فایل کامل رمان حکومت یک پادشاهی PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان حکومت یک پادشاهی PDF دارای ۶۴ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان حکومت یک پادشاهی PDF :
قلمرو من، قانونهای من. من جاناتان کینگم. همه دربارهم یه چیز میگن: بیرحم، سرد، خشن. و راستش، حق با اوناست. قدرت برای من مثل یه بازی حسابشدهست، مثل شطرنج. هیچ حرکتی بیهدف نیست و هیچ مهرهای ارزش موندن نداره، اگه نتونه برام بجنگه. شاید از بیرون همه منو یه مرد جذاب و جنتلمن ببینن، ولی واقعیت اینه که من روی تاریک قصهام. و هرکسی بخواد جلوم وایسه، آخرش شکست خورده جلوی پام زانو میزنه. حتی اون;
خلاصه فایل کامل رمان حکومت یک پادشاهی PDF
ایتن با خنده میگه: «از من چیزی قایم میکنی، پرنسس؟» بعد شروع میکنه قلقلکش دادن و السا غشغش میخنده. قرار بود درباره پروژه با ژاپنیها حرف بزنیم، ولی اگه دخترش وسط باشه ایتن کلاً غیبش میزنه. وقتی زن و بچههاش یا اگنس تو کار باشن، انگار قاطی شیرینیها میشه. میخوام تماسو قطع کنم که اگنس میاد جلوی دوربین. با اون قیافه بیروحش که هیچ حسی توش نیست، زل میزنه بهم. حتی چشاشم انگار رنگشون پریده. منم با یه پوزخند نگاهش میکنم، چون میدونم چقدر حرصش میگیره که نقشههاشو بهم میزنم. بدون یه کلمه تماسو قطع میکنه و صفحه سیاه میشه. گور باباش. زل میزنم به لپتاپ و یه جرعه دیگه از نوشیدنیم میرم بالا. رفتار ایتن با خانوادش; عجیبه. شاید چون نمیتونم درکش کنم. من نمیذارم خانوادم تو کار و بیزینسم دخالت کنن. هر چیزی وقت خودشو داره.
شاید برا همینه که ایتن همیشه به من میبازه. یه صدای آروم در زدن میاد، از اون ضربههایی که فقط یه بچه میتونه بزنه. ساعتو نگاه میکنم: نه شب. خیلی دیرتر از وقت خواب. آیدن نمیتونه باشه; آلیسیا هم که گفته قرصاشو خورده، هر وقت قرص میخوره تا صبح غش میکنه. برادرم جیمز با پسرم لوی رفته به یه جای عجیبغریب تو آسیا. میخواست آیدنم ببره، ولی نذاشتم. به جیمز اعتماد ندارم که مواظب پسرم باشه. حتی بهش اعتماد ندارم مواظب پسر خودش باشه. برا همین یه تیم امنیتی فرستادم از دور هواشونو داشته باشن، چون جیمز گاهی انقدر تو حس و حال خودش غرق میشه که لوی رو گم میکنه! میگم: «بیا تو.» در آروم باز میشه. آیدن با پیژامه آبی سادهش وایستاده دم در، زل زده بهم. باید با غرور راه بره. اون و لوی آینده خاندان کینگانن و حق ندارن ضعیف باشن. آیدن قیافهش کپی خودمه.
چشامون همرنگه، ولی مال اون یه کم بزرگتره، مثل چشای مامانش. موهای سیاهمونم شبیه همه، ولی مال من پرپشتتره. پوستش یه ترکیبی از من و آلیسیاست. شباهتمون فقط به قیافه نیست. هر دومون ساکتیم؛ ولی آروم؟ نه! پشت اون ظاهر، یه دنیا تو وجودمونه که فقط مال خودمونه. یه عکس از بچگیم دارم؛ همون موقعام تو چشام همین تردید به همهچیز بود. آیدن خیلی با لوی فرق داره. لوی رو باباش همیشه تشویق میکنه شلوغ کنه و هر چی به ذهنش میاد بگه. ولی آیدن تا مجبور نباشه، حرف نمیزنه. صندلیمو عقب میدم و با همون نگاه بیروح همیشگیم زل میزنم بهش: «باید تو تختت باشی.» – «نمیتونم بخوابم.» – «برو تو تخت، چشاتو ببند، میخوابی.» یه لحظه ساکته، بعد یواش میگه: «مامان وقتایی که خوابم نمیبره برام آهنگ میخونه یا کتاب میخونه.» – «مامانت امروز خستهست، زود خوابید.
به مارگوت میگم بیاد برات کتاب بخونه.» آیدن و لوی، مارگوت خدمتکارمونو دوست دارن چون غذاهای مورد علاقشونو درست میکنه و حسابی لوسشون میکنه. آیدن سرشو تکون میده: «مارگوتو نمیخوام.» – «پس چی میخوای؟» زل میزنه بهم. آب دهنشو قورت میده. با اینکه همسن السا، دختر ایتنه، ولی الان خیلی تنها به نظر میرسه. پسر من خیلی کم میخنده یا لبخند میزنه. اونم فقط با آلیسیا یا جیمز. خنده غشغشی مثل بچهها؟ اصلاً! براش غریبهست. میگه: «بابا، تو میتونی بخونی؟» صداش انقدر آرومه که فقط چون اتاق ساکته میشنومش. آیدن وقتی خوابش نمیبره سراغ من نمیاد; میره. میخوام بفرستمش با مارگوت برگرده اتاقش، ولی اون نگاه پر از امید تو چشای کوچیکش مانعم میشه میدونم چقدر جرات لازم داشته که بیاد و اینو بپرسه لیاقتشو داره که بهش بها بدم.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
