فایل کامل رمان سفر به دیار عشق PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
2 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان سفر به دیار عشق PDF دارای ۱۷۷۷ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان سفر به دیار عشق PDF :

چهار ساله که همه ازش متنفرن… پدر، مادر، برادر، حتی تموم فامیل با نگاه‌های پر از سرزنش و نفرت دلش رو زخمی می‌کنن… فقط به جرم بی‌گناهی؛ بی‌گناهی‌ای که تو دادگاهی ناعادلانه، مثل یه گناه نابخشودنی حساب شد… تا اینکه بعد از چهار سال، چشمش به یه غریبه می‌افته. غریبه‌ای که از هر آشنایی براش آشناتره… یا شاید، آشنایی‌ای که از هر غریبه‌ای براش غریبه‌تره… خودش هم نمی‌دونه… ولی همین دیدار، می‌شه شروع فصل تازه‌ای از قصه‌ی زندگی‌اش…

تکه ای از فایل کامل رمان سفر به دیار عشق PDF

بالاخره بعد از بیست دقیقه خودم رو جلوی آپارتمانم میبینم. ماشین رو گوشه ای پارک میکنم و پیاده میشم چشمم به ماشین آلاگل میفته پوزخندی رو لبام میشینه. هنوز زنم نشده ولی رسما صاحب خونه و زندگیم شده انتظار نداشتم هنوز اینجا ببینمش; اومده بودم به سرو سامونی به خودم بدمو بعدش به خونه شون برم تا با خودش و خونوادش حرف بزنم. میخواستم قبل از حرف زن با خونواده ی خودم به آلاگل و خونوادش همه چیز رو بگم فقط اینجوری میتونم خونوادم رو راضی کنم حوصله ی سر و کله زدن باهاشون رو ندارم بهترین راه اینه که تو عمل انجام شده قرارشون بدم شونه ای بالا میندازمو زیر لب زمزمه میکنم چه بهتر همین الان تکلیفشو روشن میکنم کار من رو آسونتر کرد; دیگه مجبور نیستم بیخودی این همه مسیر رو تا خونه شون رانندگی کنم; جعبه ی یادگاری های ترنم رو از داخل ماشین برمیدارمو به سمت آپارتمانم میرم.

بعد از چند دقیقه انتظار برای آسانسور بالاخره میرسه و من هم به داخل میرم; دکمه ی طبقه ی مورد نظر رو میزنم و نگاهی به پسر توی آینه میندازم. بعد از به هفته حموم نرفتن و عوض نکردن لباس واقعا ظاهرم غیر قابل تحمل شده; هر چند دیگه چه فرقی میکنه زیرلب زمزمه میکنم سروش نباید بشکنی; حداقل در برابر دیگران باید همون سروش مغرور و محکم باشی. سری تکون میدمو منتظر میشم آسانسور به طبقه ی مورد نظر برسه; بعد از خارج شدن از آسانسور با قدمهای محکم به سمت در مورد نظر حرکت میکنیم. همونطور که جعبه رو با به دست گرفتم با اون یکی دستم دنبال کلید میگردم; بعد از چند ثانیه بالاخره کلید رو پیدا میکنم; همینکه میخوام در رو باز کنم در باز میشه و آلاگل جلوی در ظاهر میشه.. لباس بیرون تنشه;. اینجور که معلومه میخواست بیرون بره با دیدن من بهت زده بهم خیره میشه.

بعد از چند لحظه وقتی میبینم که از جلوی در کنار نمیره با بی حوصلگی میگم برو کنار. الاکل: هان؟ با کلافگی با دست به عقب هلش میدمو وارد میشم. آلاگل تازه به خودش میاد و با صدایی که از خشم میلرزه میگه هیچ معلومه تو این مدت کدوم گوری بودی؟ اون از رفتار اون شبت; اون هم از غیب زدنت این هم از بی تفاوتی الانت; داری چیکار میکنی سروش؟ بدون اینکه جوابشو بدم از کنارش رد میشم; در رو میبنده و پشت سرم میاد. آلاگل با توام؟ چرا جواب نمیدی; من به جهنم حداقل به پدر و مادرت فکر میکردی; به دختره; به عقب برمیگردم و چنان نگاهی بهش میندازم که حرف تو دهنش میمونه. اگه میخوای زنده از این خونه بیرون بری بهتره مواظب حرف زدنت باشی بعد از تموم شدن حرفم به سمت اتاقم میرم. آلاگل بعد از این همه مدت با هم بودن باز هم اونو به من ترجیح میدی؟ بی تفاوت به حرفای آلا با آرنج در اتاقم باز میکنمو وارد میشم;

آلاگل هم وارد اتاق میشه و میگه دارم باهات حرف میزنما برو بیرون. الاکل داری بیرونم میکنی؟ پوزخندی رو لبام جا خشک میکنه. انگار اگه من بیرونش کنم خانم واقعا واسه ی همیشه گورشونو گم میکند. با حرص میگم آلا از اتاقم برو بیرون; الآن من هم میام. با خشم به سمت تخت بهم ریخته ی من میره. معلومه این چند روز که من نبودم خودش رو مهمون اتاق من کرده. الاگل دوست دارم تو اتاق نامزدم بمونم حرفیه. با تموم شدن حرفش روی تختم میشینه. هر چی من میخوام با آرامش برخورد کنم خودش نمیذاره. با عصبانیت نگام رو ازش میگیرمو جعبه رو گوشه ی اتاق میذارم. آلاگل اون جعبه چیه؟ بیخیال عوض کردن لباس میشم. دوست ندارم این روز آخری با جنگ و دعوا ازش جدا شم. به سمت آلاگل میرمو با خونسردی ظاهری به بازوش چنگ میزنم;. به زور بلندش میکنمو بدون اینکه جوابشو بدم اون رو با خودم به سمت سالن میکشم.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.