فایل کامل رمان صدایم بزن مجنون PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان صدایم بزن مجنون PDF دارای ۲۱۸۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان صدایم بزن مجنون PDF :
لیلی که همیشه در رفاه و آسایش خانوادهی برزینمهر بزرگ شده، ناگهان در دنیایی ناشناخته چشم باز میکند؛ جایی که بیآنکه بداند چرا، باید جایگاه اصلیترین فرد در زندگی دشمنش را به عهده بگیرد. اما هرچه بیشتر برای فهمیدن واقعیت تلاش میکند، بیشتر حس میکند همه به او دروغ میگویند… مخصوصاً همان کسی که حالا ادعا میکند دیگر هیچ دشمنیای بینشان وجود ندارد!
خلاصه فایل کامل رمان صدایم بزن مجنون PDF
دو سالی از نیک کوچکتر بود و از نظر ظاهر شباهتِ زیادی به مادرش داشت. موهای خرمایی و پوستی سفید که اصلا شباهتی به موهای مشکی و پوست گندمیِ نیک نداشت. چشمهایش هم همیشه مهربان بود برخلافِ نگاهِ نیک که انگار هر لحظه آمادهی جنگیدن بود! این را لیلی همیشه با تمامِ وجود احساس کرده بود! همان لحظه لیانا هم به جمعشان اضافه شد، کم سن و سالترین عضو گروهِ ۹ نفرهشان که همیشه لبخند به لب داشت و انگار که هیچ چیز ممکن نبود حالِ خوشِ همیشگیاش را خراب کند. درست برخلافِ خواهرش لِیلی که گاهی زیاد از حد بدخلق میشد، البته که باعث و بانیِ آن بدخلقی احتمالا یا حرفهای نیک بود، یا کارهایش و یا حتی آمدنِ نامش! – چجوری میتونید مهمونی بگیرید و به من نگید؟! قبل از هر کسی لِیلی جواب داد: – شاید به خاطرِ اینه که هنوز چند ماه مونده تا ۱۸ ساله بشی! اینجا چیکار میکنی؟
چطوری اومدی؟ شانهای بالا انداخت و گفت: – من بچه نیستم که مدام دکم میکنید. در ضمن با رانندهی بابا اومدم. – همین الان برمیگردی! – مگه دیوونم این جمعِ فوقالعاده رو ول کنم و برگردم خونه؟ آبان بیتوجه به سن و سالِ کمِ لیانا و کلنجار رفتنِ لیلی با او، گفت: – خوش اومدی ته تغاری. لیانا لبخندی خرجِ شرارتِ نگاهِ آبان کرد و بعد با هیجان خیره به ساعدِ دستِ راستش به حرف آمد: – این تتو جدیده؟ آبان نگاهی به حروفِ لاتینی که روی دستش جا خوش کرده و کلمهی warrior را تشکیل داده بود انداخت و گفت: – آره. چطور شده؟ آبان علاقهی عجیبی به خالکوبی داشت و جای جای بدنش ردی از نوشته، طرح و یا علامتی به چشم میخورد. لیلی که میانِ مستی و مدهوشی متوجه آن طرحِ جدید نشده بود به حرف آمد: – قشنگه، من عاشقِ طرح زدن روی بدنمم. آهو گفت: – چجوری میتونی طرحی رو روی بدنت بزنی که نمیدونی
ببینید: رمان انار
بعدها هم دوستش خواهی داشت یا نه؟ لیلی جواب داد: – شاید به خاطرِ همینه که هنوز چیزی روی بدنم نزدم. قطعا روزی که طرحی روی بدنم بزنم یعنی انقدر دوستش داشتم که نتونستم در مقابلِ نزدنش مقاومت کنم. آبان به حرف آمد: – میتونم آدرسِ تتو آرتیستم رو بهت بدم. لیانا گفت: – میشه به من معرفی کنی؟ لیلی گفت: – همین الان برمیگردی خونه! – من تازه رسیدم و قصدِ رفتن ندارم! لیلی تنها چشم غرهای به خواهرش رفت. میدانست که لیانا لجبازتر از آن چیزی است که به حرفش گوش کند. نیک به حرف آمد: – این مهمونی زیادی مزخرفه! تمومش کنید همه برید خونه! لیلی حتی نگاهش هم نمیکرد. جواب برای جملهای که ابتدای ورودش گفته بود داشت اما ترجیح داد آن لحظه به کل نادیدهاش بگیرد. ماندن در جمعی که نیک حضور داشت خارج از تحملش بود. جامِ بعدیاش را از دستِ پیش خدمتی که سینی به دست رد میشد
ببینید: رمان نقش نگار
قاپید و سر کشید در همان حال رو به ترنم گفت: – بریم برقصیم؟ نگاهِ نیک او را دنبال میکرد. پیراهنِ کوتاهِ نقرهای رنگ به تن داشت که فقط تا اواسطِ پایش را میپوشاند و جوری به بدنش چسبیده بود که نیک با دیدنش هم احساسِ خفگی میکرد! پیراهنش نه یقهی درست و حسابی داشت و نه حتی آستینی که به پوشاندنِ بدنش کمک کند. همان لحظه که پشتِ سرش ایستاده بود بوی عطرش شامهاش را پُر کرده بود، شاید هم به خاطرِ نفسِ عمیقی بود که حساب و کتابش از دستش در رفته و بیموقع کنارِ لیلی تبدیل به دمی طولانی شده بود. حالا آن رایحهی شیرین از شامهاش بیرون نمیرفت. ترنم دست در دستِ لیلی گذاشته و با هم وسطِ سالن رفتند. آبان جوابِ حرفِ نیک را داد: – تو میتونی بری، از اولم دعوت نبودی رفیق! نیک بیتوجه به آبان، چشمهایش را روی لیلی نگه داشت. آهو به حرف آمد: – من فردا هزار تا کار دارم.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
