فایل کامل رمان جفت فراری آلفا PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان جفت فراری آلفا PDF دارای ۶۳۲ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان جفت فراری آلفا PDF :
اون روز خیانت کرد، منو کنار زد… حالا برگشته؟ محاله. شش سال پیش منو با بهونهی وظیفه رها کرد. بعد منو فروخت به یه مشت آدم کثیف؛ هشت ماه تو زندونشون موندم، در حالی که بچهشو بغل میکردم… توی شکمم. فرار کردم، و همونجا به خودم قول دادم دیگه حتی یه بار هم به عقب نگاه نکنم. اما سرنوشت همیشه همونجوری که میخوای پیش نمیره… الان با یه طلسم منو تو قلمروش زندونی کرده، و با وقاحت میگه: «تو مال منی.» مال اون؟ نه. من فقط مال خودمم. اون نامزد داره، من یه بچه دارم که باید ازش محافظت کنم. نگاه پشیمونش پر از وعدهست، ولی من دیگه به وعدهها دل نمیبندم. اینبار، نمیبازم… اینبار میجنگم. برای خودم. برای بچهم.
خلاصه فایل کامل رمان جفت فراری آلفا PDF
چشماش تیره شد و لباشو روی هم فشار داد. بدون هیچ حرف دیگه ای، پیشبندشو کند و از رستوران زد بیرون، منو همونجا گیج وایساده تنها گذاشت. اگه قرار بود یه لیست از چیزایی که الان تو زندگیم گیجم کرده درست کنم، اون لیست بیپایان بود. آهی کشیدم و رفتم قهوه آقای میسون رو دادم، بعد برگشتم پشت پیشخوان تا غرق کارم بشم. همون موقع بود که دیدم دومینیک رو یکی از صندلی های پشت پیشخوان نشسته. از قیافه اش فهمیدم که شاهد درگیری من با ایزولد بوده. گفت: «من یه نظریه دارم». و دو تا صندلی رو نزدیکتر به من کشید. «راستش نظریه نیست بیشتر یه مشاهده هست». اخم کردم، هنوز از درگیری قبلی گیج بودم. «چی میگی دومینیک؟» «واقعاً نمیبینیش، نه؟» کارم را که گذاشتن لیوانها و ظروف تمیز سر جایشان بود، متوقف کردم تا نگاهش کنم.
«میخوای با کلماتی که من میفهمم حرف بزنی یا چی؟» او به جلو خم شد و صدایش به یک پچپچ توطئه آمیز تبدیل شد. «اولین روزی که به کرسنتولی نقل مکان کردم، ایزولد با کین تو خونه بود. سخت نبود که متوجه بشم چطور به هر چیز کوچیکی که اون میگفت میخندید، چقدر مشتاق بود که تو هر کاری بهش کمک کنه، و چطور بدنش هر وقت به هم نزدیک میشدن منقبض میشد». با هر کلمه ای که دومینیک میگفت، ابروهایم عمیقتر در هم میرفت. میتوانستم نقطه ها را به هم وصل کنم، اما هنوز هم معنی نداشت. شاید لازم بود که او را صریحاً بشنوم. «طوری که بهش نگاه میکنه معلومه که ازش خوشش میاد». حرف هاش مثل یک شوک ناگهانی بود که خاطرات را در ذهنم پراکنده کرد. ناگهان میتوانستم نشانه های کوچکی را که نادیده گرفته بودم به یاد بیاورم
دفعاتی که ایزولد به طور غیرعادی در اطراف کین محافظهکار و مالکیت طلب بود، سکوت های ناخوشایند هر وقت در مورد رابطه ام با کین صحبت میکردم، نگاه های گذرا که او را در حال انداختن به سمت او دیده بودم. همه چیز مثل یک پازل به هم چسبید. با این حال، نمیخواستم باور کنم. سرم را تکان دادم. «نه. تو نمیدونی چی داری میگی». «واقعاً نمیدونم؟» دومینیک ابرویی بالا انداخت، لبخند کوچکی بر لبانش نشست. «تو میدونی که حق با منه. اون عصبانیه چون تو برگشتی، و داری زمینی رو که فکر میکرد با کین به دست آورده یا داشت به دست میآورد، خراب میکنی. اون همیشه موضوع مکالمات ما بود، همیشه میخواست به شکار ما بپیونده، عملاً از من التماس میکرد که متقاعدش کنم اون رو هم با خودش ببره. و باور کن، این به خاطر این نبود که اون عاشق شکار بود».
با تکان دادن شدیدتر سرم، حرفش را نادیده گرفتم. «ایزولد عاشق شکاره. ما همیشه با کین میرفتیم شکار. چرا باید ازش خواهش کنه که با خودش ببرتش؟ دومینیک خندید و سرش را تکان داد، در حالی که به عقب تکیه داده بود. «وقتی هیچی نمیدونی، بامزه ای». صدای شکستن یک لیوان توجهم را از مکالمه پرت کرد و سرم را به سمت صدا چرخاندم تا آقای میسون را ببینم که خودش را از میز دور میکند و روی زمین میافتد، در حالی که نفسنفس میزد و سینه اش را گرفته بود. با عجله از پیشخوان دور شدم، به سمت او رفتم، اما به محض اینکه شانه هایش را لمس کردم، از جا پرید. «دستاتو از من بردار، ای طرد شده»! لحن تندش منو ترسوند. واقعاً باید به این عادت میکردم که مردم اینجوری باهام حرف بزنن. لحنشو نادیده گرفتم، مصمم بودم که کمکش کنم برگرده سر جاش.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
