فایل کامل رمان سال بد PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان سال بد PDF دارای ۴۰۴۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان سال بد PDF :
رمان «سال بد» داستان خانوادهای به نام سلطانی را روایت میکند. آیدا و شهاب، دخترعمو و پسرعمو، از کودکی همبازی و همدل بودهاند و حالا در آستانهی ازدواج قرار دارند. اما یک خطای بزرگ از سوی شهاب همه چیز را دگرگون میکند. آیدا، بیقرار و پریشان، برای جبران اشتباه او و نجاتش از بحران تلاش میکند؛ تلاشی که باعث ورود فرد سومی به زندگی و رابطهی آنها میشود: عماد شاهید.
خلاصه فایل کامل رمان سال بد PDF
عماد به طرفم آمد; مچ پایم را گرفت و باز تنم را به زیر کشید. زانویش را گذاشت روی صندلی; جایی درست بین دو پای من. – دیگه کجات تتو زدی آیدا؟ خودت نشونم بده! از چشمهایش خون میبارید; دیگر تحمل ادامهی آن بازی را نداشتم. من درهم شکسته بودم; خورد شده بودم! من کی بودم که بخواهم در برابر او از خودم دفاع کنم؟ من آدم نبودم! که اگر بودم، اینطور مثل یک حیوان کتک نمیخوردم; پلکهایم را روی هم فشردم; بلافاصله قطرات اشک بود که روی شقیقههایم شره کرد; تسلیم و بیدفاع; دست سالمم را بردم طرف گرهی حوله و با انگشتانی لرزان بازش کردم; او مثل همیشه به چیزی که میخواست، میرسید! از درد; از شرم; و از حس بدبختی زار زدم; دستش که روی پهلویم نشست، لرزش تشنجآمیزم بیشتر شد; صدایش را شنیدم;
– تو نامزد منی! یک ذره هم دلت برای من نمیسوزه؟ اشتباه میکردم یا نه؟ صدای عماد واقعاً بغضآلود بود؟ پلک از هم باز کردم و نگاه کردم به او; حالت چشمهایش; مخلوطی از خشم و غیظ، نفرت; غم و ناامیدی بود. – من برای یه گوشهی چشمت جون میدم; اما تو اسم اون بیهمهچیزو هنوز روی تنت نگه داشتی! درد داشتم; آنقدر زیاد که حس فلج بودن میکردم. وگرنه دوست داشتم توی صورتش تف کنم! من باید دلم برای او میسوخت؟! چرا او هیچوقت دلش برای من و شهاب نسوخت؟ چرا ما را به این بدبختی کشید؟ بعد میان بغض و خشمش آهسته خندید; – داری کیف میکنی; مگه نه؟ لذت میبری از اینکه منو سوزوندی! دلت خنک شد؟! باز همان جنون دلهرهآور به نگاهش برگشت. دستش را از روی تنم کشید. – اصلاً من با تو چیکار دارم؟!
طرف حساب من تو نیستی! بعد ناگهان از روی تنم کنار رفت و رهایم کرد. – طرف حساب من اونه! وحشتزده سعی کردم دستش را بگیرم; – عماد; اما او دستم را پس زد; – میدونم چیکارش کنم! آنقدر وحشت کردم که ناگهان از جا پریدم. درد من را نیمهجان کرده بود; اما قبل از اینکه زیاد از من دور شود، به ران پایش چسبیدم. – عماد خواهش میکنم; بهش کاری نداشته باش! بدون اینکه نگاهم کند، سعی کرد من را پس بزند. اما من به او چسبیدم; من میمردم; تمام میشدم اگر آسیبی به شهاب میزد. – عماد تو رو خدا; تو رو خدا! ببین منو! عماد! هر کاری بگی میکنم! تتو رو میسوزونم! به هقهق افتاده بودم; – از این به بعد هر چی تو بگی! هر چی تو بخوای! عماد تو رو جون هر کی دوست داری; چنان برگشت، گردنم را چسبید و روی صندلی زمینم زد که لال شدم از ترس.
با خشم و چشمانی که انگار خیسی اشک دارد غرید: – به من التماس نکن! تو اشتباه کردی که این حرفا رو میزنی! غلط میکنی که بخوای اینجوری بخاطر اون شهاب، خودتو پیش من حقیر میکنی! اکسیژنی برایم نمانده بود دیگر; درد به منتهای خود رسیده بود; فشار دستش روی گردنم زیاد بود; اما دیگر جانی نداشتم برای اینکه او را پس بزنم. پلکهایم را روی هم گذاشتم; خودم را رها کردم میان درد و بینفسی; از هوش رفتم; در شیشهی دودیرنگ درب اورژانس نگاهی به انعکاس تصویر خود انداخت و موهای تیره و نمدارش را از روی پیشانیاش بالا زد. آنقدر سریع و بیوقفه خانه را ترک کرده بود که حتی نتوانسته بود موهایش را خشک کند; اصلاً نفهمید چطور خودش را به بیمارستان رساند. وقتی متوجه شد آیدا زیر دستش تکان نمیخورد; چند لحظهای طول کشید تا خون به مغزش رسید.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
