فایل کامل رمان فوگان PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان فوگان PDF دارای ۲۴۹۰ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان فوگان PDF :
برفین از همون بچگی با خلاف قد کشید؛ دختری یاغی و سرکش که زندگی هیچوقت روی آرامش رو بهش نشون نداد. حالا چند روز بیشتر از آزادیش از زندان نمیگذره که برای نجات خانوادهش تن به یه کار خطرناک میده: جابهجایی محمولهای بزرگ از مواد مخدر. اما همهچی طبق نقشه پیش نمیره؛ وسط راه، محموله از دستش میره و درست میافته تو دام بازیای که خودش انتخابش نکرده. حالا برفین مونده و یه عالمه خلافکار بیرحمتر از خودش، آدمایی که فقط خونشو میخوان; و این تازه شروع ماجراست.
خلاصه فایل کامل رمان فوگان PDF
حرفِ اول و آخرم همین بود. از من بکش بیرون، جلال، بزار برم پیِ زندگیم. کم بدبختی نکشیدم سر این کارات؟ چند سال پیش اونکه جورِ پولپارو کردنِ تو رو کشید، من بودم. ادعای مردیت میاومد، ولی بزن! اخمهایش حالا بیشتر از قبل درهم رفته بود. ارثِ پدرِ بیپدرش را طلبکار بود. با صبری سرآمده بلند شد و خشمگین سرکوفت زد: «چرا نمیخوای باور کنی زندگیات همینجاست، برفین؟ کجا میخوای بری؟ چی کار میخوای کنی؟ اینو تو اون مخت بچپون: برفین، تو ذاتت لکه داره… کسی که ذاتش لکهداره هیچوقت نمیتونه مثلِ یه آدمِ عادی زندگی کنه؛ اول و آخرش راه کجه.» لکهدار بودم یا لکهدارم کرده بودند؟ دنیایی فرق بود بین فعلهای دو جملهی همسان. چیزی نگفتم که با دست به آهنپارههای اوراقشدهی دوروبرمان اشاره کرد و بلند ادامه داد: «خب، این سگدونی رو ببین، ببین و یادت بیاد یه روزی اومدی
به دست و پام افتادی که نذارم خودت و اون ننه و خواهرِ بدبختت از گشنگی بمیرید. خودم زیرِ بالِ حبسُ کشیدم ولی نم پس ندادم که مثلِ تو هم دستِت باهام تو یه کاسه بود. پر به پر شدیم مشتی؛ عزت زیاد.» بلند شدم که برم، اما نیمخیز نشده دستش روی شانهام نشست و مجبورم کرد دوباره بشینم. «دویستِ میلیون بهت میدن؛ فقط کافیه اعتمادشونو جلب کنی تا به سال نکشیده بارِ خودتو ببندی. میتونی باهاش دستِ ننه و آبجیتو بگیری، بری یه محلِ دیگه، یا چی میدونم، چهارتا تیر و تخته واسه اون آبجیت بخری تا کمتر این خواستگار عاشقپیشِشو رد کنه.» دروغ نگم، سرِ جا خشکم زد. دویست میلیون تومان؟! مگر قرار بود چه کار کنم؟! خودم را از تکوتا نینداختم و برای عادی جلوه دادنِ خودم دستش را از روی شانهام پرت کردم و پرتمسخر پوزخند زدم: «حالت خوشنیها!
من تو حلفدونی بودم، تو قیمتا از دستت در رفته؟ با میلیون جا سگم نمیتونم چی؟ بذار تو همون آلونک دلشون خوش باشه.» در واقع دویست میلیون اصلاً کم نبود. حداقل برای منی که شپش در جیبم کلهملق میزد و در حال حاضر کاری نداشتم، مثلِ یک معجزه بود؛ اما بحث، بحثِ دندانگردیِ من بود. حالا لعنتی مگر قرار نبود دست از کارها بشورم؟ پس چرا حالا… نه؛ حق نداشتم دوباره بلغزم. اینبار اگر گیر میافتادم مادرم عاقَم میکرد. دیگر اعصابِ شعرگفتنهای این مرد را هم نداشتم. با شدت از جایم بلند شدم که حلب زیرِ پام لقی خورد و روی زمین افتاد. «بشین، برفین، حرفهام هنوز تموم نشده؛ ولی مالِ من خلاص خلاص شده. تازه از جیبم برات مایه گذاشتم…» سیگارِ نصفه را زیرِ پا لگد کردم و ادامه داد: «خانوادهتو از این زندگیِ سنگی نجات بده. قبول کن تا ببرمت پیش خشایار…»
پلک بستم و نفسی عمیق کشیدم برای غلبه بر فروریختنم. «دو ماه، دو ماه برایشان کار میکردم و بهترین زندگی را برای افرا و عزیز میساختم. بعدش توبه میکردم و خلاص!» دقیقاً همینجا بود شروعِ بدبختیهای جدیدم. لعنت به من و روحِ طمعکارم و لعنتِ بیشتر به بیعرضهبودنم که چند محمولهی سنگین را برایشان جابهجا کردم و یک کیلویی، که از دفعاتِ قبل کمتر بود، را گم کردم. نگاهی به چهرهی غمزده و ناراضیِ جفتشان که برای بدرقهام دمِ در ایستاده بودند کردم و نَچِ بلندبالایی کشیدم. «تندتند میام، بهت سر میزنم عزیز. هرچی چیزی کموکسری هم بود، خبرم کنید؛ پول میزنم رو کارتِ افرا؛ برای خونه خرید کنید.» جلو رفتم و صورت افتادهاش را بوسیدم تا نگاهِ شرمندهاش را نبینم. نباید خجالت میکشید؛ هر کاری میکردم وظیفهام بود.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
