فایل کامل رمان زخم های نقاشی شده PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان زخم های نقاشی شده PDF دارای ۳۸۸ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان زخم های نقاشی شده PDF :
نینا، زن اغواگر و خیرهکنندهای که پشت لبخندهایش، چهرهی یک قاتل پنهان است. اما حالا در بند ازدواجی اجباری با یکی از خطرناکترین مردان روسیه گرفتار شده؛ توافقی شوم که انتخابی برایش باقی نگذاشته. او وانمود میکند همسر خوشبختی است، اما در دل، با ترس میلرزد و چشمبهراه روز آزادی است. مردی که هر چیزی را بخواهد، بهدست میآورد. نینا برای او یک وسوسهی بیپایان است؛ زنی کامل، مرموز و گریزپا. بازی او برای وانمود کردن به عشق، فقط آتش درون رومن را شعلهورتر میسازد. نینا هنوز نمیداند، اما حقیقت این است: توافق میانشان مرده است و آزادی هیچوقت در انتظارش نخواهد بود;
خلاصه فایل کامل رمان زخم های نقاشی شده PDF
ماکسیم چیزی نمیگه، فقط سر تکون میده و پیشونیشو فشار میده. — تا حالا سرگیو تو عمل ندیدی. — به صندلی تکیه میدم و لبخند آرامی میزنم. — دیدنش لذتبخشه. میدونستی یه انبار دشمنو تنها خودش پاک کرده؟ چهارده نفر. و فقط یه گلوله خورده. — بی دلیل نیست که شما دوتا فامیلی; — ماکسیم آه میکشه. — هردوتون کامل دیوونه اید. — خب، پس حل شد. — دوباره جلو میرم و لپتاپو میبندم. — اون چی؟ — ماه بعد یه نمایشگاه داره. ایوان تبلیغشو دیده. — فقط نمایش، یا فروشم هست؟ — میپرسم. — اگه قراره بفروشه، زود با گالری تماس بگیر و همهشو بخر. — نگامو بالا میکنم. — ناشناس. چیز دیگه؟ متوجه میشم که عصبیه و نگاشو منحرف میکنه. — چیز دیگه ای هست، ماکسیم؟ — موش رو درست کرده. — کوتاه کرد؟ — نه. فقط رنگ کرده. — بلوند؟ — نه… بنفش. موهاشو بنفش کرده. خندهم میگیره بی اختیار.
— همینه، ماکسیم. فقط سایه های سیاه و خاکستری، هیچی دیگه. کمی رنگ زرد برداشتم با قلممو و سعی کردم چند ضربه روشون بزنم، ولی با لایه قبلی سیاه قاطی شد و همهچی خراب شد. دقیقاً همون حس و حال چند هفته اخیرمو نشون میده. همهش سیاهه و هر بار که میخوام یه ذره رنگ اضافه کنم، خراب میشه. کاش براندو رو برنمیگردوندم. شاید باهاش اینقدر تنها نبودم. تابلو رو رها میکنم و میرم دستشویی. لایه های قبلی تا فردا شب خشک میشن، بعد دوباره امتحان میکنم. کی میتونم چیزی غیر از خاکستری ها ببینم؟ قطعاً فردا نه. سه تا تیوپ رنگ مو کنار روشویی افتاده. بنفشی که امتحان کردم، دو هفته دوام آورد بعد کمرنگ شد. چه راحت. تیوپ دومو برمیدارم. شاید آبی بیشتر بمونه. دو ساعت طول میکشه تا رنگ کنم و دوش بگیرم، تقریباً ساعت شش صبحه که میرسم اتاق. آفتاب تازه داره بالا میاد، پرده های ضخیمو میکشم و دراز میکشم.
هنوز شب ها نمیتونم بخوابم، پس برنامهمو عوض کردم و شب کار میکنم و صبح ها میخوابم. هر وقت چشمامو میبستم، میدیدم رومن دوباره چاقو رو میچرخه، دستاش پر از خون. با روز راحت تر میتونستم با این تصویر کنار بیام. بعد یه ماه این حالت تموم شد، اما حالا تنها چیزی که تو خوابام میبینم. متأسفانه هیچ چیزی کارو راحتتر نمیکنه، چه روز باشه چه شب. بعضی وقتا وقتی خوابیدن سخته، چشمامو میبندم و وانمود میکنم که کنارمه. شاید باید برم، چمدونمو ببندم و سوار اولین قطار بشم به هر جایی، تو یه ایستگاه تصادفی عوضش کنم تا به یه مقصد دور برسم. میتونم تو یه مزرعه کار کنم، یا کاری شبیه این، مدفوع اسب جمع کنم و تو وقت آزادم نقاشی کنم. یا شاید از مدفوع به جای رنگ استفاده کنم. یه سبک هنری جدید بسازم. آره، بهش فکر میکنم. مکسیم وارد آشپزخونه میشه و کنار کانتر میایسته، دست هاشو پشتش قلاب کرده.
فقط نگاه میکنه که دکتر دستمو درمان میکنه. — ایتالیایی ها یه انبار ما رو خراب کردن. — چقدر خسارت دید؟ — فقط ساختمون، چیزی که درست نشه نبود. — کسی زخمی شد؟ — نه، اون انبار خالی بود، پس هیچ نگهبانی اونجا نبود. فقط ایتالیایی ها هستن که یه انبار خالی رو آتیش میزنن. چه احمقایی. — تعداد آدم ها تو انبارهای پر از کالا رو دو برابر کن. — همین کارو کردم. از دکتر تشکر میکنم، میایستم و میروم کنار پنجره که به حیاط نگاه میکنه. — اون چی کار میکنه؟ — دوباره موهاشو رنگ کرده. حالا آبیه. — کسی… هست؟ مردی؟ — تا حالا که دیدیم، هیچکس نیست. — وقتی یکی پیدا شد، و حتماً پیدا میشه، به هیچ قیمتی نذار بفهمم، مکسیم. صدای مکسیم رو تو هندزفریم میشنوم. — ایوان زنگ زد. دو تا ماشین تازه ازشون رد شدن و دارن سمت شما میان. فرار کن. لعنت بهش. — سرگئی هنوز اونجاست.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
