فایل کامل رمان پیچک PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان پیچک PDF دارای ۱۷۶۰ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان پیچک PDF :
چیزی که میشنید در نظرش چنان غیر قابل باور بود که حس میکرد چشمانش بیش از این توانایی بزرگ شدن ندارند و کم مانده از حدقه بیرون بیایند. با صدایی لبریز از تعجب گفت: – چی؟! پیمان با آرامش شانه بالا انداخت و متعجب به این نگاه کرد که آذین عکس العملی برخلاف تصورش نشان داده بود. گمان میکرد اگر دخترک بشنود که پدرش دیگر در بند نیست و راحت شده بال دربیاورد و از خوشحالی جیغ بکشد.
خلاصه فایل کامل رمان پیچک PDF
چیزی در قلب دخترک تکان خورده بود و قطرات اشک از سر ذوق برای داشتن همچین همسری به چشمانش هجوم آوردند. دستش را جلو برد و با گرفتن دستان پیمان، آنها را سخت فشرد و لبخند لبالب بغض به صورت مهربان پیمان تحویل داد. در پس پوسته سنگین مردی که برای گرفتن انتقام قتل روح خواهرش از هیچ راهی دریغ نکرده بود و میخواست که حتماً خودش با دستان خودش توحید را به سزای اعمالش برساند، قلب مهربانی بود که میخواست یک پدر لایق باشد. پیمان لبخندی زد و قطره اشک شوقی از چشم آذین فرود آمد. – تو همین الانشم پدر خیلی خوبی هستی پیمان. همین که نذاشتی پسرمون یا دخترمون وقتی به دنیا اومد برای دیدن پدربزرگش بره زندان، یعنی خیلی پدر خوبی هستی. نه فقط یه پدر خوب، که حتی آدم خوبی هم هستی پیمان نیکزاد.
فقط این دنیا و آدماش با اون پسر بچه ای که نیاز به محبتو عشقو مهربونی داشت بد تا کردن که به اینجا رسیدی. تا آخرین روزی که نفس بکشم بهت حق میدم که تصمیم گرفتی همچین کاری رو با پدرم بکنی و هیچ وقت از کارش دفاع نمیکنم. حتی همین الانم من ازت نخواستم که آتیش این کینه و خشم رو خاموش کنی. اینکه خودت با خواسته خودت همچین کاری کردی، نشون میده تو خیلی مهربونتر از چیزی هستی که نشون میدی. من به داشتن یه شوهر مهربون برای خودم و یه پدر مهربون برای بچم افتخار میکنم. پیمان با لبخند چشمانش را روی هم فشرد و گفت: – پس بیا مهربون بمونیم و به بچهمون کمک کنیم که مهربون باشه، قبوله؟! – قبوله. – خانم درخشان، خانم درخشان یه لحظه تشریف میارید؟! از پشت میز بلند شد و به سمت زنی رفت که با نفس نفس راهروها را طی کرده تا به اتاق او برسد و او را صدا کند.
– چی شده خانم محمدی؟! برای چی انقدر دویدی که الان نفست درنیاد؟! – خانم درخشان بچه ها تو حیاط منو کشتن. با هم دیگه تیم شدن میگن تا خاله آذین نیاد نه میریم تو نه از جامون تکون میخوریم. تو رو خدا یه کاری کنید خانم اینا این طوری بمونن یکی بیاد برای بازدید با خودش فکر میکنه ما چه بلایی سرشون آوردیم. آذین خندید و با گذاشتن دستش به روی شانه دخترک جوان، گفت: – نگران نباش، الان من میرم پیششون. دخترک سرش را تکان داد و آذین با کنار زدنش، از میان راهروی نسبتاً بلند و رنگ آمیزی شده ساختمان به سمت حیاط پر از اسباب بازی رفت. بچه ها با حالتی نظامی در میانه حیاط ایستاده بودند که آذین به سمتشان رفت. – خب ببینم اینجا باز چه خبره که وروجکای من اعتصاب کردن؟! سر دستشان جلو آمد و گفت: – خاله آذین شما به ما قول داده بودید امروز برامون بستنی میخرید!
دستانش را روی زانوهایش گذاشت و خم شد تا هم قد دختر بچه اخمو باشد. – این همه اخمو تخمو جنجال واسه بستنی؟! غصه نداره که الان میگم عمو پیمان براتون بخره. صدای «هورا» کشیدن بچه ها بلند شد و همگی در کسری از ثانیه از هم پاشیده تا بازی کنند. موبایلش را از جیبش بیرون کشید و در میان شمارهها، نامی که بیشتر از همه با او تماس میگرفت را پیدا کرد. روی شمارهاش ضربه زد و با گذاشتن موبایل در گوشش، تماس فوراً وصل شد. – جانم آذین جان؟! – سلام پیمان، خوبی؟! کجایی؟! – مرسی عزیزم، چه طور؟! – میخوام ببینم کجایی بگم یه کاری برای پرورشگاه بکنی. – اگه سرتو بلند کنی احتمالاً ما رو میبینی. فوراً سرش را بلند کرد و با دیدن پیمان و دخترک سه ماههاش که پیراهنی صورتی پوشیده بود، تماس را قطع کرد و لبخند بزرگی زد. چند قدمی جلو رفت و همین که در دیدرس دخترکش قرار گرفت.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
