فایل کامل رمان ب PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان ب PDF دارای ۳۹۳ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان ب PDF :

کای، پسری با بال‌های طلایی، روزی بر فراز آسمان مصر به پرواز درآمد. کودکی‌اش در گمگشتگی گذشت، تا اینکه مردی داغدار که همسر و فرزندش را از دست داده بود او را یافت و همچون فرزند خود پرورش داد. اکنون پس از سال‌ها، بیماری آن مرد نیک‌دل کای را وادار می‌کند تا راهی سفری شگفت‌انگیز شود؛ سفری پر از ماجرا و کشف حقیقت‌هایی که سرنوشت او را دگرگون خواهد کرد…

خلاصه‌ فایل کامل رمان ب PDFازوبندهای طلایی

از هوروس خواست تا دلیل آن غم را بگوید، او نیز بیچون و چرا شروع به سخن کرد و از حضورش در مصر تا حمایت نا به جایش از سوبک را بیان نمود. فالغ با خود اندیشید هوروس با اختلافاتی که با همنوع خود داشت، شاید تنهاترین فرد حال حاضر است. پس با لبخند گفت: – از مردم مصر چه انتظاری داری؟ اگر آنها اسفینکس را ببینند این حیوان را هم میپرستند. در سرزمین های دیگر مردم چیزی را که درک نمیکنند، بد و نحس میخوانند؛ اما در مصر، مردم آن چیزها را میپرستند; چه یک فرازمینی باشی چه یک حیوان درنده ای که به طور معجزه آسایی رام شده. این سخنان برای هوروس بسیار دلگرم کننده بود. از بالای آن تپه ی کوچک به منظره ی شهر خیره بود، همان مکانی که با دوستانش یکجا جمع میشدند و از پیشرفت و پسرفت هدفشان سخن میگفتند. همانطور که به ازدحام مردم خیره بود، آرام گفت: – یعنی تمدن های دیگری هم از همنوعان شما وجود دارد!

فالغ پاسخ داد: – من شاهد نبوغ مردمم بودم؛ اما در این میان سخنانی از تمدن های دیگر به گوش من رسید که شاید حقیقت باشد و شاید هم صرفا یک داستان محلی بوده. هوروس به فکر فرو رفت. اگر سخنان آن پسرک ماجراجو واقعیت داشته باشد، میتوانست یک زندگیِ متفاوت را تجربه کند و به زودی هم به سرزمین خود بازگردد. ناگهان فالغ گفت: – اوه نام من هم فالغ است. من نیز یک مسافر بودم؛ اما سالیان زیادی در این شهر اسیر ماندم و کاری از پیش نبردم، با توجه به; اشارهای به وسط شهر کرد و ادامه نداد. پس از مکث کوتاهی گفت: – هوروس نام سنگینیست، من معتقدم نام «راشد» برای تو مناسب تر است با توجه به ظاهر; ناگهان اسفینکس غرشی نمود؛ فالغ هم که هشدار آن را دریافت کرد، به سرعت بر کمرش نشست و از آنجا دور شد. در همین حین هم سوبک به هوروس نزدیک شد و گفت: – به نظر دلتنگ شدی!

هوروس نفس عمیقی کشید و پاسخی نداد. از آن پس دیدارهای فالغ و هوروس ادامه یافت. تجربه های انسانیِ آن پسر برای هوروس که از انسان ها فقط پرستش و اطاعت دیده بود، بسیار مفرح به نظر میرسید. بیریا بودن فالغ، استعداد بینظیرش در رام کردن حیوانات و ارتباط برقرار کردنش با تمام مردم، هوروس را با روی دیگری از انسانیت و آدمیزاد بودن آشنا نمود. من و پادوک لحظاتی به او خیره ماندیم، ناگهان پادوک پرسید: – همین؟! راشد پاسخ داد: – همین. بعد از اون من مجبور شدم تا از مصر برم، هرچند از قبل چنین خواسته ای داشتم؛ ولی دیگه نتونستم فالغ و اسفینکس رو ببینم. وقتی برگشتم افسانه های زیادی راجع به اون پسر و حیوون رام شدهش شنیدم، چیزهایی که به مردم انگیزه داد تا از حیوانات وحشی بیشتر برای انجام کارهای شخصی خودشون استفاده کنند. از کفتار برای شکار، از شیر برای زینت و نگهبانیِ عمارت هاشون و هر حیوان دیگه ای که توی مصر بود.

این حیوانات هم پرستیده میشدند، هم ازشون بهره میرفت. با دیدن مجسمه ی غول پیکر اسفینکس خیال کردم که این مجسمه نمادی از شکوه اون حیوان هست؛ اما بعدها احساس کردم که شاید طلسمی هم با اون نماد ادغام شده که قابل توصیف نیست. – یعنی چه طلسمی؟ – من سررشته ی زیادی از جادو ندارم؛ اما اگر واجت بود; بگذریم! من درسته که توی مصر یک افسانه ام؛ ولی مدت زیادی حضور نداشتم، پس از افسانه های زیادی بیخبرم. ممکنه که خیلی قبل از حضور من و فالغ اتفاقات حیرت انگیز زیادی رخ داده باشه که ما خبر نداریم. کتابی را به دستم داد و گفت: – این هم یه سری اطلاعات جدید از ابولهول. متن کتاب را خواندم: – مجسمه ی ابوالهول یا اِسفینکس غول افسانه های مصر باستان و اسطوره اودیپ، مخلوطی از انسان و حیوان با پیکری از شیر، مزیّن به بال های عقاب و دارای سری شبیه سرِ زنان است.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.