه بعد فوت کن. دستاشو گذاشت روبه روم رو زمین. آخرین انگشتشم زدم +تموم شد وروجک در اتاق باز شد و سیاوش اومد تو! چهرش زاررر میزد بسکه خسته بود دلم ضعف رفت براش! کار دنیارو ببین! جامون عوض شده! جای اینکه اون دلش ضعف بره برامن! ازجام پاشدم. +سلام. نگاه خسته ای بهم کرد و سرشو تکون داد. ستاره دستاشو تندتند تو هوا تکون میداد خشک شه گفت: شلام دایی ژونم. سیاوش لبخند خسته ای زد وگفت: سلام دایی.
درحالیکه انگشتامو میپیچیدم توهم گفتم: خسته نباشی; چیزی میخوری بیارم؟ سرشو به علامت منفی تکون داد و کت و بلیزشو از تنش کند. به من که میرسه زبونشو پیشی میخوره. سروصدایی از بیرون اومد ستاره گوش تیز کردوگفت: شدای مامان ژونم میاد و بدوبدو رفت بیرون. خواستم برم دنبالش که سیاوش گفت: درو ببند. +آخه تنها رفت. نشست لب تخت: گفتم درو ببند. چهره اش یجوری بود. عصبی غمگین خسته! +بیا بشین. نمیشد حرفشو دوتا کنم! جرئتشو نداشتم! نشستم رو صندلی روبه روش. دستی به صورتش کشیدوگفت: چرا حقیقتو نگفتی؟ یعنی چی؟ چه حقیقتی؟ متعجب نگاش کردم. زیرلب غرید: چرا نگفتی اونروز اون دونفر قصدشون تجاوز بوده نه کیف قاپی؟ بدنم یخ کرد! هم از یاداوری اونا هم ازاینکه چی درانتظارمه حالا که سیاوش فهمیده! اونروز تو بیمارستان پژمان بهش گفته بوده که کیف قاپی و دله دزدی بوده
حالا ازکجا فهمیده؟ داشتم مات وخیره بهش فکر میکردم که صدای دادش پیچید تو اتاق و جلوم ایستاد و خم شد توصورتم: باتوام مگه کرررری؟! نمیشنوی چی میگم؟! چرا نگفتی چه کثافط کاری ای داشتی میکردی با اون دوتا؟ شاید بدتم نمیومده. چشامو بستم و ناخوداگاه دستام اومد رو گوش و صورتم! بغضم گرفت! صورت سیاوش هرلحظه کبودتر میشد. ازم فاصله گرفت و رفت سمت دراتاق و قفلش کرد. درحالیکه کمربندشو باز میکرد گفت: اینبار دیگه زندت نمیذارم. همه گندکاریات بس نبود پنهون کاری ام میکنی آره؟ بزور لب باز کردم: آق; ااقا بخدا نمیدونستم; حمله ور شد سمتم و چونمو گرفت تو دستش و کشید سمت بالا که مجبور شدم بایستم تویه وجبی صورتم غرید: چیوووو؟ چیو نمیدونستی؟ اشکام جاری شد! میخواستم بگم نمیدونستم که توخبرنداری ولی نمیتونستم! عمدا نمیپرسیدم و چیزی نمیگفتم که از تنبیه فرار کرده باشم!
اشکامو که دید پرتم کرد رو زمین و کمربندشو از شلوارش دراورد. خودمو جمع کرد و نیم خیز شدم سگک کمرو پیچید دور دستشو گفت: مگه نگفتم حق نداری گریه کنی؟ هانننننن؟ نگاش کردم! یه نگاهی که محتویات تودل خودم چرخید. دستشو که بالا برده بود کمرو بکوبه به تنم آروم پایین آورد. نگاهش گره خورد به چشمای اشکیم! رنگ نگاهش عوض شد! دیگه نه عصبی بود نه کلافه! نگاهش از یه بچه ی دوساله مظلوم تر بود! زیر لب چیزی زمزمه کردو کمر بندو پایین انداخت. خم شد تو صورتم و چنگ زد توموهام و زمزمه کرد: من هیچ حسی نسبت بهت ندارم. نه خودتو برام شیرین کن. نه برام دردسر درست کن تا وقتی توخونه ی منی به خواست من زنده ای و به خواست من میمیری اگرم عصبی میشم واسه اینکه اگه یه دوست و آشناو همکار ببینه و بشنوه; هرکلمه از حرفاش مثل یه زخم عمیق بود! کاش میزد!
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
