فایل کامل رمان جانان من باش PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان جانان من باش PDF دارای ۶۱۲ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان جانان من باش PDF :
آیا ممکن است تابستان جانان ما به عقد زمستان مغرور درآید؟ آیا میشود دختر قصه، عروس کوه سردی شود که هیچکس باور به گرمایش ندارد؟ وقتی زخم طوفانها تن نحیف او را میلرزاند، آیا دستانی هست که به یاریاش بیایند و او را در آغوش گرما و آرامش بپیچند؟ اما چه کسی باور دارد کوه خاموش و مغرور، دستانی پر از عشق و گرما در سینهی خود پنهان کرده؟ تقدیر، چه سرگذشتی برای دختر قصه خواهد نوشت؟ و جانان او، دل و دیوانهی کدام قلب خواهد شد؟
خلاصه فایل کامل رمان جانان من باش PDF
مامان با حرفم رنگ از رخس پرید و با بهت موهام را ول کرد. از شکست مامان، دلم هزار بار دیگر شکست. امروز با تمام بیرحمی توی چشمهای مادرم نگاه کردم و غیرمستقیم بهش فهموندم که از دختر اعتمادش سوءاستفاده کردن. اون هم با میل و رضایت خودش; اما دختر اعتمادش موفق به نگهداری این رابطه نشده بود. تمام این عشق، همهاش فیلم بود؛ یک فیلم کثیف که کارگردانش امیرحسین بود و بازیگر ماهرش هم سیاوش. منِ بدبخت هم یک مهرهی سوخته بیش نبودم. این درد و شکست را مامان بهراحتی میتوانست از اشکهای توی چشمهایم متوجه شود و این برای من چقدر جگرآور بود. نگاهم را با شرمندگی ازش گرفتم و سرم را آرام پایین انداختم. مامان با دیدن شرمندگی در چشمهایم اشک جمع کرد و با دستهای لرزانش به من اشاره کرد و گفت: – من تو رو اینجور بزرگ کردم جانان؟ با حرف مامان بیاراده زدم زیر گریه.
مامان با صدای لرزانش ادامه داد: – من تو رو اینجوری بزرگ کردم که بری آبروی ما رو جلوی همه ببری؟ میخوای کمر بابات رو با این گندت خم کنی؟! با حرف مامان، هقهقهام بلند شد و صورتم را با دست پوشوندم. با التماس گفتم: – مامان! اونجوری که تو فکر میکنی نیست; مامان یکدفعه با حرفم عصبی شد و دیوانهوار نزدیکم آمد. دستهایم را از روی صورتم برداشت و با خشونت داد زد: – پس چهجوریه؟ به من نگاه کن و بگو چهجوریه؟! من تو رو با اون مرتیکهی سیاوش فرستادم که کار کنی، نه اینکه باهاش; مامان اینجا ضربهای به سینهاش زد و با ناله گفت: – چهکار کردی جانان؟ بهخاطر اینکه اون شب تو رو از دست امیرحسین نجات داد، برای جبران کارش این غلط رو باهاش کردی؟ خودت رو پیشکش اون مرتیکه کردی؟ تف بهت دختر! تف! با تُفی که مامان توی صورتم کرد، هقهقهام بیشتر شد. آخ سیاوش; غرورم بعد از تو ویرون شد.
اینو میدونستی، خائن؟! مامان با گریه روی زمین نشست و با ناله گفت: – من الان جواب بابات و مردم رو چی بدم؟! مامان با این حرف، محکم توی صورتش زد و ناله میکرد. با چشمهای اشکی به شکستن کمر مامان نگاه کردم. هزار بار خودم رو لعنت کردم، اما نمیتوانستم برم جلو بغلش کنم و با بغض کردنش قلب بیقرارش را آروم کنم. چشمهایم را با درد بستم و به بدبختی خودم گریه کردم. مامان بعد از شنیدن صدای گریهام با عصبانیت از جاش بلند شد، جلوم ایستاد و گفت: – الان اون پسره کجاست؟ حاضره بیاد تو رو بگیره، هان؟ چشمهایم را با درد باز کردم و با صدای خفه گفتم: – ول کرد مامان! با اینکه میگفت منو دوست داره، اما از اعتمادم سوءاستفاده کرد و بهم نارو زد. منو نمیبینی؟ حال و روزم خرابه! مامان با این حرف، دستش را روی دهنش گذاشت و آرام اشک ریخت. با گریه نگاهش کردم و با بیاختیاری خودمو توی بغلش انداختم.
من هیچ آدمی نداشتم. از این همه بدبختی و غم تاب نیاوردم. بالأخره باید یکجا باشه که به اونجا پناه ببرم؛ مثل شهری، دیاری، خونهای، سایهای; و نه، آغوشی. مامان با گریه منو توی بغلش فشرد و هر دو گریه میکردیم. مامان با هقهق گفت: – من که بهت گفته بودم اینقدر زود به کسی اعتماد نکن دخترم. پس چرا غفلت کردی و خودتو توی چاه سیاه انداختی؟ بیحرف فقط گریه میکردم. توان جواب دادن به حرف تلخ مامان رو نداشتم؛ چون هیچکس عشق من به سیاوش رو درک نمیکرد. عشقی که من به سیاوش داشتم، عشق زودگذر نبود. واقعی بود. اما هیچکس نمیفهمه که من سیاوش رو به اندازهی جونم دوست دارم. به قدری که رنگ چشمهاش برای من بهترین رنگ جهانه و صداش قشنگترین ملودی دنیاست. سیاوش! کاش پیشم بودی تا میفهمیدی که چقدر دلم برات تنگ شده.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
