فایل کامل رمان آدم های شرطی PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان آدم های شرطی PDF دارای ۱۵۰۷ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان آدم های شرطی PDF :
داستان از نگاه سام، دانشجوی رشتهی کامپیوتر آغاز میشود؛ جوانی که در یک لحظه، دلش را به شیرین میبازد، دختری سرشار از شادی و زیبایی که چشم بسیاری را به خود خیره کرده است. سام برای رسیدن به جایگاهی درخور او، به کارهایی نامتعارف برای کسب پول دست میزند. اما ناتوان از ابراز مستقیم عشقش، راهی تاریکتر برمیگزیند: او با هک کردن همهی وسایل الکترونیکی خانهی شیرین، سالها او را زیر نظر میگیرد. سرانجام، فشار این نظارت پنهانی آنچنان بر شیرین سنگین میشود که در آستانهی انتخابی مرگبار قرار میگیرد;
خلاصه فایل کامل رمان آدم های شرطی PDF
حتی اگه اونا قاتل و جانی باشند، حتی اگه اون پدر و مادر، اون بچه رو نخواسته باشند و داده باشنش به یتیمخونه یا یه خونوادهی دیگه، بازم اون بچه میگرده دنبال خونوادهی اصلیش. دلم براشون تنگ شده بود. انگار این دوری، این طرد شدن، روی اونها هم تأثیر گذاشته بود. انگار اونها هم دلشون برای من تنگ شده بود. وقتی با پارمیس باهام تا اینجا اومد و در رو باز کردند، مادرم محکم بغلم کرد؛ جوری که از بچگی یادم نمیاومد هیچ وقت اینجوری بهم محبت کرده باشه. وقتی پدرم رو دیدم، شکسته شده بود. دلم لرزید. از وقتی این کوچولو تو شکمم اومده، احساس مادرانه پیدا کردم و حس میکنم میتونم بهتر و بهتر پدر و مادرم رو درک کنم. وقتی به پدرم نزدیک شدم، وقتی بغلش کردم، یادم رفت میخواست منو بکشه، یادم رفت که بهم فحش داده بود و منو پست شمرده بود. آره، منم اشتباهاتم زیاد بود.
شاید اونم همون لحظه یادش رفت که آبروش رو بردم؛ یادش رفت که مدتها زبون زد خاص و عام بودیم. انگار اونم دلش برای دختر کوچولوش تنگ شده بود؛ دختری که مورد اعتمادش بود، دختری که با وجود حرف و حدیث دیگران، پیش همه گفته بود براش خوابگاه گرفته، در حالی که برای راحتی من خونه گرفته بود; اونم مجردی. اون همیشه بهم اعتماد داشت ولی من از اعتمادش سوءاستفاده کردم. ولی الان خوب بودم، داشتم خوب میشدم، داشتم آروم میشدم. این دیدار بعد از مدتها برام آرامشبخش بود، مخصوصاً وقتی فهمیدم بدون دونستن حقایق، هنوز هم تهِ دلشون منو ترد نکردند. البته ناگفته نماند، هنوز هم شهرام همون هست که بود! هنوز هم داره پدر و مادرم رو تحریک میکنه. ولی منم بزرگ شدم و یاد گرفتم چجوری جواب تکتک توهینها و تهمتاش رو بدم. مامان شروع کرده برای جوجه بافتنی چیدن.
وقتی فهمیدند حاملم، وقتی فهمیدند دارن پدر بزرگ و مادر بزرگ میشن، اشک تو چشماشون جمع شد. میدونستم بچهها رو دوست دارند، ولی میدونم هنوز هم ته دلشون شک و تردید دارند نسبت به داستانی که براشون تعریف کردم. البته پارمیس هم اومده بود تا گواه بده که تکتک حرفهای من راسته. مامان داشت دونهدونه کاموا میبافت، ولی همش نگاهش به ظرف میوهای بود که جلو من گذاشته بود و دستنخورده مونده بود. – چته عزیزم؟! مامانم خیلی مامان شده؟ انگار یه تلنگری لازم بود تا منو ببینند، تا بدونند منم بچهشونم و باید منم دیده بشم. وقتی دید جوابی ندادم، گفت: – میدونی، میگن از دل برود هر آنکه از دیده برفت! میدونی که؟ منظورش رو فهمیدم ولی بازم به دستش خیره شدم. میل بافتنی رو رها کرد و روی پاش گذاشت. – پونزده روزه اینجایی; نمیخوای برگردی پیش شوهرت؟
به مامان نگاهی کردم و خودمو زدم به گیجی. بلند شدم و رفتم سراغ غذاها. ته دلم داشتم میمردم از دوری سام، ولی این دوری لازم بود. اون باید با خودش کنار میاومد. شاید من فقط براش یه هوس یا عادت بودم، شاید هم یه عشق واقعی. این یه ماه دوری این رو بهم ثابت میکنه. من خیلی دیرتر از اون عاشق شدم، ولی اینو میدونم: عشق صبر میخواد، آرامش میخواد، فداکاری و گذشت میخواد، و از همه مهمتر اعتماد میخواد; که متأسفانه سام اون آخری رو نداره! بعضی وقتها فکر میکنم شاید مشکل از من بوده. شاید اون موقعها که همش میخواستم دوستپسر بگیرم و سام مانعم میشد، دید بدی نسبت به من پیدا کرد. نمیدونم، شاید همین باعث شده عشقی که پیدا کردم و الان میپرستمش، به من بیاعتماد باشه. ولی اون موقعها بچه بودم، عاشق نبودم. به قول بقیه، کلم بوی قرمهسبزی میداد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
