فایل کامل رمان PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان PDF دارای ۱۸۴۳ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان PDF :
هامین پس از دفایل کامل رمان PDF، هنوز در رابطه و ازدواج تردید دارد. مُجلّلخانم، مادرش، برای اطمینان از آمادگی او، چند دختر را به عقد موقت هامین درمیآورد تا زمینه خواستگاریهای آینده را فراهم کند. اما تقدیر، مسیر دیگری پیش پایش میگذارد.
خلاصه فایل کامل رمان PDF ازدواج به سبک رابین هود
پریا هنوز در بحر محیط ساده و میز و صندلی هایی که شاید قدمتشون به خیلی سال پیش میرسید، بود. فکر نمیکرد که کارگاه عمه اش با اون طرح های فوقالعاده، یه جایی به این سادگی و خونگی باشه. حتی مفروش بودن اتاق به قدری دور از ذهنش بود که در بدو ورود، بشدت جا خورده بود. وقتی چشمش به جاکفشی افتاد، به ناچار صندل خودش رو دراورد و یکی از دو عدد روفرشی های سادهی زنانه ای که مجلل با فرض ندونستن پریا براش قرار داده بود، پوشید و پا به فضای اتاق گذاشت. بیش از هر چیزی حواسش به دراور بزرگی رفت که مثل یک مخزن بزرگ اسرار، در گوشه ی اتاق نسبتا بزرگ، میدرخشید. حدس میزد اونچه که پدرش به دنبالش بود، توی اون فضای فلزی سنگین نهفته باشه! با افکار درهم و پریشون، کنار مجلل که اکنون چادرش رو مثل همیشه با نظم روی دسته ی صندلی دیگه ای آویزون کرده بود، نشست
و توجه اش به سمت برگه های کاهیای رفت که با گیرهی کاغذ روی استند چوبی ثابت شده و برای شروع کار، راحت به نظر میرسید. مجلل شروع به مقدمه چینی کرد و با کلمات ساده و مبتدی یکسری قواعد کار رو یک به یک برای پریا بازگو کرد. جانان هم میشنید و افکارش به خیلی دورها میرفت. به زمانی که دختر خونه بود و به نقاشی علاقه ی زیادی داشت. پدرش چند سالی بود که در تولیدی کاشی و سرامی ِک آمیرخان کار میکرد و جزو معتمدینش محسوب میشد. وقتی مجلل بعد از به دنیا اومدن هامین، از شوهرش درخواست یک خانم وردست رو کرده بود، آمیر هم برحسب اعتمادش، کار رو به پدر جانان سپرد که پیگیر موضوع باشه. به خوبی یاد داشت روزی رو که پدر خدابیامرزش مقابلش نشست و گفت: – جانان، تو که دل به درس و کتاب نمیدی. اگه دلت به شغلی رضاست که به ذوق و علاقه ات نزدیک باشه
کارفرمای من برای خانمش دنبال یه دختر زرنگه که توی کارهای هنریش، کمک دستش باشه. من مجبورت نمیکنم ولی اگه خودت راضی باشی، میفرستمت تا مشغول به کار بشی و آمیرخان هم تضمین کرده که حقوق و بیمهت برقرار باشه. هنوز حرف پدرش تموم نشده، با اشتیاق پذیرفته بود و اکنون در پایان چهل سالگی، همیشه برای پدرش خدا آمرزشی میفرستاد که در مسیر خوبی قرارش داد و زندگیش رو بخصوص بعد از تصادف سعید، به یقین نجات داده بود. پریا اما حواسش به گفته های عمه اش جمع نمیشد. بعد از دیپلم و چند ماه خونه نشینی، پدرش اونو به کارگاهش برده و مشغول به کارش کرده بود. کارهایی که اونجا انجام میداد، ساده بود و پیچیدگی خاصی نداشت. اما در خصوص طراحی و نقش و نگار، هیچ ذوق و قریحه ای در خودش نمیدید. فقط به پدرش قول داده بود که خودش رو مشتاق نشون بده
و عمه اش رو به علاقه ی زیادش توی این زمینه، متقاعد کنه. بعد از ساعتی، زمانی که مجلل متوجه ی حواسپرتی برادرش شد، خیز برداشت تا به بیرون رود و به آشپزخونه سری بزنه. چادر به دوش انداخت و پریا رو برای آشنایی با رنگ نقوش، به جانان سپرد! – پریاجان، طبق برنامه ی همیشگی ام، الان باید به یه سری امور خونه رسیدگی کنم. تو پیش جانان بشین که حین کارش، در مورد رنگ ها باهات صحبت کنه. جانان، با نگاهش به مجلل اطمینان خاطر داد و بعد از خروج زن از کارگاه، پریا رو دعوت کرد بیاد و کنارش بشینه. با لحن مادرانه ای که همیشه با مهوا حرف میزد، رو به پریا گفت: – پریاخانوم، نگران مباحثی که مجلل خانوم توضیح داد، نباش. خود منم اوایلی که اینجا مشغول شدم، سرگیجه میگرفتم. پریا که با خروج عمه اش نفس تازهای گرفته بود، فوری گفت: – وای آره، خیلی سخت میتونستم حواسمو به حرفه ای عمه ام بدم و بفهمم چی میگه!
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
