فایل کامل رمان نیم تاج PDF
توجه : این فایل به صورت فایل PDF (پی دی اف) ارائه میگردد و قابل خواندن بر روی موبایل و یا تبلت می باشد
فایل کامل رمان نیم تاج PDF دارای ۲۱۳۳ صفحه می باشد
داستانی پر از هیجان و عشق که تا آخرین لحظه شما را به خودش وابسته میکند. شخصیتهای جذاب و داستانی غیرقابل پیشبینی که هر خوانندهای را مجذوب خودش میکند. این رمان با نثری روان و زیبا نوشته شده و شما را به دنیای خودش میبرد.
✨ این فایل به صورت PDF (پی دی اف) ارائه میگردد. دارای تنظیمات کامل و فهرست استاندارد میباشد و آماده پرینت یا مطالعه روی موبایل و کامپیوتر است. فایل کاملا فرمتبندی شده در استاندارد حرفهای میباشد. پس فرصت را از دست ندهید و همین حالا سفارش دهید!
بخشی از متن فایل کامل رمان نیم تاج PDF :
هیچ خطایی نکرده بودم; اما گرفتار شدم؛ در چنگ مردی که خشم گذشتهاش را با خود به دوش میکشید. برای اینکه ثابت کنم بیگناهم، قدم در خانهاش گذاشتم; خانهای که خیلی زود فهمیدم فقط چهاردیواری نیست؛ زندانم شد; نه فقط برای تنم، برای قلبم هم.
تکه ای از فایل کامل رمان نیم تاج PDF
سری به نشانه مثبت تکان داده و عکس را از میان دستم گرفت: _فکر می کنم قضیه جدی تر از چیزیه که فکرشو می کنیم. _و..!؟ پرونده را بسته و گفت: _اگه همونی باشه که فکرشو می کنم; تو یه معذرت خواهی بزرگ به غنچه سیاوشی بدهکاری! قبل از انکه اولین قدم را بردارد بازویش را محکم گرفته و گفتم: _منظورت چیه!؟ با نیم نگاهی به دستم بازویش را از میان انگشتانم بیرون کشیده و گفت: _این گروه بیشتر از یک و نیم دهه پیش نابود شد; اینا با زن جماعت کار نمی کردن جهان; اونا رو در حدی نمی دیدن که عضوی از خودشون بدونن. استفاده اونا از جنس زن فقط شامل رخت خوابشون می شد! بزار اینطور روشنت کنم; اگه پای این گروه وسط باشه ممکنه غنچه فقط یه طعمه باشه! یه طعمه بی گناه! _آدما توی دهه ها عوض می شن; شاید اینبار تصمیم گرفتن تبعیض جنسیتی رو کنار بزارن؛ دلیل نمیشه اون بیگناه باشه.
سری تکان داده و گفت: _امیدوار باش حق با تو باشه; ولی کنجکاوم بدونم; اگه بفهمی غنچه بی گناه بوده; میان حرفش پریده و گفتم: _ این اتفاق نمی افته! با جدیت و تن صدای محکمی گفت: _اگه افتاد!؟ کلافه به صورتش خیره شدم و گفتم: _اگه افتاد، اولین کسی که تصمیماتم رو بهش میگم تویی!خوبه!؟ سری به نشانه تاسف تکان داده و وارد پارکینگ شد. ضربه ای به شیشه نگهبانی زده و با صدای بلندی گفت: _امیرعلی; امیرعلی!! پسرجوانی درحالی که کاپشن بادی آبی رنگی را به تن می زد از درب فلزی بیرون امده و با لبخند گفت: _سرگرد نریمان!؟ آفتاب از کدوم ور در اومده؟ میگفتی گاوی، گوسفندی، شتری؛ چیزی سر ببریم؛ مرد! حسام سر بال انداخته و گفت: _ مزه نریز بچه، عجله دارم. امیرعلی سر تکان داده و دست بر روی چشمش گذاشت. _امر کن; حسام از داخل تلفن همراهش چیزی را خوانده و گفت: _ این شماره پلاک; کجاست!؟
امیرعلی با مکث کوتاهی گفت: _فکر می کنم باید; تقریبا طبقه سه باشه; ردیف دوم! ابرویی بال انداخته و کنار گوش حسام گفتم: _چطوری حفظه؟ امیرعلی جلوتر از ما به سمت پشت نگهبانی حرکت کرد. حسام جواب داد: _ کارش همینه با اینکه روزانه ماشینای زیادی براش میاد اما اینجاهم نظم خودشو داره هر شماره پلاک توی ردیف و طبقه خودش نگه داری میشه. همه کارای اینجا توی سیستم ثبت میشه اما امیرعلی بیشتر از سیستم حفظه; با نیم نگاهی به حیاط پارکینگ و ماشین های محدود گفتم: _ گفت طبقه!؟ گوشه لبش کمی بال امده و با چشم به زیر پایمان اشاره کرد! لب هایش را تر کرده و گفت: _فکر نمی کنی که هزار تا ماشین با سابقه جنایی و جنجالی رو توی پارکینگ عادی و آدمای عادی می زارم!؟ با صدای بوقی که نشان از رسیدن به طبقه منفی سه را می داد از اتاقک آسانسور پیاده شده و با دیدن پارکینگ مجهز و تمیز جا خوردم.
فضای حیاط بال به خوبی اینجا را استتار کرده بود; با صدای ارامی زمزمه کردم: _بعضی وقتا حس می کنم ازت می ترسم حسام;! چشم هایش را ریز کرده و گفت آره; آره باور می کنم! لبخند کوچکی زده و نگاهم را به بادیگارد هایی که گوشه گوشه پارکینگ ایستاده بودند انداختم که صدای امیرعلی بلند شد. _اینجاس; هردو به سمتی که ایستاده بود رفتیم. انگشتش را نرم بر روی کاپوت خاک گرفته کشیده و گفت: _امیدوارم به گرد و خاک حساسیت نداشته باشید; این یکی دو سه ماهی هست از جاش تکون نخورده. حسام دستی بر روی شانه اش زده و گفت : _از اینجا به بعدش با ما; امیرعلی بی مخالفت سری تکان داده و رفت. _خـب; بیا شروع کنیم. طبق اظهارت غنچه جانا از سمت راست به بدنه ماشین خورد و اون مجبور به توقف شد. بعد اونو روی صندلی عقب خوابونده تا از اون جاده نجاتش بده.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
شیعه فایل |
