فایل کامل رمان دزدی PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان دزدی PDF دارای ۴۶۶ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان دزدی PDF :
پردیس، دختری از جنس عشق و لطافت بود؛ دختری با قلبی پر از احساس; اما این روزها، نگاهش پر از خاموشیه، انگار همهچیز تموم شده؛ شکست، مثل سایهای سرد روی رویاهاش افتاده و باور کرده که دیگه امیدی نیست. اما سرنوشت، درست همونجایی که همهچیز تموم به نظر میرسه، ورق میزنه. امیرعباس میاد؛ نه فقط به زندگی پردیس، بلکه به دل تاریکشدهاش، نوری تازه میتابونه;
تکه ای از فایل کامل رمان دزدی PDF از جنس فرشته
صداشو صاف کرد، خیاری از ظرف میوه برداشت و بهجای میکروفن گرفت. لحظهای سکوت کرد و صاف نگاهمان کرد، بعد با صدای بلند زد زیر: ـ امشب شب مهتابه، حبیبم رو میخوام; حبیبم اگه خوابه، طبیبم رو میخوام; صدای خندهی جمع بلند شد. سروشخان وسط خندهاش، نگاه خصمانهای به او انداخت و بدتر از آن، نگاه مستقیم و اخمآلود امیرعباس به علی; علی به طرز بامزهای با ترس آب دهانش را قورت داد. ـ خب بسه، انگار جمع بیش از حد گرم شد! بشینم سر جام، تا ته نگرفته! صدای خندهی جمع دوباره بلند شد. دایی نوید رو به خاله گفت: ـ افسانه! میگن حلالزاده به داییش میره، اینهها! بامزهگیش عین خودمه! ساحل: ـ میگم نوید، وقت کردی یه کم خودتو تحویل بگیر عزیزم! مجتبی: ـ نوید، قبول دارم که حلالزاده به داییش میره! و گازی به سیب در دستش زد: ـ از اونجایی که من دایی بزرگشم، به من رفته، درست نمیگم نوشین؟
نوشین: ـ بله! کلاً شما سهتا! و علی، دایی نوید و مجتبی رو نشون داد. ـ گُلهی تمکین! خدا حفظتون کنه; و خندید. آیلار با لبخند روی صورتش ادامهی حرف رو گرفت: ـ ای بابا، ولکنین تورو خدا، حالا انگار علی کیه که همه دارن سر شباهتش بحث میکنن! علی تای ابروی پرپشتش را بالا انداخت و رو به آیلار کرد: ـ هر هر هر! خندیدم; کسی از شما نظر خواست اسمالجون؟ حسودیت شد آره؟ آیلار: ـ آخه چی داری که حسودیم بشه؟ سروش، واسه اینکه دوباره بحث بالا نگیره، چشمغرهای به هر دوشون رفت و رو به من گفت: ـ پاره نکردن، برین کیک و بیارین! ـ باشهایی; گفتم و تا خواستم بلند شم، مامان زودتر از من بلند شد و گفت: ـ پردیسخانوم، میگم تا این دوتا همدیگه رو; نه، تو بشین!
ناسلامتی تولد توعهها، من میارم! بعدم پشت سر مامان، نوشین و ساحل بلند شدند. ـ پردیس، بیا بریم، چند لحظه کارت دارم تو اون اتاق. بهمحض ورود، نوشین کیفش رو باز کرد و رژ گلبهیرنگی رو به سمتم گرفت: ـ اون رژ قهوهای که زدی هم دیگه پاک شده؛ همم واسه تولد باید رنگ شاد بزنی. الانم شاید عکسم انداختیم، اینو بزنی قشنگتر میافتی. تشکر کردم و جلوی آینه ایستادم، و کمی زدم. حق با زندایی نوشین بود، اینجوری خیلی بهتر از قبل شد. ساحل: ـ نوشین، چقدر قشنگه! از کجا گرفتی؟ نوشین: ـ ساحلی، مجتبی خریده بود; و هر دو مشغول تجدید آرایششان شدند. همان موقع صدای خاله آمد: ـ بچهها، بیاین دیگه، کیکو آوردیم! و چاقویی را که از قبل با شاخه رز صورتی تزیین شده بود، به دست گرفت و شروع کرد به رقصیدن. اونم چه رقصیدنی! از دخترا بهتر میرقصید; البته یهکم هم مسخرهبازی چاشنی رقصش کرده بود
چیزش عجیب اندر غریب بود. جای علی میرقصید، حقم داشت; ولی خب، علی همچنان که چاقو رو بین دو تا انگشت گرفته بود، آیلار از دستش شاکی بود که با یه دست راست و چپ گرفته بود، میرفت پیش باباجون و مامانجون، عشوه میاومد. صدای آیلار دراومد: ـ بسه! بیا چاقو رو بده به پردیس، یه ملت رو معطل خلوچلبازیهات کردی! علی اخم تصنعی کرد، چاقو رو گرفت، ـ سیس! مثه جغجغه میمونه دختر! چاقو را به دستم داد. آیلار دو زانو کنار میز نشست و دو شمع به شکل عدد و را در کیک فرو کرد و با فندک روشن کرد. کیک به رنگ صورتی بود که روش طرح لوازم آرایش داشت. طرح کیک رو آیلار برام از اینترنت پیدا کرده بود. علی شاکی شد: ـ آیلار، زود باش! جلوی دیدمونو گرفتی! دو تا دونه شمع میخوای روشن کنی، دیگه انقدر فسفس نداره که! آیلار دهنش را برای علی کج کرد: ـ دو کلمه از مادر عروس!
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
