فایل کامل رمان ارتعاب PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ارتعاب PDF دارای ۸۱۲ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ارتعاب PDF :

سحر، دختری دانشجو، وارد دنیایی پر از ریسک و هیجان می‌شود… او درگیر یک شرط‌بندی پیچیده می‌شود و تنها راه برنده شدن، نزدیک شدن به پسری است که نفوذ به قلبش کار آسانی نیست. پسری که به هیچ‌یک از دخترهای اطرافش توجه نمی‌کند. اما مهران، با بازیگوشی و ترفندهای خاص خودش، سحر را وارد دنیایی خطرناک و وسوسه‌انگیز می‌کند؛ جایی که عشق و هیجان با هر قدم، تهدید و وسوسه را به همراه دارد…

خلاصه‌ فایل کامل رمان ارتعاب PDF

چرا نخواستی عکسشو از واتساپ یا تلگرام برام بفرستی؟ بعد لبخندی روی لب‌هاش کشیده شد. یعنی اگه می‌خواستم، حاضر بودی عکس برای یه پسر غریبه بفرستی؟ جوابش مثل پتک محکم خورد توی سرم. اصلاً باورم نمی‌شد چنین حرفی بهم بزنه. من; من; ذهنم قفل شده بود و نمی‌دونستم چی بگم. واقعاً توی دلم فقط مهران رو تحسین کردم، بازم مونده بودم چه جمله‌ی مناسبی پیدا کنم که سکوت بینمون رو بشکنه. او اما لبخندزنان و با لحنی گرم گفت: «اشکال نداره.» بعد مسیر بحث رو عوض کرد. لحنش نسبت به دفعه‌ی اول صمیمی‌تر شده بود؛ انگار که مدت‌هاست منو می‌شناسه. قبل از اینکه چیزی بگم، گارسون سفارش‌هامون رو آورد و روی میز گذاشت. نیم‌نگاهی به فنجان قهوه‌ی مهران کردم و به این فکر افتادم که چطور می‌تونه اون قهوه‌ی تلخ رو بخوره. بعد ذهنم درگیر خیلی چیزهای دیگه شد.

اصلاً چرا دلش می‌خواست توی نقشه‌ی من شریک بشه؟ چرا اینقدر راحت بود؟ حالا هم مثل یه دختر معمولی از یه خانواده‌ی سطح پایین نشسته بود و با خیال راحت قهوه‌شو می‌خورد. می‌خواستم مطمئن بشم درست فکر می‌کنم: می‌خوای حال این دختره رو بگیری، درسته؟ آب دهنم رو قورت دادم و با تکون سر تأیید کردم. چرا؟ این بار زل زدم توی نگاهش. انگار واقعاً منتظر بود که من دلیل بیارم. چون همیشه خودش رو بالاتر از بقیه می‌بینه. چون پولداره فکر می‌کنه باید تو هر چیزی اول باشه. حالام با اون شرط مسخره‌ای که دوستاش راه انداختن، از الان خودش رو برنده می‌دونه. زهرخندی زدم و ادامه دادم: مگه نمی‌بینی؟ الان همه‌شون بازی رو بهش واگذار کردن. امروز مدام بهش می‌گفتن حتماً تا ماه دیگه باهاتون وارد رابطه میشه. سارا هم حسابی داشت کیف می‌کرد. مهران آدم خودشیفته و مغروری بود، اما خوب بلد بود دیگرانو اذیت کنه.

قبل از نوشیدن، اشاره‌ای به فنجان من کرد و گفت: نوش جان. بعد شونه بالا انداخت و فنجانشو برداشت. زبانش رو روی لیمو کشید. دوباره به حرکاتش نگاه کردم و فنجان خودمو برداشتم. حرکاتش رو زیر نظر گرفتم. نمی‌دونستم بالاخره چه تصمیمی می‌گیره و من باید همراهیش کنم یا نه. برای چند لحظه همه‌چیز بند اومد. بعد گفتم: من می‌خوام; درشت خیره شدم به مهران. باورم نمی‌شد دارم اینو می‌گم. چی؟ مهران دوباره لبخند زد. دلم لعنتی می‌خواست همون‌جا با صدای بلند اعتراف کنم. اینقدر لبخند نزن; وقتی با یه لبخند اینقدر جذاب میشی، نمی‌تونم قلبمو کنترل کنم. مردد بودم. از یه طرف نمی‌خواستم توی محیط دانشگاه با کسی وارد رابطه بشم، از طرف دیگه دلیل‌هایی داشتم. می‌دونستم اگه یه روزی با تو دست تو دست وارد دانشگاه بشم، همه وانمود می‌کنن که ما واقعاً عاشق همیم. همه‌ی دانشجوها شروع می‌کنن به حرف زدن.

اگه این رابطه فقط یه نقش بازی باشه، تا آخرش سرزنش میشیم. اما مهران با قاطعیت گفت: خودت دوست نداری وارد این بازی بشی؟ کمی مکث کردم و بعد گفتم: چرا; ولی نمی‌خوام تو رو هم تحت فشار بذارم. نهایتش اینه که هیچ‌وقت روی خوش به من نشون ندی. مهران لبخندی زد، دستشو جلو آورد و گفت: بهت می‌گم چرا. متعجب پرسیدم: چرا؟ با آرامش گفت: چون ما یه نقطه‌ی اشتراک داریم. منم مثل تو از آدمای مغرور و خودشیفته خوشم نمیاد. مهران صاف نشست و ادامه داد: مخصوصاً اگه این بازی هیجان هم داشته باشه. و این بازی هم که تهش معلومه، تو برنده‌ای و من بازنده. خب; چی بهتر از این؟ لبخندی روی لبم نشست. پس قراره بازی رو شروع کنیم؟ آره; من یه روز کامل در اختیارت می‌ذارم. لبخندم عمیق‌تر شد. باورم نمی‌شد این حرف‌ها رو از مهران می‌شنوم. وقتی از کافی‌شاپ بیرون اومدیم، خیلی اصرار کرد منو تا جایی برسونه.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.