فایل کامل رمان معانقه PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
9 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان معانقه PDF دارای ۲۱۱۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان معانقه PDF :

شیرین، دختری که برای نجات زندگی‌اش مجبور است تصمیماتی بگیرد که همه آن‌ها را اشتباه می‌دانند. او با آزاد کردن یک زندانی و شریک شدن با او، مسیر زندگی‌اش را به طور کامل تغییر می‌دهد. این مرد، پسر خشن و غیرتی‌ای است که با تمام مردان پولدار اطرافش فرق دارد؛ او مردی پایین‌شهری است که حتی نمی‌داند چگونه مثل دیگران حرف بزند. حالا شیرین می‌خواهد این مرد را به همه معرفی کند و او را همراه خود نشان دهد، اما همین تصمیم باعث می‌شود رازهایی پرده‌برداری شود که همه را شوکه خواهد کرد. داستانی پر از هیجان، راز و عشق غیرمنتظره که خواندنش ضربان قلبتان را بالا می‌برد و شما را تا آخرین صفحه پای کتاب می‌نشاند.

خلاصه‌ فایل کامل رمان معانقه PDF

سری به تأسف تکون دادم و با قدم های بلند پشت سر شیرین راه افتادم. خودمم میل عجیبی داشتم که اون اتاق رو ترک کنم و اون یه تیکه نجاست رو به حال خودش رها کنم. از کنار منشی با اون صورت حیرت زده گذشت و وارد اتاقش شد و قبل از کوبیدن در پام رو لای در گذاشتم، متوجه شد و واسه بستن در تلاش کرد. – بردار پاتو. تلاشش بی فایده بود، تمام توانش رو واسه فشار به در گذاشته بود و صورتش سرخ شده بود. دختره ی پنجاه کیلویی مقابل من چه اعتماد به نفسی داشت که میخواست در رو با زور ببنده. سری به تأسف تکون دادم و با یه هل کوتاه در رو باز کردم و داخل شدم. با جیغ خفه ای ازم دور شد و با نفرت نگاهم کرد. در رو بستم و به محض قفل کردنش جیغ کشید: – درو چرا قفل میکنی، بازش کن؟ توجهی به جیغ و دادش نکردم، ظاهرم خونسرد بود اما از درون داشتم متلاشی میشدم.

نگاهش کردم، به دست های لرزونش و چشم های لبالب پر از اشکش. فقط یه قدم جلو رفتم و با حال بدی گفتم: – نمیدونم چرا با تمام بی ادبیه ات باز اینجام تا برات توضیح بدم. با حرص خم شد، شکلاتخوری روی میز رو برداشت و با جیغ بلندی سمتم پرت کرد. – برو بمیر. با عجله جاخالی دادم و خیره به جنازه ی تکه تکه شده ی اون شکلاتخوری بلوری پوزخند زدم. – لحظه به لحظه داری ناامیدترم میکنی دخی. پر از خشم بود، پر از ناامیدی، پر از نفرت. چی به سر این دختر اومده بود؟ باز خم شد و اینبار قندون رو برداشت و فریاد کشید: – به من نگو دخی. قبل از اینکه پرتش کنه با دو گام بلند خودم رو بهش رسوندم و مچ دستش رو گرفتم. – هوشششش، آدم باش. تقلا کرد، با دست آزادش به بازو و کتفم مشت کوبید و دست از جیغ کشیدن برنداشت. – حیوون خودتی، بیشعور ولم کن. دست دیگهش رو هم مهار کردم

هر دو دستش رو پشت کمرش با یه دست گرفتم و شکمش رو به شکمم کوبیدم. – یه دقیقه آروم بگیر دختره ی خیره سر. تقلا کرد، خودش رو تکون داد و شال از سرش پایین افتاد. – حالم ازت به هم میخوره، چقدر تو احمقی آخه. نفس خشمگینم رو توی صورتش رها کردم و پر از نفرت از رفتارهای ملیکا که ما رو به اینجا رسونده بود غریدم: – آره من هر چی تو میگی هستم، من اصلاً یه تیکه آشغال ولی با اون دختره هیچ سرو سری ندارم. تنش رو تکون داد که محکمتر از قبل به زمین چسبوندمش. این اتصال به زمین میتونست حالم رو خوب کنه، هنوز دلیلی واسه این خوبی حال نداشتم اما این دختر چیزی داشت که تا حالا هیچ کسی نتونسته بود داشته باشه. دروغ گو، اگه خودم نمیدیدم لابد این دروغتم مثل بقیه باور میکردم، خاک بر سر من که بهت اعتماد کردم

گفتم دوستمی، گفتم آدمی. چقدر توضیح دادن واسم سخت بود وقتی نمیخواست باور کنه، سرم رو تکون دادم و گفتم: – من کاری نکردم، اون شب رفتم صورتمو بشورم شیرین، اون اومد تو و خودشو انداخت تو زمین، امروزم همینطور، واسه خاطر عذاب دادن تو اینکارارو میکنه، میخواست تورو نابود کنه. پوزخند زد و بانفرت گفت: – مگه تو کی هستی ها؟ چرا باید با تو منو اذیت کنه؟ فک روی هم ساییدم، پر از حس بد از نگاهش که داد میزد باور نمیکنه گفتم: – اون فکر میکنه ما عاشق همیم، فکر میکنه میخوامتو با هم ارتباط داریم. صورتش رو جمع کرد و با لحن بدی چیزی رو گفت که پشتم لرزید، تنم یخ کرد و نگاهم سرد شد. – غلط کرده با تو، من اصلاً تو رو در حدو اندازهی خودم نمیبینم، تو اصلاً کی هستی که من بخوامت، ولم کن، هنوز اینقدر خر نشدم که عاشق یه گدای پایین شهری بشم.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.