فایل کامل رمان رفاقت ممنوع (دو جلد) PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان رفاقت ممنوع (دو جلد) PDF دارای ۱۹۰۰ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان رفاقت ممنوع (دو جلد) PDF :
اینجا یه دبیرستان پسرونهست؛ نه یه مدرسهی معمولی، بلکه محلی برای درگیریهای بیپایان و داستانهای ناتمام. جایی که دشمنهای قدیمی با نگاههایی پر از نفرت دوباره روبهرو میشن؛ زخمای کهنه هنوز تازهن و خیلی از رازها مدفون موندهن. دو گروه دشمن قسمخورده، حالا توی یه مدرسه جمع شدن تا قدرت واقعیشونو نشون بدن. این دشمنی قدیمی با هر قدم بیشتر از قبل پیچیده میشه؛ بازیای که یه بار شروع شده بود، حالا با شدت بیشتری ادامه پیدا میکنه;
تکه ای از رمان رفاقت ممنوع
کسی که سال آخر راهنمایی تا سال اول دبیرستان باهاش به شدت لج بودم؛ هم از خودش متنفر بودم هم اون رفیق های ابلهترش. همیشه دوست داشت زمینم بزنه؛ از هر فرصتی برای کند زدن به لحظه هام استفاده میکرد، با خراب کردن کولر کلاس یه خسارت گنده به جونم انداخت، با اتهام زدن بهم به عنوان اینکه به دخترها چشم دارم و دست درازی میکنم از مدرسه اخراجم کردن. هیچوقت اینطوری نبود ولی اون خوب بلد بود همه چیز رو ضد من نشون بده؛ تا هرچی یادم میاومد نصف خاطراتم ازش دشمنی بود و دعوا حتی یه بار سرش رو شکوندم و تا چند ماه توی کل مدرسه چسونه واویلا راه انداخت. این آدم منفور بود؛ خیلی زیاد منفور بود، از اون آدم هایی که اوایل باهام فاز رفاقت برمیداشت ولی از دور میشدم پشت سرم هرچی از دهنش بیرون میاومد پشتم میگفت. همیشه سیاست داشت از لای حرف های قشنگ و خوبش تلاش میکرد
اعتماد بنفس آدم رو پایین بیاره؛ تلاش میکرد وقتی یه چیزی یه تن آدم میشینه ازش تعریف کنه اما در عین حال خیلی سوسکی اعتماد بنفس آدم رو ازش بگیره. با پوزخند مضحکی بهم نگاه میکرد و خیلی زجرآور درحال مکالمه با رفیق های کنارش بود؛ من به اندازه ی موهای سرم باهاش سر و کار داشتم، خیلی بعید بود که چهره ام یادش نباشه یا من رو از یاد برده باشه. واضحا از لای جمعیت بهم نگاه مینداخت و انگار هچنان تردید داشت؛ بین اینکه من آشنا میزنم یا نه مونده بود. این بهترین فرصت برای بستن فلنگ بود؛ باید ده پای دیگه قرض میگرفتم و از این معرکه تا قبل از اومدن راشدی خلاص میشدم. نگاه آخرم رو به نیلوفر انداختم که حالا تبدیل شده بود به جومونگ پس دیگه نیازی به من نبود؛ وقتی توی این ورژنش بود یعنی از پس خودش برمیاومد. همین که خواستم از بین دوتا دختر جلوی حلقه زد بشم
صدای کوبیده شدن جشمی به در مدرسه و در مدرسه که چنان بلند بهم کوبید شد تمام دخترهای دور حلقه جیغ نازک و بلندی کشیدن: ـ برید کنار زائو داریم. این صدا به شدت آشنا بود. با جیغی که دخترهای دور حلقه زدن در کسری از ثانیه حلقه باز شد؛ اون لحظه فقط باید چشم هام رو می مالیدم تا مطمئن بشم دارم درست میبینم. پویا داخل مدرسه چه غلطی میکرد؟ درحالی که مثل خر داشت از داخل محوطه به طرف بیرون مدرسه میدوید، تقریبا یه لشکر عظیمی هم پشت سرش بودن؛ از مدیر مدرسه گرفته تا راشدی و سرایدار مدرسه همگی مثل جت دنبال پویا بودن. پویا درحال دویدن با حالت گریه ی نمایشی نعره ی بلندی سر داد: ـ سامان، سامان. خدا ازت نگذره عوضی؛ منو هوایی شقایق و آرمیتا و آنیدا کردی حالا بلغیس و فخری افتادن دنبالم. بلغیس اسم راشدی ابرو کلفت بود، احتمالا فخری اسم مدیر جدید مدرسه بود.
اگه توی شرایط عادی بودیم از شدت خنده انتحاری منفجر میشدم ولی واقعا توی دلم دعا میکردم پویا به در برسه. راشدی مانتوی بلندش رو با دست هاش زده بود بالا و عین اسب جوری دنبال پویا میدوید. پویا از شدت ترس و عرق که از سر و صورتش چکه میکرد. جوری میدوید که نزدیک بود پاش از عقب بخوره توی دهن راشدی. پویا با صدای بلندی نعره زد: ـ خانوم راشدی جون شما زحمت نکش، شکمت داره جلوتر از خودت به من میرسه بلا. در همون حالت که میدوید خنده ی پر عشوه ی دختران های کرد؛ این بشر توی موقعیت خطرناکش هم آدم نبود. با این کارش راشدی جریتر شد و با صدای بمش نعره زد: ـ بیشعورِ بیخانواده وایستا تا نشونت بدم شکم کی آویزونه. مدیر مدرسه همونطور که میدوید کفشش رو با سرعت صد و بیست به طرف پویا هدف گرفت؛ پویا جوری جاخالی داد که پاشنه ی کفش روی زمین سه قاچ شد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
