فایل کامل رمان پیانولا PDF


در حال بارگذاری
10 سپتامبر 2025
فایل پی دی اف
20870
3 بازدید
۱۹۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد

 فایل کامل رمان پیانولا PDF دارای ۷۶۸ صفحه می باشد

داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته می‌کند. شخصیت‌های جذاب و داستانی غیرقابل پیش‌بینی که هر خواننده‌ای را مجذوب خودش می‌کند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش می‌برد.

✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه می‌گردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد می‌باشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمت‌بندی شده در استاندارد حرفه‌ای می‌باشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!


بخشی از متن فایل کامل رمان پیانولا PDF :

خزان; زیبایی مرموزِ عمارتِ بزرگ‌ترین آهنگ‌ساز ایران. دختری که سال‌هاست به میل خود در قصری شیشه‌ای زندانی‌ست. اما اکنون، پس از سال‌ها، وارث خانواده بازگشته; مردی با بیماری‌ای عجیب؛ کسی که توان لمس هیچ موجود زنده‌ای را ندارد. پیانیست نابغه‌ای با گذشته‌ای تاریک و مشترک با خزان; گذشته‌ای که با بوی خون و نفرت آغشته است.

تکه ای از فایل کامل رمان پیانولا PDF

دیدم یه ماشین دم دره، ماشین مدل بالا بود، ولی یارو خودش درب و داغون بود، رخش و ندیدم، تا من و دید فلنگ و بست، این دختره‌ام میگفت یارو دنبال ادرس میگشته، ولی یه جای کارمی لنگه! با صدای باز شدن در به خودم آمدم. با سرعت وارد حیاط شدم، راحیل رنگ پریده با لب‌هایی کبود مقابلم قرار داشت. _چیشده؟ با عجله بازویش را گرفتم و با هم به سمت خانه قدم تند کردیم _این ماشین کی بود؟ راحیل داری چی و قایم میکنی؟ با آن هودی عروسکی و لش بیشتر شبیه به دختر بچه‌ای بود که از تنهایی هراسیده. به سمتم چرخید. با دهان باز به خانه زل زدم. عروسک‌های بچه… گهواره… صندلی غذا، لباس‌های نوزادی، همه روی زمین افتاده بودند. هرکدام یک جا… به سختی زمزمه کرد: _خیلی ترسیده بودم… به داریوشم زنگ زدم…جواب نمی‌داد. خشک شده بازویش را فشردم. _چیشده راحیل! قلبم جایی در دهانم می‌تپید.

از شدت ترس و اضطراب فلج شده بودم. _کی این کارو کرده!؟ با بغض زمزمه کرد: _من بهش گفتم بچه دارم! حیران تنها به او چشم دوخته بودم _ساقی داشتی؟ اون… اون شب توی عمارت، یه ماشین اومده بود دم در، الانم اونی که سر کوچه بود؟ اون اومده اینجا؟ چرا؟ هقهقه میکرد، به یقه‌ام چنگ زد، لب‌هایش میلرزید، به قدری سفید گشته بود که هر لحظه بیش از پیش نگرانش میشدم. _قبلا بهم مواد میداد، تهدیدم کرد… من فکر میکردم، میخواد، کمکم کنه… به میکائیل هیچی نگو… نفهمه… نفس‌هایش بریده بریده میشدند. با وحشت سعی کردم آرامش کنم: _چیزی نشده راحیل، نفس عمیق بکش، برای بچت خطرناکه، لطفا لطفا. او اما پنیک کرده بود، دستانش یخ و لرزان بودند، تمام تنش همچون گندمی کوچک در مزرعه‌ای که دچار طوفان شده باشد، میلرزید. صورت سردش را قاب گرفتم

_من و نگاه کن، چیزی نشده که… پیداش میکنیم، ازش شکایت میکنیم، تو گناهی نداری! نفس نفس زنان نالید: _میکشش… دهانش ناگهان نیمه باز ماند. نگاه مبهوت و وحشت زده‌ام بر روی صورتش خشک شد. از درد، نفسش رفته بود، نگاه لرزان هردویمان، سر خورد… هردو به شلوار عروسکی و پشمالو‌اش چشم دوخته بودیم. آن تضاد رنگی… فقط میتوانست خون باشد! _خون ببچم. قطرات خون حالا به پاپوش‌های خرگوشی‌اش رسیده بودند. حس کردم تیره کمرم سوخت، دستانم بند کمرش شد به سختی نگهش داشتم تا زمین نخورد. قلبم در دهانم میزد. خون ریزی کرده بود، بچه… بچه! با صدای درب حیاط و داریوشی که با خنده آوازی می‌خواند و به سمت خانه میامد با بهت به سمت در چرخیدم _آی جیگیلی جیگیلی جیگیلی چشمات و وا کن…آی…کجایی پرنسس؟ چرا زنگ می‌زنی دیگه جواب نمی‌دی؟

برای نینی یه چیزی گرفتم عشققق کنییی این قدر خوشگ… هم زمان با ورودش، جعبه کادویی‌ای که زیر بغلش زده بود، از دستش بر روی قالیچه افتاد. صورتم خیس از اشک و قطرات درشت عرق روی شقیقه‌ام سر می‌خوردند. به سختی تن لرزان و بی‌جان راحیل را نگه داشته بودم. _چی شده!؟ مانند خار در زمین فرو رفته بودم. نفسم بالا نمیامد! _بچه! داریوش به سمتمان آمد، تحمل وزن راحیل را نداشتم، بازویش را گرفت و اورا به سمت خودش چرخاند. راحیل بی‌حال به سختی دست خون زده‌اش را به قفسه سینه داریوش چسباند _داریوش بچم… داریوش با بهت رو به من فریاد زد: _پالتوش و بیار! هم زمان راحیلی را که زانوهایش تا شده و میرفت تا بر روی زمین سقوط کند را از زمین کند و در آغوش گرفت. راحیل سرش را به سینه داریوش چسبانده و تقریبا نیمه بیهوش بود به سختی به خودم آمدم.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.