فایل کامل رمان چیدا PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان چیدا PDF دارای ۲۸۶۵ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان چیدا PDF :

چیدا، دختری که در پنج سالگی مادرش را از دست داده بود، در نوزده سالگی با عشقی نوجوانانه به عموزاده‌اش دل بسته بود. اما درست در همین زمان، پرده از رازی سنگین برداشت: مرگ مادرش نتیجه‌ی خیانت پدر بوده. و پیش از آنکه زخم این حقیقت التیام یابد، خیانت نامزدش هم آشکار شد…

خلاصه‌ فایل کامل رمان چیدا PDF

اهمیتی ندارد، شاید این ناراحتی و دلخوری حقم بوده. بله، حقم بوده؛ من زیادی در رویا سیر می‌کردم. این چیز عجیبی‌ست، من اصلاً تا آن موقع، تا هجده سالگیم، به اینجور چیزها فکر نمی‌کردم؛ یعنی فرخ و سردار اجازه نمی‌دادند! بودنشان در کنارم، همیشه و هرجا، باعث شده بود به پسران دیگر توجه نکنم. اما الان شرایط فرق کرده. من دیگر یک نوجوان دبیرستانی نیستم. فرق کرده؛ من دیگر یک نوجوان نیستم، من یک دانشجوی جوان هستم. حتی می‌توانم روی پیشنهاد شایا برای آشنایی و مدتی با هم بودن جهت شناخت فکر کنم! باید یاد بگیرم غیر از آن دو، مردان دیگری هم هستند. قطعاً رابطه‌ام با مردی دیگر از جنسی متفاوت‌تر از رابطه‌ام با آن دو خواهد بود; خب، رسیدیم. چشم باز می‌کنم! فرخ ماشین را چند متری با فاصله از در ورودی سفره‌خانه پارک می‌کند. در واقع جای پارکی نیست! با هم سمت سفره‌خانه‌ی انتخابی سردار پیش می‌رویم.

ماشین سردار جلوتر پارک شده؛ زودتر رسیده. پیاده‌رو از زمین به اندازه‌ی سه پله بلندتر است! بالا می‌رویم و وارد می‌شویم. وارد محوطه‌ی باز سفره‌خانه می‌شویم! فرخ حق دارد؛ محیط بسیار آرام و فضای زیبایی دارد. تخت‌های بیرون تقریباً پر هستند؛ اغلب هم قشر جوان به نظر می‌رسند! کنار دیوار، درختان سرسبز قرار دارند و جوی آبی مصنوعی که کف آن ریگ ریخته شده، به فاصله‌ای بیشتر از عرض تخت‌ها مسیرهایی وجود دارد که بین آنها درختچه‌های کوتاه و بوته‌های پرگلی کاشته شده و بین آنها نورپردازی شده است. هوا بسیار دل‌انگیز است و شب مهتابی‌ست. بوی معطر گل‌ها فضا را آغشته به خود کرده؛ صدای شرشر و حرکت آب آرامش بی‌نظیری دارد. اون‌ها اونجا، روی اون تخت کنار آب نشسته‌اند! سر می‌چرخانم تا مسیری را که فرخ نشان داده بیابم. هر سه نفرشان در حال گفتگو هستند و متوجه‌ی ورود ما نشده‌اند;

النا چیزی نماده روی پای سردار بنشیند! لحظه‌ای سردار سر بلند می‌کند و ما که کم‌کم دیگر نزدیکشان هستیم به ما خیره می‌شود. نگاهش گذرا از بهرخ و فرخ رد می‌شود و روی من متوقف می‌گردد! لحظه‌ای عمیق و سریع براندازم می‌کند و مجدداً روی صورتم می‌ماند! «به اسم چیدا به کام شما خوش می‌گذره!؟» بهرخ است که می‌گوید! سوده جوابش می‌دهد: «انتظار داشتی تک‌پا دم در منتظرت بمانیم؟ خب همین الان رسیدیم، گفتیم پر نشه بشینیم تا برسید..!» «بشین بهرخ.» فرخ است که می‌گوید! می‌بینم که سردار آرام تکانی می‌خورد تا از النا فاصله بگیرد و به من اشاره می‌کند: «بیا اینجا، چیدا! بیا اینجا، چیدا!» «همینجا خوب است، دوست دارم نزدیک بهرخ و آب بشینم! جای قشنگیه» سردار از من چشم برمی‌دارد و پاسخ بهرخ را می‌دهد: «آره، کلاً فضای خوبی دارد;» تمام مدت سعی کردم به سردار نگاهم نیفتد.

بیشتر مخاطب بهرخ بودم و او هم مخاطب من! النا هم که کلاً انگار فقط سردار در آنجا حضور دارد، مدام او را با موضوعی به حرف می‌گرفت! کم‌کم خسته شدم؛ احساس می‌کردم هیچ اشتیاقی ندارم. دلم می‌خواست زود تمام شود. حالم داشت از عشوه‌های النا بهم می‌خورد. چند باری سردار کوتاه سؤالاتی از من می‌پرسید اما بدون نگاه، جواب کوتاه می‌دادم! غذای لذیذی بود اما به من نچسبید! یکی از بهترین شب‌های عمرم احساس می‌کردم به بدترین شکل گذشته! «بریم فرخ؟» می‌گویم: «من خسته‌ام، این روزهای آخری درست استراحت نداشتم. شما دوست دارید می‌توانید بمانید. من و فرخ و بهرخ می‌ریم.» «با هم می‌ریم» صدای سردار است. من فقط شنونده‌ام؛ به او نگاه نمی‌کنم! نمی‌دانم چرا! اصلاً چرا دلخور شده‌ام؟ بالاخره که باید او را روزی کنار زنی ببینم که در زندگیش اولویت دارد; از تخت پایین آمده‌ام.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.