فایل کامل رمان ریسک PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ریسک PDF دارای ۱۲۰ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ریسک PDF :

یک شهر کوچک. زنی با گذشته‌ای خونین. قاتلی که قربانیانش همگی از گذشته‌ی سیاه او آمده‌اند. لانا مایرز با دقتی مرگبار و قلبی تهی، بازی انتقام را آغاز کرده است. اما وقتی دل به مردی می‌بازد که نباید، همه‌چیز به کابوسی پیچیده‌تر بدل می‌شود. لوگان بنت، مأمور اف‌بی‌آی و شکارچی قاتلان سریالی، درست همان کسی است که حالا بی‌آنکه بداند، عاشق قاتل تحت تعقیبش شده. یک اشتباه، یک لمس، یک لحظه… می‌تواند مرگبار باشد. آیا لانا می‌تواند میان عشق و انتقام یکی را برگزیند؟ یا این بازی از همان آغاز محکوم به پایان خونین بوده است؟

خلاصه‌ فایل کامل رمان ریسک PDF

قیافه‌اش تیره می‌شود و یک قدم عقب می‌رود و می‌گوید: «باشه، به هر حال نمی‌خوام کارت خراب بشه.» سپس به سمت میز برمی‌گردد، جایی که پسری دیگر پشت آن نشسته است. با توجه به ابری بودن هوا، می‌توان گفت ما چند نفر هستیم که به جای نشستن داخل قهوه‌خانه، فضای باز را انتخاب کرده‌ایم چون انگار قراره باران بیاید. با اینکه چند میز آن طرف‌تر هم هستند، هنوز می‌توانم ببینم که دوستش می‌خندد و سرش را تکان می‌دهد، در حالی که آقای از خود راضی با اخم و ناراحتی سر جایش نشسته است. دوباره شروع می‌کنم به دیدن فیلم توی گوشیم تا اینکه حس می‌کنم کسی دارد نگاهم می‌کند. دوست آقای از خود راضی وقتی نگاهم می‌کنم و متوجه می‌شوم که من را ورانداز می‌کند، سرش را برنمی‌گرداند و نشان نمی‌دهد علاقه‌ای داشته باشد؛ انگار فقط دارد من را می‌سنجد، درست همان‌طور که من آدم‌ها را می‌سنجم.

خوشتیپ هم هست و لباس‌هایش مرتب و مناسب‌اند. با توجه به چیزی که دیدم، فکر می‌کنم ارن باشد، ولی اگر کارشان یکی است، چرا یکی بهتر لباس پوشیده است؟ آنطور که به نظر می‌رسد، اگر برای آقای از خود راضی کار می‌کرد، مطیع یا سنگین به نظر نمی‌رسد. با هم برابرند، اما حقوقشان یکی نیست؟ یا شاید آقای از خود راضی است و این یکی نه. بی‌خیال، چشم‌هایم را برمی‌گردانم سمت گوشیم و وانمود می‌کنم متوجه نگاهش نیستم. بعد از اینکه قهوه‌ام را تمام می‌کنم و فیلم روز را می‌بینم، از گارسون صورت‌حساب را می‌خواهم. با لبخندی ملایم و چشمانی براق می‌گوید: «قبلاً حساب شده.» اضافه می‌کند و چشمک می‌زند: «انعام هم دادین که خوب بود.» ابروهایم می‌رود بالا و او به پشت سر اشاره می‌کند. دوست آقای از خود راضی بیرون می‌رود و از خود آقای از خود راضی خبری نیست.

همان‌طور که خود را جمع می‌کند، مرد نگاه می‌کند که به سمت شاسی‌بلند تیره می‌رود و ادامه می‌دهد: «ازتون بابت سرگرمی تشکر کنم.» می‌گویم: «ممنون.» و بلند می‌شوم سمت خروجی. نه عشوه‌ای، نه نگاه هوس‌آلود، نه منتظر ماندن که ببیند بعد از اینکه غذایم را حساب کردم پیشش می‌روم یا نه. از اینکه آدم‌ها بی‌دلیل خوب هستند خوشم نمی‌آید. اینکه بگوید من سرگرمیش بودم کافی است. چشم‌هایم دنبال مرد ساکت می‌رود. نگاهش می‌کنم که کنار شاسی‌بلند مکث کرده و آرام با تلفن صحبت می‌کند. از این فاصله نمی‌توانم حرف‌هایش را بشنوم. آقای از خود راضی را هم می‌بینم که کنار یک دختر خوش‌قیافه روی پیاده‌رو صحبت می‌کند؛ او خیلی مشتاق‌تر از من به نظر می‌رسد. تصمیم می‌گیرم کنجکاوی‌ام را رفع کنم. درست وقتی تماسش تمام می‌شود، به سمت مرد ساکت می‌روم.

وقتی نزدیک می‌شوم، چشمانش به چشمان من می‌افتد و وقتی به او سلام می‌کنم، ابروهایش بالا می‌رود. به او می‌گویم: «نمی‌ذارم مردهای غریبه غذایم را حساب کنند.» و اسکناس بیست دلاری را تکان می‌دهم که بگیرد. لبخند آرامی روی لب‌هایش می‌نشیند و قیافه‌اش عوض می‌شود. موهای بلوندش کمی ژولیده‌اند و فک قوی و تراشیده‌اش با چشمان آبی و مهربانش همزمان هم جدی و هم آرام به نظر می‌رسد، که مرا گیج می‌کند. با شانه‌ای بالا انداختن می‌گوید: «نمیتونستم نمایش سرگرم‌کننده‌تر اونم با این قیمت پیدا کنم، باور کن ارزشش رو داشت.» دست‌ها و گوشیش را در جیبش می‌گذارد و بدون حرف زدن نشان می‌دهد که پولم را قبول نمی‌کند. اما من دوباره اسکناس بیست دلاری را تکان می‌دهم: «من قوانین خودمو دارم، ممنون ولی نیازی بهش ندارم.» لبخندش بزرگ‌تر می‌شود: «تو همیشه اینقدر محافظه‌کاری؟»

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.