فایل کامل رمان اسمارتیز PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان اسمارتیز PDF دارای ۱۶۷۴ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان اسمارتیز PDF :
آریا فروهر تصمیم میگیرد برای سه فرزند بازیگوشش پرستاری استخدام کند؛ و این وظیفه را به دنیز مرادی میسپارد، زنی که در شیطنت و دردسرسازی کمنظیر است. اما خیلی زود متوجه میشود که حضور دنیز، نه تنها کارها را سادهتر نمیکند، بلکه حالا به جای سه کودک، باید مراقب چهارمی هم باشد! در میان بازیها، شیطنتها و ماجراهایی که دنیز و بچهها رقم میزنند، آریا بیخبر از خود، دل به همان دردسرساز بزرگ میسپارد; به ملکهی شلوغی زندگیاش!
تکه ای از فایل کامل رمان اسمارتیز PDF
با دقت خرابکاری هاش رو روی برگه نوشتم و نوک خودکار رو روی برگه نگه داشتم: -تک به تک خرابکاریت نوشته شده. اگر با دقت خونده باشی قراردادی که امضا کردی شش ماهه اس و اگر قرار بر فسخ از جانب تو باشه باید ضرر و زیاد بپردازی. این بار انگار دیگه تافیش راحت از دندونش جدا شده بود که فقط یه دور زبونش رو توی دهنش چرخوند. -همینا رو میخواستی بگی؟ سکوت کردم. توی دلم گفتم بقیه رو عملی بهت نشون میدم کله هویجی! اگر ساکن و ساکت میشست و حتی شروع به صحبت کردن نمیکرد فکر میکردم ستاره جلوم نشسته و دستم چنان مشت میشد و خون توی رگام منجمد میشد که تو لحظه چندین برابر عصبانی میشدم ولی وقتی یه تکونی میخورد و یه حرفی میزد تبدیل به یه هویج وروره جادو میشد. خم شد و کمرش رو بازم فشار داد. انگار درد داشت. من ولی بیتوجه بهش ادامه دادم: -وقتی دوستام اینجا هستن
حق نداری پاتو از توی اتاق بیرون بذاری. چشماش عجیب بود، یه برق عجیبی داشت. لای موهای فرفریش که همیشه توی صورتش پخش و پلا بودن گم میشد. یه طوری گردشون میکرد که حس میکردی الانه که یهو بپرن بیرون. -شما میتونین یه روز کامل توی اتاق بمونین و دستشویی نرین؟ میکشین بالا تف میکنین؟ -حتی اگر نیاز به بالا کشیدن و تف کردن بود همین کارو کن. -به نظرم امتحانش کن ببین اصلا خودت میتونی! بعد دستش رو آورد بالا و به حالت خاک بر سرت علامت داد وگفت: -خاک بر سرت شاش بند میشی. -طرز صحبت کردن با کارفرماتم من باید بهت یاد بدم؟ پاهاش رو آورد بالا و روی مبل چهارزانو نشست. کمرش رو صاف کرد و گفت: -اولا که شما کارفرمای من نیستین. من با مادرتون قرارداد امضا کردم. دوما هم که بنده خوب بلدم چطوری باید صحبت کنم. دستم روی میز مشت شد.
دختره ی زبون دراز پررو! حالا بهت نشون میدم چطوری اون زبون سرخت رو از توی دهنش میکشم بیرون. -برو ناهار رو گرم کن بچهها گرسنه شونه. دستش رو به حالت احترام نظامی کنار سرش نگه داشت و گفت: -اطاعت عباس کلاغ! همینطور روی من اسم میذاشت. حقش بود که منم بهش بگم اسمارتیز! چند دقیقه بعد که رفتم سر میز ناهار همه چیز حاضر بود. آیلا روی صندلی مخصوص خودش نشسته بود و آرتا هم پشت میز مشغول خوردن بود. فقط تنها کسی که صدای جیغش میاومد آیهان بود که اونم کاملا طبیعیه. -آقای فروهر… -بگو آریا عزیزم. دنیز آیهان رو زده بود زیر بغلش و اومد توی آشپزخونه. -وای آریا! من اصلا باورم نمیشه دارم از نزدیک میبینمت. بهش عمیق خندیدم. کاری که خوب بلد بودم. اگر میخواستم به راحتی میتونستم دل یه زن رو بدست بیارم. حتی اگر شهرتم نداشتم باز هم برام کار سختی نبود. -غذات رو بخور عزیزم یخ میکنه.
بعد رو به دنیز که داشت با آیهان کشتی میگرفت که و هزار و یک وعده میداد که غذاش رو بخورن گفتم: -برای خواهرت سالاد نیاوردی؟ با حرص دندوناشو روی همدیگه فشار داد و گفت: -سالاد دوست نداره. یهو خواهرش پرید وسط حرفش: -کی گفته! تواز کجا میدونی رودخونهی خروشان! با تعجب گفتم: -رودخونه خروشان؟ آیهان بالاخره کارتون مورد نظرشو پیدا کرده بود و با سکوت داشت قاشق به قاشقی که دنیز میذاشت توی دهنش رو میخورد. -آره دیگه دنیز رودخونه اش. معنی اسمش میشه دریا ولی دریا زیادیشه همون رودخونه بسشه. یه چیزی از اون زیر محکم خورد توی زانوم و یه لحظه نفسم بند اومد. دقیقا زانوی راستم که آسیب دیده بود. اوه اوه; دینا با نگرانی گفت: -وای چی شده؟ دنیز با حرص زیر لب گفت: -لال بمیری دینا! غذاتو کوفت کن پاشو برو خونه. چشمم رو باز کردم دیدم دینا وارفته و نگران داره نگاهم میکنه.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
