فایل کامل رمان تنهایی ماهتینار PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان تنهایی ماهتینار PDF دارای ۲۲۲۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان تنهایی ماهتینار PDF :
«تنهایی ماهتینار» روایتی از یک خانواده پرماجراست که از زاویه دید مهرجو، وکیل ماجراجو، روایت میشود. داستان بین چالشهای خانوادگی، رازهای گذشته و پروندههای کاری او در رفتوآمد است و لایهلایه زندگی شخصیاش را آشکار میکند.
خلاصه فایل کامل رمان تنهایی ماهتینار PDF
مهرجو سری به علامت فهمیدن تکان داد. آن لحظه دغدغه ی بدحسابی اسدی، سرایدار ساختمان را نداشت و فقط دوست داشت با مهتاب تنها شود و کمی گفتوگو کند تا از حال بدش فاصله بگیرد. مهرداد شب بخیری گفت و به اتاق رفت. مهرجو همانجا که لحظه ای پیش پدرش نشسته بود نشست. کمی به سکوت گذشت. مهرجو کمی زل مهتابی که به طرح قالی چشم دوخته بود ماند، سپس گلویی صاف کرد. «پیگیر یه پروندهای هستم، خورده به بنبست.» مهتاب نگاه از زمین کند و به مرد جوان چشم دوخت. مهرجو با مکثی ادامه داد: «از بعدازظهر درگیرش شدم و نشد سروقت بیام. بابتش عذر میخوام.» مهتاب سر به دو طرف تکان داد. تا همانجا هم مهرجو هر کاری برای او کرده بود از سر لطفش بود و او این را به خوبی میدانست. «عذرخواهی لازم نیست. پیش میاد.» مهرجو لبخند زد. «مرسی که درک میکنی. اینم از معضلات و مشکلات شغل ماست.
خیلی معطل موندی؟» «یه ساعتی وایسادم، بعدش به عمو زنگ زدم.» «و رفتین خونهه رو دیدین. آره؟» مهتاب با تکان سر جواب مثبت داد. مهرجو گفت: «پس بدقولی من خیلی هم فرجام بدی نداشت. چرا بهم زنگ نزدی؟» «گفتم لابد کار داری که نرسیدی بیای، نخواستم مزاحمت شم.» «چرا به تماسام جواب ندادی؟» «اون موقع دیگه گوشیم تو ماشین عمو جا مونده بود. بعدش باهات تماس گرفتم، در دسترس نبود گوشیت.» «خطا خرابن. یه درمیون تماسا برقرار میشه .» مهرجو گفت و خم شد، یک پیشدستی از روی میز برداشت و آن را جلو مهتاب گذاشت. «یه چیزی بخور.» مهتاب به ظرف میوه، به پرتقال های تامسون بزرگ و به موزهای درشت چشم دوخت. رنگ زرد موز ذهنش را به چرم زرد و موز لهیده کشاند و بعد به کیفپول قهوهای ته ساک رساند. از جا که برمیخاست، مهرجو پرسید: «میری بخوابی؟» مهتاب لحظهای ایستاده نگاهش کرد، سپس راه افتاد.
«میآم الآن.» ساکش را منیره در اتاقکار مهرداد گذاشته بود. کاناپه ی زیر پنجره ی اتاق را هم برای جای خواب او در نظر گرفته و مرتب کرده بود. مهرجو به رفتن او چشم دوخت و ته دلش از آنهمه نزدیک بودنشان لرزید. هنوز هم حضور او را زیر سقف خانه ی پدری باور نداشت. سال ها فرصت داشت به نبودن مهتاب، به نشدن، به ممکن نبودن رابطه شان فکر کند، سال ها پیش، پیش از آن اتفاق هرچه فکر کرده بود، هرچه بالاوپایین کرده بود، به هیچ نتیجه ای نرسیده بود، بعدتر و با خون ریخته شده هم اوضاع بدتر شد، افکار منفی حمله ورتر شدند و ناامیدی از به سرانجام رسیدن عشقش را به رگوپی و جانش ریختند، حالا اما باید به معجزه ایمان میآورد. معجزه مگر جز شدن یک نشدنی بزرگ چیز دیگریست؟ مهتاب با جعبه ای در دست از اتاقکار مهرداد بیرون آمد، نزدیک مهرجو ایستاد و نگاه او را از جعبه به سمت چهره ی او برد. «این مال توئه.»
مهرجو ترجیح میداد به جای نگاه بردن به سمت جعبه، بهجای گرفتنش، از آن فاصله ی کم به آن چشم ها چشم بدوزد، کیفور شود، کمی بعد نگاهش را بلغزاند، به لب ها بنشاند و خیال خوش یک بوسه را در سر بپروراند. «نمیگیریش؟» سؤال مهتاب نگاه مرد را از چشم ها کند. دست پیش برد و جعبه را که میگرفت پرسید: «جاییزهس؟» مهتاب که از نگاه محو مرد جوان معذب شده بود لبخند ملایمی زد و سر جایش نشست. بسته حالا در دست مهرجو بود. «آره. جاییزه ی خوشقولی و به قول امروزیا آنتایم بودنت.» مهرجو خندید. صدای خنده اش به گوش منیرهای که پشت میز توالت اتاقش نشسته و مشغول انجام روتین شبانه ی پوستش بود رسید و لبخند به لبش نشاند. مهرداد طاقباز روی تخت دراز کشیده، کف یک دست را روی شکم و دست دیگر را زیر سر گذاشته و به سقف چشم دوخته بود وقتی منیره پرسید: «دیدی؟» مهرداد نگاه از سقف کند و به تصویر منیره در آینه چشم دوخت.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
