فایل کامل رمان گم شده ام در تو PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان گم شده ام در تو PDF دارای ۳۰۹۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان گم شده ام در تو PDF :
شایگان ارجمند و پریزاد یگانه از دو خانوادهی قدیمی و سرشناس هستند که سالهاست با هم دوستی دارند. پدرهایشان از بچگی در یک محله بزرگ شدهاند، همکلاسی و بعدها همکار بودهاند. هر دو خانواده از نظر مالی در رفاهاند، اما برخلاف انتظار، شایگان و پریزاد اصلاً با هم کنار نمیآیند. شایگان قهرمان سرشناس شنای ایران است و همیشه از پریزاد دل خوشی نداشته. پریزاد هم نامزد سوران، پسرعمویش، است و واقعاً همدیگر را دوست دارند. تا اینکه روزی چند عکس جنجالی از پریزاد و شایگان در یک موقعیت مبهم پخش میشود و خانوادهها برای حفظ آبرو مجبورشان میکنند تا زمان برگزاری مسابقات مهم، صوری با هم عقد کنند. اما درست زمانی که شایگان بهطور غیرمنتظره از تیم ملی کنار گذاشته میشود، تصمیم میگیرد از روی لجبازی پریزاد را طلاق ندهد و زندگی را برایش به جهنم تبدیل کند. هیچکس هم خبر ندارد که شایگان قبل از ازدواج، زندگی پنهانی و پر از راز و بازیهای خطرناک داشته است;
خلاصه فایل کامل رمان گم شده ام در تو PDF
همیشه حتی هنگام صحبت، سر به زیر است! به سمتمان میآید. آرام سلام میدهد: خانم یگانه، جزوهی استاد بهاران رو اگه لازم داشتید، من میدم خدمتتون. ممنونم آقای فاضلی. پس اگه ممکنه لطفاً، من فردا میارم خدمتتون. جزوه را از او میگیرم و خداحافظی میکنم. در راه که برمیگردم، زمزمه میکنم: من شبیه چیام به نظرت پری؟ درخت؟ دیوار؟ چی؟! یعنی حتی پیش این سر به زیر مارمولکم شانس ندارم؟ با این سر به زیریش، توی چهل کیلویی رو میبینه، اون وقت منو با این بالاتنهی هشتاد و پنج نه؟ خب… شاید حواسش نبوده. حالا چه گیری دادی… نه… این مارمولکم قیافههاش غلطاندازه. مثل من اگه نه که منو خوب دیده! معلومه گلوش موندم… گیر کردی دیگه؟! ابرو بالا میاندازد. لیلی ذاتاً پرعشوه است، همین که ابرو بالا میاندازد خندهام میگیرد. چته؟ هیچی…
میگم بیا بردار ببر واسه خودت، اما الان رفته. واسه کی عشوه میای؟! با دست، خاکبرسری نثارم میکند: من کی ناز اومدم؟ بابا واسه خودت… تو سلیقهم نیست…! با صدای زنگ تلفن به سختی چشم باز میکند. دستش سنگین شده؛ با چشم اطراف را دید میزند. به سر با موهای طلایی نگاه میکند که روی دستش و قسمتی از سینهاش ریخته شده. دستش را بیملاحظه بیرون میکشد. زن شب را تا این ساعت اینجا مانده؟! شب قبل، بهخاطر زیادهروی، متوجه ماندن این زن در خانهاش نشده بود. کمی ترس و استرس به جانش میافتد… شرایطش جوری نیست که بیملاحظگی کند. گوشی را با تعلل جواب میدهد؛ با صدای خشدار ناشی از خواب و نوشیدن زیاد دیشب: چه خبرته مرتیکه، اول صبحی بستی به زنگ… هنوز عرفان پاسخ نداده که صدای دخترک بلند میشود: اه… خفهاش کن!
گم شو لباست رو بپوش، بزن به چاک! روی دستش نیمخیز میشود. عرفان ادامه میدهد: مرتیکه، داری چه غلطی میکنی الان؟ دمِ انتخاب تیم ملی؟ نمیدونی کافیه یه عکس ازت بیرون بیاد، کل زندگی حرفهایت نابود میشه؟ نمیتونی چند روز کش تنبونت رو تنگ کنی؟ اه… گنده… نفهمیدم… دیشب پاشو، تمرین داری. قبل اینکه ردش کنی گوشیتو چک کن. کافیه عکست با یکی از اینا در بیاد… بلند شو ببینم! زنانی چون او شانس دوبار بودن با او را ندارند. بجنب! خیلی خب جناب قهرمان… ببین، من چیزی نمیخوام اما اگه تو بخوای… لازم نکرده. بپوش، سریع بزن به چاک. به سمت پاتختی میرود و هنگامی که زن مشغول تنزدن لباسش است تلفنش را برمیدارد. چیکار میکنی؟ شمارتو سیو میکنم، بزن رمزتو. زن خوشحال رمز را میدهد، اما وقتی به موبایل مرد نگاه میکند و منتظر میماند، زنگ نمیخورد!
به سمت او میرود، میخواهد گوشی را چنگ بزند که گردنش در پنجههای مرد گرفتار میشود. دستان زن دور مچ او حلقه میشود و به سختی حرف میزند: ول… ولم کن… دستش را کمی شل میکند و او را عقبعقب هل میدهد. کمرش به میز میخورد و آخی از دهانش به سختی بیرون میآید. تو چه غلطی کردی؟ چطور جرأت کردی تو اون وضعیت عکس بندازی؟ منو چی فرض کردی؟ یا شاید خودتو خیلی زرنگ؟ به خیال خام خودت اخاذی کنی یا چی؟! به ضرب رهایش میکند. به خاطر ضربهی وارده، سرش به عقب پرت میشود. وحشی… آره، درسته، وحشیم. پس حواست باشه دریده نشی! آخه این قیافهتو برای پول درآوردن لازم داری. از پاتختی چند اسکناس برمیدارد و در صورتش پرت میکند: تا پنج دقیقه دیگه اینجا نباشی. و گوشیاش را درون جیبش میگذارد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
