فایل کامل رمان به وقت حوت PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان به وقت حوت PDF دارای ۸۷۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان به وقت حوت PDF :
من نقرهام؛ او دلش پیش خواهر دو قلوییاش، طلا، بود. طلا وقتی مرد، من خودم رو جای طلا جا زدم تا پیشش بمونم. حالا مدتهاست توی یک زندگی لوکس ولی خالی از عشق زندگی میکنم و هر روز احساس میکنم دارم کمکم نابود میشم. بعد یکدفعه یک فرصت دوباره بهم داده شد: یک ساعت جادویی که من رو میفرسته عقب. آیا میتونم اشتباههامو جبران کنم؟
خلاصه فایل کامل رمان به وقت حوت PDF
موهام رو پشت گوشم فرستادم:_ بله میشه. یکیش دانشگاه پیام نور بود در هفته یک مرتبه بیشتر کلاسش رو نمیرفتم. و دومی دانشگاه دولتی بود و روزانه میرفتم.میشل اشاره ای به من کرد و گفت: _ میگم محرمی نامحرمی با موهای نارنجیتون از قبل هماهنگ نکرده بوده انگار; آب یخ روی سرم ریخته شد و سریع گفتم: _ نه میدونین؛ من به تبادل انرژی و چاکرا خیلی اعتقاد دارم. و اینکه من شما رو نمیشناسم، ممکنه یک انرژی بین ما رد و بدل بشه و باعث کسالت اون یکی بشه. نمیدونم متوجه میشین یا نه! میشل از کنارم رد شد و گفت:_ پس مراقب یاسمن باشین؛ من خیلی بغلش کردم و کل انرژی من روشه، نکنه یک وقتی افسرده و کسل بشین! این رو گفت و رفت. نفس عمیقی رها کردم و یاسمن دست به کمر گفت:_ دلآرا من عمو میشل رو دوست دارم، ناراحتش نکن! نگاهم رو روی گل و گیاه اطرافم فیکس کردم و بیمحل گذاشتمش: عزیزم امروز ارتباط با طبیعت داریم.
آماده ای؟ خندید و جواب داد:_ جالب میشه؛ نظر تو چیه؟ نظری نداشتم و روی تابی که اونجا بود نشستم؛ مداد شمعی ها رو کنارم گذاشتم و ادامه دادم: _ ما باید بتونیم درک کنیم که گل و گیاه های خوشگل هم جون دارن و نباید اذیتشون کنیم! همچنان با خنده نگاهم و به یکباره جواب داد: _ اشتباه میکنی؛ همینکه ما بفهمیم عضوی از زمین و طبیعت هستیم، خودبخود دیگه اذیتشون نمیکنیم! چون هیچ کس دلش نمیاد به عضوی از خودش ضربه بزنه! لب کج کردم؛ خب که چی؟! _ آره یاسمن جان دقیقا همینه! کاغذ برداشت و نگاهش کرد، لبخند زد و پرسید: _ میدونی من گیاهان رو خیلی دوست دارم. تو چی؟ به باغچه و شمشادها دستی کشید و ادامه داد:_ چون من اون هام و اون ها منن! شکی تو حرفش نبود چون به عبارتی جادوگره و لابد عناصری که میخواد رو از گیاه میچینه! اما حالا که زبون باز کردچرا ازش حرف نکشم؟ دستی به گل ها زدم و حسرتوار گفتم: _من همیشه آرزو داشتم توی کارتون ها زندگی کنم
و بتونم با گیاهان حرف بزنم و اونها رو پرورش بدم. و ناخواسته پرسید: _ مثل خانواده روح جنگل؟ ابروهام بالا رفت: _چی؟ دستپاچه شد و مدادشمعی ها رو از کنارم قاپید: میگم حتما مثل داستان خانواده روح جنگل دوست داشتی باشی. خب من نقاشی چی بکشم؟ بی تفاوت شدم؛ خب من همچین داستانی با اسم به این مزخرفی نشنیده بودم؛ لابد یک خانواده بوده که مرده و روحش تو جنگل اسیر شده! _نقاشی بکش از گیاهان. چیزی که تو ذهنت تصور میکنی. و من چون رشته روانشناسی کودک خوندم، اونجوری میفهمم تو دنیا رو چجوری دوست داری! و یاسمن روی تاب نشست و شروع به کشیدن کرد. نیمنگاهی به اطراف انداختم و سوالی که تو ذهنم بود رو پرسیدم: حیوون خونگی ندارین؟ مثل سگی گربه ای؟ _نه، مامان دوست نداره! نقاشیش که تموم شد به سمتم گرفت و نگاه گذرایی بهش انداختم که یک صدم ثانیه نظرم عوض شد، مکث کردم و اینبار دقیق دید زدم!
وسط قلاب دستاش گل رزی رو کشیده بود که دورش رو خورشید قاب گرفته! نکته جالب نقاشی اینجا بود، که ریشه های گل رو درون خورشید ترسیم کرده بود! این معانی مختلفی میده ولی خب برای بچه ای مثل اون، دقیقا باید تعبیر خاصی داشته باشه! حدس میزنم عاشق میشل شده! درسته بچه ها تو این سن ناخواسته از مردهای دیگه خوششون میاد و باعث سوءاستفاده میشه. دست به سینه شدم؛ لازمه به مامان گودزیلاش بگم که دخترت روی یک مرد سی چهل ساله عاشقش شده؟ آروم نازش کردم و گفتم: _اگه حرفی تو دلت داری میتونی به من بگی! قول میدم به کسی نگم! با اشتیاق به برگه خیره شد و پرسید: _ازش چی فهمیدی؟ و من به ناچار گفتم: چیزهای خیلی زیاد! که همشون عالی بود. دست تو دست وارد عمارت شدیم و یاسمن به صرف نهارش رفت؛ انار رو پیدا کردم و اولین قدم برای تصرف اعتمادشون خوب نیست؟
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
