فایل کامل رمان مست PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان مست PDF دارای ۲۰۳۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان مست PDF :
در هجدهسالگی، میگل تصمیم گرفت زندگیاش را بسازد؛ با ازدواجی که بهنظر میرسید سکوی پرتابی به سوی رویاهایش باشد. همسری خوشچهره، ثروتمند و بینقص از نگاه دیگران… میگل ماجراجو بود و اهل تجربه کردن، پس وقتی اتاق مخفی همسرش را پیدا کرد، وحشت نکرد فقط کنجکاوتر شد. اما نمیدانست این اتاق، دروازهی یک بازی است… بازیای که قدمبهقدم خطرناکتر میشود و در پایان، همه مهرههایش جابهجا خواهند شد.
خلاصه فایل کامل رمان مست PDF از تو
مردد گفتم: ـ من قبل از قضیه سنگ… یکی زدم تو دهنش. لبخند کمرنگی روی لبهای اردشیر نشست و زمزمه کرد: ـ خوب کردی. با تردید لب زدم: ـ سر اون حالا ازم شکایت نکنه؟ اردشیر با تکان سر گفت: ـ نترس… نمیکنه. مجید و سینا هم… رد نگاه اردشیر را گرفتم؛ مجید و سینا به سمت ما میآمدند. چهرهی هر دو هیچ حسی نشان نمیداد. اردشیر پیاده شد. من هم، با اینکه نایی نداشتم، پیاده شدم و کنار اردشیر ایستادم و بازویش را گرفتم. سینا گفت: ـ باید صبر کنیم تا حکم بدن. اردشیر به مجید نگاه کرد و گفت: ـ مدارک به دردتون خورد؟ سینا گفت: ـ کار به اونجا نرسید! با این حرف به مجید نگاه کرد. مجید نفس خستهای بیرون داد و رو به ما گفت: ـ اول دادگاه حمید اعتراف کرد و با اعترافش کل روند دادگاه تغییر کرد. امیر هم سر قضیه مهدی ترسیده بود، نیومد حرف مهمی بزنه.
بعد به سینا نگاه کرد و گفت: ـ از حکم دادگاه خوشبین نیستم که به نفع تو باشه، اما… حقیقته، درسته؟ سینا آرام سر تکان داد. اردشیر کلافه گفت: ـ میشه دقیقاً بگید اینجا چی شده؟ سینا به اردشیر نگاه کرد و گفت: ـ بریم تو، تو راه براتون میگم. نمیخوام امیر بیاد ببینمش. سریع گفتم: ـ ما هم! با تعجب نگاهم کردند. اردشیر گفت: ـ داستانها مفصله… مادر اهورا اومد سراغ میگل، شیشههای ماشین رو شکوند، تازه با آمبولانس بردنش. مجید نگران نگاهم کرد و پرسید: ـ بهش آسیب زدی؟ اردشیر گفت: ـ سنگ زد به ماشین، سنگ هم داریم. مجید با ابروهای بالا پریده گفت: ـ به سرش که نه؟ اردشیر گفت: ـ نه… فقط خسارت به ماشین. مجید گفت: ـ خب شاهد خوبه برای خسارت، اما میتونه شکایت کنه. سینا کلافه گفت: ـ میشه صحبت رو بذاریم تلفنی؟ الان میان بیرون. مجید تأیید کرد
و خداحافظی کردیم. سینا جلو نشست، اردشیر پشت فرمون، و من هم عقب نشستم. با ماشین بیشیشه راه افتادیم.
اردشیر گفت: ـ بگو… قضیه چیه که این ریختی شدی؟ سینا از پنجره به بیرون خیره شد و گفت: ـ احتمالاً مرگ تارا هیچ ربطی به اهورا نداره. لب گزیدم: ـ نمیدونم از این احتمال باید خوشحال باشم یا ناراحت. اردشیر گفت: ـ واقعاً اون دور و بر نبوده؟ سینا سر تکان داد و گفت: ـ آره… همه فکر میکردیم حمید اومده به نفع اونا حرف بزنه، اما جلو قاضی برگشت گفت ما یه رابطهی سهنفره داشتیم… چیزی که اهورا مدام کتمان میکرد. بیاراده خودم را بغل کردم و لب زدم: ـ کاش مامانش هم بشنوه گلپسرش چهکاره است… اردشیر گفت: ـ پس حمید پتهی اهورا رو ریخت؟ سینا گفت: ـ آره… بد هم ریخت! حرفهای منو کرد تو دهن اهورا… امیر رنگش مثل گچ دیوار شد. زمزمه کردم: ـ خوب شد… اردشیر گفت: ـ چی گفت دقیقاً؟
کامل بگو. سینا «هومی» گفت و تعریف کرد: ـ حمید گفت زن اهورا اون شب رسید، و اهورا که تمام این مدت در تلاش بود ظاهر قضیه رو حفظ کنه، بد لو رفت. خیلی عصبی و هوادار بود، نمیشد بره دنبال زنش… تارا خواست آرومش کنه که دعوا بالا گرفت. تارا گفت «مگه دختر قحطی اومده که داری خودتو بهخاطر میگل میکشی؟ خوبه الان خودت سرت تو ما بود بازم ما هستیم… ولی میگل نمیمونه». اهورا هم گفت «احمقی یا خودتو زدی به اون راه؟ امثال تو و این روابط فقط برای یکیدو روزه، کسی برای آیندهش رو همچین روابطی سرمایهگذاری نمیکنه». بعد به حمید اشاره میکنه و میگه «حمید هم چون تو واسهش جنس میفروشی باهاته، وگرنه اون کلاً تمایلش به چیز دیگست.» با شوک گفتم: ـ چی؟ سینا ادامه داد: ـ حمید سعی کرد بگه نه اینطور نیست، ولی خب… همه میدونیم تا حدود زیادی اینطور بود.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
